صفحه اصلی
loading...
 
 
 

نشان بدرقه

شاعر: مهیار خاوری نژاد

زیر همان درخت سبز اقاقیا
که نشان بدرقه ات بود
گل می دهد...
چند سالی است
در کنج لنج های بی ماهی
از میان تورهای آفت زده
نگاه آخرت را
بدرقه می کند.
آری، یاسمین را می گویم
بزرگ تر شده است
بزرگ تر می رود
و بزرگ تر...
می گرید!!!
چند سالی است

صدف های درونش
تو را مروارید می کنند
و دانه دانه
از میان چشمان دریایی اش
گردن آویز انتظارت می شوند
خلیج آرام است...
آری، ماهی ها
رشادت هایت را
به خاطر نمی آورند... نا خدا هم؟؟؟
گویا گم شده ای
در میان لحظه هایی که گم می شوند
و سهم من از تو
تک پلاکی است
که نبودنت را
حک کرده است

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »