|
|
|
|
|||
صدای زخمی
شاعر: جواد زهتاب
مطلب بعدی »
یه صدا، صدای زخمی یه صدا، صدای خسته یه نفس شبیه هق هق یه ترانه ی شکسته با تموم پاکبازی همه رمزی، همه رازی تو برنده ای که با غم داری بی صدا می سازی تو حکایت یه شمعی یه چراغ شب فروزی نه یه دادی نه یه دودی داری بی صدا می سوزی تو که با صلابتت کوها رو حیرون می کنی پشت دستت چرا سرفه هاتو پنهون می کنی تو که دیروزو نوشتی تو که امروزو سرودی کاشکی ما فردا بدونیم تو چی کار کردی، کی بودی اگه یادمون نرفته تو همیشه ی هنوزی چرا بی صدا می سازی چرا بی صدا می سوزی تو که با مردونگیت دنیا رو مجنون می کنی پشت دستت چرا سرفه هاتو پنهون می کنی یه نفس شبیه هق هق یه صدا زخمی و خسته توی کوچه مون پیچیده یه ترانه ی شکسته منبع: کتاب همیشه های هنوز 2 |
|||||
|