صفحه اصلی
loading...
 
 
 

مرد کوچک

شاعر: سید علی شکر اللهی

در خاطرم ز یاد تو صد ها ترانه است
یاد تو روح تازه ی این آشیانه است
آموختی به مادرت ای مرد کوچکم!
دنیا برای فاخته ها آب و دانه است
وقتی که از سجل، دو سه سالی جلو زدی
گفتم که بازی دل تو عاشقانه است
قایم شدی و چشم برایت گذاشتم
گفتم دوباره شیطنتی کودکانه است
اما میان تازه جوانان شهر مان
دیدم که پاره ی تن من هم روانه است
از کوله پشتی ات که پر از یا حسین بود
خواندم که این سفر، سفری جاودانه است
ماهی نرفته بود که جاوید اثر شدی
گفتند نردبان عروج تو بانه است
آمد رفیق سنگر و درست به خانه مان
دیدم نگاهش از غم تو بیکرانه است
آورده بود مهر و پلاک و وسایلت
تو زنده ای برای من این ها بهانه است
چندین بهار سبز از آن سال ها گذشت
مادر هنوز منتظر زنگ خانه است

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »