حسین در سال 1337 دیده به جهان گشود و با پاکی و سلامت زندگی را سپری کرد . هنگامی که جوانی بالنده شد انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی آغاز شد و او امام را به عنوان یک مدافع حق و حقیقت و فضیلت های اخلاقی و ان سانی دید و آن چه که امامش می گفت را با جان و دل پذیرفت و در راه اجرای اوامر امام و تحقق انقلاب و فروپاشی حکومت استبداد شاهنشاهی از هیچ تلاشی دریغ نکرد تا این که انقلاب به پیروزی رسید.
او پس از دوران سربازی در رشته جغرافیای دانشگاه اصفهان پذیرفته شد و هم زمان دروس طلبگی را نیز می خواند. او در طول دوران جنگ چندین بار به جبهه اعزام شد و هم زمان با شروع عملیات خیبر در منطقه طلائیه حضور یافت و در آن معرکه عشق و خون قدم گذاشت و دیگر بازنگشت و در همان منطقه مفقودالاثر گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم
" من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً "( احزاب/23).
برخی از مؤمنان بزرگ مردانی هستند که به عهدی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند پس برخی از آنها به نذر خویش وفا کردند (شهید شدند) و برخی از آنان انتظار می کشند و هیچ تغییری در پیمان خود ندادند.
" اثنی علی الله احسن الثناء واجده علی السراء و الضراء اللهم انی احمدک علی ان اکرمتنا بالنبوه و علمتنا القرآن و فقهنا فی الدین و جعلت لنا سماعاً و ابصارا و افئدة و فاجعلنا من الشاکرین ". سپاس کنم خدای را به بهترین سپا سها و حمد کنم او را در خوشی و سختی. بار خدایا! من سپاس گویم تو را برای این که ما را به نبوت گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی و در این راه ما را دانا ساختی. گوش های شنوا و دیده های بینا و دل های آگاه به ما ارزانی داشتی. پس ما را از سپاسگزاران قرار ده. از سخنان امام حسین در روز عاشورا پس از حمد و سپاس به درگاه ایزد متعال و صلوات و سلام بر پیامبران، مخصوصاً آخرین ایشان محمد بن عبدالله(ص) و 12 جانشین ایشان و با سلام بر نایب امام زمان(عج) و مرجع تقلید شیعیان جهان و رهبر انقلاب اسلامی حضرت آی تالله امام خمینی و تمام یاوران ایشان از ابد و ازل و تمام خدمتگذاران به اسلام و مسلمین. با سلام بر پدر و مادرم که سالیان زیادی برایم زحمت کشیدند و مرا تربیت کردند و تحویل جامعه دادند تا خدمتگذاری نا چیز برای اسلام بزرگ باشم.
پدر و مادر عزیزم! در حالی این وصیت نامه را می نویسم که شوق رفتن به جبهه و شوق و عشق جان فدا کردن، اختیار نوشتن را از من گرفته است و لحظه شماری می کنم تا هرچه زودتر به مقصد اصلی خود که زیارت جانان است نایل شوم و در حالی این نوشته را می نویسم که دشمنان اسلام همه کمر به نابودی اسلام و مسلمین بست هاند و همه دست به دست هم داد هاند و م یخواهند که مکتب توحید و عدالت و ولایت را از بن برکنند تا اثری از آن نماند و اسمی از اسلام باقی نماند و به مکیدن خون مسلمین و استعمار و استثمار کردن و حکومت فرعونی خود تداوم بخشند و امت اسلام همانند برده و بنده ای در جلوی آنها به خاک بیفتد. اما تا شمع وجود دارد و تا رهبریت در دست ولایت و نایبان ایشان باشد به اسلام عزیز گزندی نخواهد رسید و فعالیت آنان به نابودی خودشان کمک م یکند. ولی در این میان امت اسلام است که باید با عمل ثابت کند که پیرو واقعی اسلام است و عاشقان حسین(ع) باید عشق را ثابت کنند. وگرنه با کلام و زبان، معاویه و یزید و صدام و با زبان، طرفداران اسلامند. فقط با زبان اسلامی بودن، همانند اسلامی بودن ملی گراها و غرب زدگان و شرق زدگان است. مثل اسلامی بودن گران فروشان و محتکران و مسرفان است.
های ای امت اسلام! امروز اسلام غریب است. امروز حسین زمان روح الله عزیز سرش را به نیزه غربی ها زده و صدای " هل من ناصر ینصرنی " او بلند است که اگر جلوی گوش دل را نگرفته ای باید شنیده باشی. امروز علی زمان در دل شب سرش را در چاه کرده و ناله می کند، اگر چشم دلت کور نیست، باید دیده باشی. امروز یاوران موسی ابن جعفر زمان در دل زندان های هارون الرشید زمان زیر شکنجه ها فریاد مظلومیت سر م یدهند و خلاصه امروز ریختن خون مظلوم را امری واجب می دانند و من و تو ای برادر! باید به فریادشان برسیم.
های ای کسانی که مال و جاه و مقام و زن و فرزند شما را مغرور کرده و حجاب و پرده ای برای دیدن و رسیدن به حقایق شده است! چشم خود را باز کنید و کمی فکر کنید و به عاقبت خویش بیندیشید. چون منیت شما و نفس شما مانع شده که به هدف اصلی که همان بندگی خالص است روی آورید. امروز اسلام عزیز به دست شما سپرده شده است. اسلامی که سالیان زیادی توسط خون امیرالمؤمنین و و فرزندانشان و شهید اول و شهید ثانی و هزاران مرجع و عالم شهید دیگر حفظ شده، این اسلام باید به حضرت بقیة الله سپرده شود و گرنه تمام آن ها در روز محشر جلوی من و شما را می گیرند و از من و تو باز خواست میکنند.
امروز باید با پیروزی جنگ اسلام بر کفار گسترش اسلام را حفظ کرد. امروز باید تمام جهان از احکام آن با خبر شوند و ندای عدالت و آزادی آن باید به گوش تمام جهانیان برسد. باید امروز از سیاه پوستان آفریقا تا سرخ پوستان آمریکا، همه ندای روح بخش توحید را که همان ندای فطری هر شخص است بشنوند و با کمال علاقه به آن لبیک گویند. امروز جهان به بن بست رسیده است. مادیت آن را راضی نکرده است چون خود این انسان نصف آن جنبه
مادیت را دارد و نصف دیگر آن که جنبه روحانیت و معنویت است از زندگی انسان افروزی رخت بربسته است.
امروز انسان تشنه حقایق است. زندگی حیوانی همراه با زندگی بنده مال و ثروت بودن او را راضی نکرده است و دنبال گمشده خود م یگردد و تو گمشده او را می دانی چیست. این گمشده را به او برسان که اگر نرسانی مسئولی و فردای قیامت خون شهیدان جلوی تو را می گیرد و از تو بازخواست می کند و این گمشده تعالیم متعالی و روح بخش اسلام است.
امروز کناری نشستن و دم فرو بستن خطاست، و یا امروز در کناری نشین و دم از نبودن بزن. امروز روز مخالفت نیست، امروز روز مخالفت نیست، امروز روز تفریح نیست. امروز روز فداکاری است، روز خدمت است، امروز روز پشتیبانی از اسلام است. امروز روز لبیک گفتن به حسین زمان است و امروز روز ایثار تا شهادت است. امروز روزی است که باید انتقام خون علی اصغر و علی اکبر و اباالفضل را بگیری، امروز باید انتقام خون 11 امام شهید را بگیری. امروز باید انتقام مظلومیت زهرا را بگیری. امروز روز از جان و مال و فرزند گذشتن است و فدا کردن آن در راه دوست، و این مسئولیت در هر لباسی باشی باید انجام شود. چون رشته کارم با دو قشر جامعه است، روی سخنم با آنهاست. 1- روحانیون 2- دانشگاهیان. ای روحانیون، ای وارثان خون پیامبران و امامان و ای ادامه دهندگان راه پیامبر، ای امانت داران و حافظان و پیام آوران ندای قرآن و عترت! شما مسئولید. شما امروز باید اسلام را از تمام جنبه ها تقویت کنید. چه از جنبه اجتماعی اخلاقی و چه از نظر علمی؛ که اسلامی که در دست شماست امروز در حال جهانی شدن است و گسترش آن به دست شماست. حقیر که خود طلب های نا چیزم کوچک تر از آنم که سفارشی بکنم ولی این را بدانید که اسلام در خطر است، قطره ای پاک در اقیانوس نجاست است. باید این قطره را حفظش کنید. باید حفظش کرد. باید از تغییر یافتن، بدعت و تغییر مسیر یافتن حفظ شود. ای پرهای بال امام زمان و ای یاوران خمینی! امروز جهان چشم به اعمال شما دوخته است و کوچ کترین عمل نادرستی را فردا به اندازه کوهی کرده و در بلندگوهای دشمنان می گویند و در دنیا نشان می دهند.
و ای دانشگاهیان، ای که آزاده انقلابید، ای که حکومت استبداد با لهای شما را بسته بود، ای منادیان علم! امروز ایران در دست شما امانت است. فرزندان شهیدان و مزار شهیدان که سراسر ایران است به شما سپرده شده است ودنیا چشم به شما دوخته است که شما در ایران اسلامی آزاد چه خدمتی می کنید، چقدر ایثار می کنید، چقدر از مملکت اسلامی محافظت می کنید و این مزار شهیدان را آباد می کنید. چقدر به افراد تشنه آب می دهید. چقدر به مریضتان پزشک م یرسانید. ای شمایی که باید دانشجویانی تحویل جامعه دهید که برای مملکت خود خدمتگذار باشند نه آقا و حاکم و والی و شما ای دانشجویان! در مشت شما خون شهیدان است. آیا می خواهید ادامه دهندگان آنها باشید یا خون شهیدان را با مقام و جاه دنیایی تعویض کنید. ای که آزاده انقلابید ای که اسلام به شماهستی داده، ای که هم رزم شهیدان دانشجویانید! چه برنامه ای دارید و چه هدفی دارید و چه میخواهید بکنید.
ای پدرم، ای که با شغل کارگری مرا بزرگ کردی! شما را به خدا می سپارم که خوب پدری بودی و خوب مربی ای بودی. اگر درس نخوانده بودی ولی با فطرتت مرا بزرگ کردی. ای مادر عزیزم، ای عزیزتر از جانم ای مربی ام، معلمم و ای غمخوارم، ای شاگرد خانواده اهل بیت و ای دختر پیامبر! خوب مادری بودی. مرا حسین نام نهادی و چه خوب نامی؛ و شیر خود را همراه با اشک بر مصیبت حسین(ع) به من خوراندی تا عشق به آن امام را در رگ و پی خود یافتم و با آن بزرگ شدم. ای که با فلاکت و سختی مرا بزرگ کردی و ناصح من بودی و ای کسی که اگر در جایی پایم م یلغزید و یا مست م یشدم مرا راهنمایی م یکردی! ای برادران! شما را به خداوند م یسپارم و شما را به بندگی خداوند سفارش م یکنم که زندگی کمال و جاه و زن و فرزند زودگذر است و دل بستن به آن باعث غضب خداوند می شود. شما را به دوستی اهل بیت سفارش می کنم. و ای دوستان! شما را به بندگی خداوند سفارش
می کنم که آن است که انسان را از گمراهی نجات می دهد؛ حتی علم تنها گاهی حجابی برای انسان م یشود. همه شما را به تقوای خداوند سفارش میکنم و بس.