احمد چراغی، در اول فروردین ماه سال 1338 در چادگان اصفهان به دنیا آمد. به علت وضعیت نامساعد اقتصادی همراه خانواده به اصفهان مهاجرت نمود. پدرش درویش علی، قصاب بود و می کوشید از راه حلال هزینه معاش خانواده را تأمین کند.
احمد، از همان کودکی به مسائل دینی و امور مذهبی علاقه خاصی داشت، و زیر بار حرف زور نمی رفت و راستگو بود.
شجاع و در عین حال مهربان بود. با وجود سن کم عاقل و توانا بود. روحیه لطیف و مهربانی داشت. به گل و گیاه و طبیعت علاقه مند بود .
در منزل مراقبت از باغچه و کاشتن گلها به عهده او بود و در کارهای خانه به مادر کمک می کرد.
هنوز تحصیلات ابتدایی را به پایان نرسانده بود که پدرش فوت کرد و برادر بزرگش سرپرستی خانواده را به عهده گرفت.
پس از گرفتن سیکل، به نیروی دریایی علاقه مند شد و در آنجا ثبت نام کرد. حدود سه ماه در نیروی دریایی خدمت کرد، اما به دلیل برخورد بد فرماندهان و ظلم و فساد حاکم بر ارتش منصرف شد و با پرداخت خسارت از نیروی دریایی انصراف داد . در کنار فعالیت شغلی جهت کمک به
خانواده در لوله کشی ساختمان و نجاری کار می کرد . به فعالیت ه ای مذهبی، سیاسی نیز می پرداخت.
حضور مستمر او در مسجد و آشنایی با حاج آقا احمدی، امام جماعت مسجد -که از روحانیون مبارز و انقلابی بود - سبب گشت، تا وی فعالیت های سیاسی خود را گسترش دهد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوست و شبانه روز خود را وقف اسلام و انقلاب نمود. اکثر اوقات را در سپاه می گذراند.
نگهبانی، بازرسی از جمله خدماتی بود که در کمیته و سپاه پاسداران انجام می داد. شجاعت و توانایی احمد در مدیریت سبب گشت تا به عنوان فرمانده کمیته واحد 4 در میدان طوقچی برگزیده شود.
او نیک می دانست که همه ی امور دنیا در ید قدرت خداوند بی همتاست و از هیچ کس نمی ترسید. با آنکه خود وضعیت اقتصادی خوبی نداشت، اما دوست داشت به افراد بی بضاعت در حد توان کمک کند و از هر فرصتی برای کمک به مستمندان بهره می گرفت.
با شروع درگیری و جنگ، احمد به جبهه رفت. مدت شش و ماه نیم در منطقه کردستان بود و پس از مدتی به جنوب کشور اعزام گشت.
او سوار بر موتور در جلو، گردان تانک را فرماندهی می کرد. او فرمانده گردان تانک در تیپ 30 زرهی اهواز بود.
احمد چراغی در عملیات رمضان فرماندهی گردان را به عهده داشت، او با آرایش دقیق نظامی تانکها، آتش سنگینی بر سر دشمن ریخت و دشمن را زمین گیر کرد.
بعد از تک عراق در حالت دفاعی بودند، نزدیک اذان ظهر بود، احمد خود را برای نماز و راز و نیاز آماده کرد که بر اثر اصابت گلوله به سرش در 61/4/28 در حالت سجده به شهادت رسید.
فرازی از وصیتنامه
برادران و خواهران وحدت را حفظ کنید و در نماز جمعه و جماعت شرکت کنید و برادران در بسیج
شرکت کنید.
برادرانم خود را از بعد سیاسی، عقیدتی، نظامی غنی سازید.
برادرانم از اختلافات و تفرقه افکنی بپرهیزید و پیرو ولایت فقیه باشید .
وظایف اسلامی خود را به نحو احسن انجام دهید که زمان امتحان است.