تحصیلات خود را ابتدا در رشته کاردانی فنی و تکنولوژی و سپس در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع کارشناسی ادامه داد و در سال 1354 پس از پایان دوره نظام وظیفه در ذوب آهن اصفهان مشغول به کار گردید. اما پس از چندی با آنکه در این ارگان منشأ خدمات بسیار ارزنده ای بود، راضی نشد و به آموزش و پرورش اردستان و سپس نجف آباد پیوست. احمد دارای اندیشه های والایی بود که باید از محصور بودن در وجودش نجات می یافت و به دیگران از جمله جوانان این کشور انتقال می داد. او که وارستگی و خود ساختگی را تجربه کرده بود می خواست هنرآموزان خود را به مرز خود باوری برساند تا جائیکه موجب ترغیب و تشویق بسیاری از آنان برای حضور در جبهه گردید و سرانجام خود نیز به جمع خدا باوران خطه خوزستان پیوست و پس از حضوری عارفانه در منطقه دهلران به نهایت کمال انسانی و معنوی دست یافت و به صف شهیدان پیوست. در فرازی از وصیت نامه اش، دیگران را این گونه به راز دنیا با معبود یکتا می خواند:« از خداوند که به شما توفیق نماز شب خواندن عطا کند و در دل شب با حالت گریان و با اخلاص با خدای خود به راز و نیاز بپردازید و بدانید که همین اعمال است که برای انسان باقی می ماند»