سوم مهر 1348، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش رضا، کشاورز بود و مادرش بتول نام داشت. خواندن ونوشتن نمی دانست. کشاورز بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم آذر 1366، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش واقع است.
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عنند ربهم یرزقون بما اتیهم الله من فضله
نپندارید کسانی را که در راه خدا شهید شدهاند مردهاند بلکه زندهاند و در کنف و لطف خداوند متنعم میباشند و به فضل و رحمتی که از جانب خداوند نصیبشان گردیده شادمان هستند.
با دعا به امام عصر عجلالله تعالی فرجه و با دعا به جان امام امت خمینی کبیر و با سلام و درود به زاهدان شب و شیران و روز و با سلام بر شهدا و خانوادههای آنها و اسراء و مفقودالاثرهایمان.
بنده محمود جعفریان متولد 1348 شهادت میدهم محمد پیامبر خداست و علی جانشین اوست. وصیتنامه خود را آغاز میکنم.
به نام خدایی که پرورش دهنده عالم است، خدایی که فریاد رس فریاد خواهان و درهم کوبنده ستمگران، خدایی که زبانها در غایت ستودنش قاصر و گردنکشان لال و دلها از کنه شناختش عاجز و جباران از هیبت او خوار و ذلیل و چشمها از ترس او حیران، خدائی که حاضر و زنده است و با سلام و درود بر نایب بر حقش خمینی کبیر ، این ابراهیم زمان، این پرچمدار حسینی و با سلام به خانوادههای شهدا و معلولین و مجروحین جنگ و انقلاب و با سلام به ملت غیور ایران کلام و نوشتههای خود را آغاز میکنم.
من کوچکتر از آنم که بتوانم سفارشی و یا وصیتی به کسی بنمایم ولی بر حسب وظیفه چند کلمهای با شما عزیزان میگویم و شما نیز طریق سفارش معصومین ، بر آن نباشید که چه کسی میگوید، بنگرید چه میگوید.
انشاء الله همه ما جزء مؤمنین و تقوا پیشگان باشیم . اما خدا را شکر میکنم که مرا هدایت فرمود که راه رهبر که راه خدا و پیامبر راستین است انتخاب کنم. امیدوارم که خدا مرا تا آخر عمر هدایت کند و آنی مرا به خود وامگذارد و من در برابر برادران جانباز احساس حقارت و کوچکی میکنم و حتی میبینم که با نداشتن پا و دست و یا چشم در جبهههای جنگ علیه کفار شرکت میکنند واز هر طرف نگاه میکنم افرادی میبینم که یک یا دو و یا بیشتر، برادران خود را از دست دادهاند و باز هم با فداکاری به جنگ علیه کفار ادامه میدهند.
بار خدایا؛ مرا یاری ده تا در راه انقلاب و اسلام راستین که هدف رهبر عزیز میباشد قدم بر دارم و بار دیگر به برادران عزیزم خدمت کنم.، من که خود را لایق شهادت نمیدانم ولی از لطف و عنایت پروردگارام نا امید نیستم، چرا که ناامیدی خود گناه بزرگ است و همین افتخار مرا بس که خدمتگزار به شهدا بودم و خدایا از تو میخواهم که مرا توفیق دهی تا در این راه خدمت کنم. و ای خواهران و برادران، ما اگر به اسلام واقعی نگاه کنیم میبینیم که اسلام تنها یک مکتب خلاصه شده در عبادت تنها و یک بعدی نیست، اسلام واقعی تمام ابعاد فردی و اجتماعی و غیره را در بر دارد و باید بدانیم که پیرو اسلام و مسلمان و شیعه بودن تنها، پرداختن به یک سری اعمال و عبادتها از روی عادت یا بدون معرفت نیست و مسلمان وظایف دیگری نیز بر عهده دارد که یکی از این وظایف احیاء دین برای رضای خداوند است و هر مسلمان واقعی باید به این وظایف عمل کند، برای احیای دین مبین اسلام باید به کوشش و جهاد پرداخت تا اسلام پایدار بماند و گرنه اسلامی را که جنایتکاران برای استثمار کردن ما به ما تحمیل کردهاند یعنی گوشه نشینی و به عبارتی دیگر جدایی دین از سیاست.
ای امت شهید پرور دین اسلام را حفظ کنید که خداوند پشتیبان شماست و خون شهدا را پایمال نکنید تا اسلام حقیقی را بر پا کنید و کفر و ابرقدرتها را در هم کوبید و ای خانواده شهدا شما هم جبههها را تنها نگذارید و راه انبیاء را ادامه دهید و ای کسانی که میگویید شما برای چه کشته میشوید، ما برای اسلام و برای خدا میرویم ، ما برای ریاست نمیرویم، ما راه انبیاء را ادامه میدهیم و تا آخرین قطره خونمان در برابر دشمنان میایستیم و اسلام حقیقی را بر پا میکنیم و روزی خدا یک جان میدهد و روزی هم آن را میگیرد، پس چه بهتر که در راه خدا شهید شویم.
من در کمال صحت و سلامت بدن و آگاهی از راهی که میروم شکرگزار هستم و ای کاش جانها داشتم تا در راه اسلام فدا کنم ، اما حیف که بیش از از یک جان ندارم و ای مردم شما ادامه دهنده راه شهدا باشید و شما مثل حسین علیهالسلام وارد جنگ شوید و مثل حسین باید شهید شوید و از برادران و خواهران دینی تقاضامندم دست از روحانیت مبارز برندارد که هر چه داریم مدیون زحمات اینها هستیم و ای رفقای عزیز اگر از من بدی و یا ناراحتی دیدهاید ببخشید و ادامه دهنده راه شهدا باشید.
و ای پدر و مادر و این خواهران و برادران عزیز؛ اگر از من بدی دیدهاید مرا ببخشید و توصیه میکنم به شما خواهران و مادر گرامیم که حجاب خود را حفظ کنید و با این عمل مشت محکمی بر ابرقدرتها بزنید و در عزای من برای من گریه نکنید مگر بیاد سرور آزادگان امام حسین علیهالسلام و شهدایی همچون شهید مظلوم دکتر بهشتی ، رجایی ، باهنر و شهیدان محراب آیتالله مدنی و دستغیب و صدوقی و اشرفی و ...
ای برادران عزیزم؛ مدرسه را سنگر خود قرار دهید و آن را حفظ کنید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
محمود جعفریان ـ آذر ماه 1366