روحانی شهید: محمد بهرامي باز هم دست سبز انديشه قلمم را به تكاپو وادشت تا خون سرخ شهدا را جوهر وجود خويش سازم و با قدم نهادن بر رخسار سپيد كاغذ بار ديگر نقاش لحظه هاي ناب ايثار و شهادت مجاهدان باشم مجاهدان شهيدي كه با دريايي از مركب نمي توان به تفسير خون شرخشان پرداخت همانند شهيد بهرامي سال 1344 در شهر ايثار و شهادت ديزيچه از توابع شهرستان مباركه در خانوادهاي متدين و زحمتكش ديده به جهان گشود. او عاشق و شيفته پدر و مادر خويش بود و در همان كودكي با تبرك دستان كوچك و مهربانش و بافاي سينه اش جامي از شفقت و مهرباني را نثار ايشان نمود و پروانهوار گرد شمع وجودشان چرخيد تا در صف مرصوص نگاهشان آشيانهاي از عشق و محبت بنا كند و هر صبحج و شام همچون پرستعو در آسمان آبي قلبشان پروزا كند با اتمام تحصيلات مقدماتي در سن 16 سالگي بعد از اخذ ديپلم وارد حوزه علميه شد و دروس مقدماتي حوزه درا در شهر ديزيچه در خدمت اساتيدي چون حاج آقا دانشمند و حاج آقا قائمي پشت سر گذاشت و سپس به مدرسه علميه ذوالفقار عزيمت نمود. با شكوفا نمودن نيروي استعداد نهفته در وجودش به مدارج عالي از كمال دست يابد با مواجه شدن شيپور جنگ در سال 1361 رهسپار ميدان جنگ شد تا به سلسله بيدار دلان عاشق بپيوندد سرانجام اين بلبل خوش صداي كوي عشق، در بهار سال 1361 اسير چنگال ناپاك دشمنان غاصب گرديد. آن بدسگالان و پليدان ايشان را بعد از شكنجه جانفرسا توسط تير مستقيم گلوله به شهادت رسانيدند. «روحش شاد و راهش پررهرو باد»