جواد در 1346/4/20 در یک خانوادة مذهبیدر شهر آران و بیدگل متولّد شد.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان شهیدان نوذریان و دورة راهنمایی را در مدرسه نظام وفا سپری نمود.
وی تحصیلات خود را در دبیرستان شهیدان عبدالهی ادامه داد و در سال دوّم ریاضی فیزیک بود که به جبهه اعزام شد.
ایشان در کتابخانه محلّه حجّتیه و حسینیة محل مشغول امور فرهنگی بود . او با سنّ کمی که داشت به همراه پدر و یا برادرش در تمام راهپیماییها و تظاهرات شرکت می کرد.
او فردی پُر تلاش و فعّال در قرائتهای محلّه حجّتیه و ملا شکرالله بود و همیشه همراه با عموی بزرگوارش حاج شیخ عبّاس یوسفیان در قرائتها حضور پیدا میکرد.
پدر بزرگوار شهید در مورد نحوة به جبهه رفتن او می گوید : « فرزندم جواد چون خیلی کم سن و سال بود و در درس خواندن هم دارای رتبه ممتازی بود ، به او گفتم : بابا درست را بخوان ، میدانی کجا میخواهی بروی ، فرمود : بله ، بابا جان اگر ندانم که نمیروم . جبهه جایی است که آدم به شهادت میرسد یا اسیر و یا جانباز میشود »
حجتالاسلام حاج شیخ علی مهدوی اصفهانی همرزم شهید میگوید : « حدود نیم ساعت قبل از شهادت جواد ، در کنارش بودم . از سنگر بیرون آمد و مدّت بیست دقیقه دیرکرد . رفتم به سراغ او دیدم نزدیک سنگر با خدای خود خلوت کرده و در حال سجده و نماز شب بود » .
وی سه مرتبه به جبهه اعزام شده بود. دفعة اوّل مدّت چهار ماه در کردستان و دفعات دوّم و سوّم هم باز به کردستان اعزام و جمعاً یک سال در جبههها حضور فعّال داشت تا این که در عملیات والفجر 4 در گردان امام محمّد باقر (ع) گروهان حمزه سیدالشهداء (ع) به عنوان نیروی اطلاعات عملیات در مریوان در تاریخ 1362/7/30 به شهادت رسید.
فرازی از وصیّت نامه شهید جواد یوسفیان آرانی:
– جبهه جنگ حق علیه باطل ، انسان ساز است و به منزله یک دانشگاه است که از هر دانشگاهی والاتر و بالاتر است و کسانی که قدم به این دانشگاه میگذارند ، تحوّل و انقلابی در درون ایشان ایجاد میشود که آنها را به سوی خدایشان نزدیکتر میسازد و ارتباط عملی بین آنها و خدایشان ایجاد میشود و آن گاه است که افسوس میخورند که چرا در کربلا نبودند تا حسین (ع) را یاری کنند که دین اسلام از زمان امام حسین با ما برجا باشد و اکنون که احساس مسئولیت میکنند به ندای هل من ناصر ینصرنی امام عزیزمان لبیک میگویند و همچنین میگویند : ای حسین ! اگر ما در کربلا نبودیم تا تو را یاری کنیم ، الان امام کبیرمان را یاری میکنیم و تا نابودی دشمنان اسلام و کفار و ابرقدرتها از پای نخواهیم نشست و تا آخرین قطرة خون خواهیم جنگید . به این امید که یکایک افراد احساس مسئولیت کرده و به این ندای امام پاسخ مثبت داده و خود را برای نبرد آماده کنند.
بر حسب وظیفهای که داشتم چند وصیّت به ملّت عزیز و دوستان و خانواده و آشنایان عرض میکنم :
1ـ ای ملّت قهرمان ایران ! به هوش باشید و به اسلام و جنگ بیشتر فکر کنید و از هرگونه اختلاف و تفرقه بپرهیزید و آنان را که علیه ما توطئه میچینند و اختلاف میاندازند ، سرکوب کنید.
2ـ ای امّت شهید پرور ! هر روز بعد از نماز و انجام فرائض دینی ، امام را دعا کنید و خواستار طول عمر او تا قیام حضرت مهدی (عج) باشید.
3ـ ای مردم غیور ایران ! به نماز جمعه ، این فریضةعبادی ـ سیاسی بیشتر توجّه کنید و هرگز آن را ترک نکنید . چرا که دشمن از همین اجتماعها و وحدتها متنفّر است.
4ـ ای ملّت قهرمان ایران ! گوش به فرمان امام باشید و او را یاری کنید و به ندای او پاسخ مثبت دهید و مثل مردم کوفه نباشید که امام را تنها گذاشتند که هرگز چنین نخواهد بود .
– ای جوانان و ای عزیزان که در خانه نشستهاید ! برخیزید و برای نبرد با امریکا و کافران آماده باشید.