یکم فروردین 1344، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش عباس، کشاورز بود و مادرش ربابه نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. کشاورز بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم مرداد 1361، در شلمچه شهیدشد. پیکرش مدتها برجای ماند و پس از تفحص، تشییع و به خاک سپرده شد. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش واقع است.
با درود به رهبر کبیرانقلاب اسلامی ایران وامت شهید پرورایران اینجانب پس از عرض سلام ودرود به پدر ومادر خوبم وصیتنامه ی خود را آغازمیکنم.خدایا مرزداران ما را استوار،پاهایشان را تحکیم بخش و اراده هایشان را مصمم،قلبهایشان را در تیرس دشمن قرار مده.خدایا اگر شهادت من در راه تو نیست مرا مطلب وخدایا من عاشق تو شده ام وتو نیز عاشق من شو،و وقتی عاشق من شدی مرا بکش .خدایا مرا از جهاد کنندگان در راهت قرار بده.من فقط وفقط رضای تو را میخواهم ودر راه تو شرکت کردم وای ملت یک پیام به شما دارم وان شرکت در نماز جمعه ها وذکر دعاها زیرا که امام فرمودند:ما با ذکردعاها پیروز شدیم نه با مسلسل وتانک.به جبهه هابیایید که این قرن ،قرن غلبه مستضعفین برمستکبرین است.ای مردم رزمنده ایران به جبهه ها بیایید که جبهه دانشگاه است ،از مادیت خبری نیست وبه معنویت بیاندیشید.انهایی که خدا را انکار کرده اند بیایند ونور الهی وخدایی را در جبهه های جنگ در پیش روی خود مجسم کنند.ای پدر تو حسین وار وای مادر تو زهرا گونه وای بردران شما مانند علی اکبر وقاسم وعلی اصغر وشما ای خواهران زینب وار در راه تحقق آرمانهای توحیدی کوشا باشید وای خواهران وظیفه شما حجاب واخلاق اسلامی و سوختن در مکتب سرخ علی وپیغمبراسلام است وتو ای درس بخوان انقدر تا بتوانی همنشین مطهری ومفتح وبهشتی ورجایی وباهنرباشی وتو ای پدر از اینکه از امدن من به جبهه ناراضی بودی میخواهم که مرا ببخشی ومادرعزیزتو شیرت را برمن حلال کن.(ولاتحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون)گمان نکنید انانیکه در راه خدا کشته شدند مرده اند "بلکه انان زنده اندو در نزد خدای خود روزی می طلبند.چونکه در جبهه روزه گرفتن مشکل بود روزه نشد بگیرم واز شما میخواهم کمی پول که در خانه دارم خرج یک ماه روزه برایم بکنید.