شهید علی محمد باغبانی در سال 1342 در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. ایشان فرزند سوم خانواده بود که از همان ابتدا بسیار به نماز اهمیت میداد، ارتشی بود و به عنوان سرباز داوطلب راهی جبهه ها شد و همیشه به خانواده می گفت دعا کنید نمره ی من پیش خدا 20 شوم و شهید شوم . بسیار قانع بود و زرنگ و باهوش با اینکه در خانواده ای کم درآمد زندگی می کرد اما بسیار آبرو دار بود. وقتی به جبهه جهت خدمت مقدس سربازی اعزام شد در اوایل خدمتش در جبهه سومار و در سال 1362 به لقای یار پیوست .
بسم الله الرحمن الرحیم
« ولاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا ، بل احیاء عند ربهم یرزقون »
مپندارید آنهائى که در راه خدا کشته مىشوند مردهاند ، بلکه آنها زندهاند و نزد خدایشان روزى مىخورند .( قرآن کریم )
شما باکى از اینکه شکست بخورید نداشته باشید ، براى اینکه براى لشکر اسلام هیچوقت شکست نیست و شهادت شکست نیست ، پیروز هم شکست نیست ، شما یا پیروزى مىشوید یا شهید در هر دو جهت پیروزى با شما ست .
ملتى که شهادت براى او سعادت است ، پیروز است . من فرزندان عزیزى که افتخار آفرین بودند از دست دادهام ، و شما عزیزان غیرتمندانى که موجب سرافرازیتان بودند به جوار رحمت حق فرستادید .
خدایا ، این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا براى گسترش اسلام درحضور بپذیر و اگر جان ما آن ارزش را دارد که براى اسلام فدا شود و اسلام پیش برود ، صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید بشویم .
حال که به جبهه رفتهام ، پا در چکمه کردهام و سینه دشمن را نشانه مىروم ، نه بخاطر کینه و دشمنى ، بلکه براى احیاء دینم و صدور انقلاب است و از خداى بزرگ مىخواهم که مرا یارى کند تا در راه او گام بردارم و تمام وجودم در راه او باشد ، و در این راه که مىروم هر گلولهاى که به تنم مىخورد باید براى خدا تحمل کنم ، و از او مىخواهم که قدرت صبر و طاقت به من عنایت کند . اگر هم کشته شوم چه سعادتى بهتر از آنکه در نزد خدایم و دوش به دوش شهداى سرخ علوى و ایرانى در دنیاى دیگر خواهم بود ، و مسلما کسانى که دیگر راهمان را ادامه خواهند داد .
اکنون دین محمد (ص) بعد از هزار و چهار صد سال دوباره زنده شده و محمد زمان یارى مىخواهد . همه باید دست در دست یکدیگر بدهیم و دین خدا را به رهبرى امام بزرگوار این امت مستضعفان به جهان عرضه کنیم ، و حتما مىدانید که اسلام خون مىخواهد و من خودم در این راه قدم نهادم چون دیدم که عدل الهى قیامت در این دنیا پیش آمده است و این یک امتحان است که امیدوارم بحق امام زمانم (عج) در این امتحان قبول بشوم و نمره خود شهید شدن را بیاورم ، و به تمام دوستان و جوانان نصیحت برادرانه مىکنم که « در پشت جبهه سنگرهاى مسجد را خالى نکنید و گوش به فرمان امام باشید و هرگز کوتاهى نکنید . »
با سلام به خانوادهام و به پدر و مادرم ، که امیدوارم براى من زیاد ناراحت نشوید . پدر مهربانم ، مىدانم که مرا از چشم راستت بهتر مىخواستى ولى اکنون افتخار کن که این چشم راست را در راه خدا دادى ، همچون امام حسین (ع) .
و شما اى مادرم : مىدانم که براى مادر سخت است که فرزند خود را از دست بدهد . مادرم خودم این را درک کردم که نمىتوانم زحمات شما را جبران کنم ولى امیدوارم که با شهادتم مرا ببخشید مادرم : فاطمهوار مقاومت کن که در این امتحان و حتى از روى عظمت مادرى که هم هست مقاومت کنى و شکر بجاى بیاورید که این امانت خداوندى را 19 سال خوب نگهدارى کردید و به خود الله پس دادید . و با سلام به خواهرانم که وظیفه خود را مىدانید و از شما انتظار دارم که زینبگونه عمل کنید و همان گونه که زینب (ع) برادر خود را از دست داد و مقاومت کرد شما هم مقاومت کنید . و سلام به برادر کوچکم ، از شما خواهرانم مىخواهم که برادرمان را بزرگ کنید و راهى را که من پیمودم چون راه الله است ، او را نیز تربیت کرده و تحویل جامعه بدهید تا بر علیه دشمنان اسلام در هر مکان و هر زمان باشد ، مبارزه کند .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
علىمحمد باغبانى آرانى