بهمن ماه سال ۱۳۳۹ خداوند غنچه ی وجود پسری زیبا را در خانواده ی ابراهیمی رویاند و پدر به یاد سفر کربلا و عهدش با حبیب بن مظاهر نام او را حبیب نهاد و از همان کودکی او را با فرامین اسلام آشنا نمود و گویی به تبرّک همین نام بود که حبیب الله قبل از سن بلوغ خود را ملزم به خواندن نماز و گرفتن روزه نمود.دوران خوش جوانی اش هم زمان بود با زمزمه ی حدیث بیداری مردم در خزان غمزده ی طاغوت و او همراه و در کنار مردم به یاری انقلاب شتافت و با برپایی و دعوت به راهپیمایی، تظاهرات و مخالفت با خوانین، نقش مهمی در بیداری اذهان مردم ایفا نمود و برای تداوم راه انقلاب از هیچ کوششی مضایقه نکرد.او که وجودش آیینه ی ادب و متانت بود، خوش خلقی و شوخ طبعی و احترام به دیگران را سرلوحه ی اعمال خویش قرار داده و همیشه با ظاهری آراسته در میان دوستان حضور می یافت.
آن هنگام که وطن سر در اندوهی بزرگ از حمله ی خصم فرو برده بود با آن که دانشجو بود درس را رها کرد و از طریق بسیج در تیپ امام حسین۷ به جبهه اعزام گشت.
پس از آن در مدت کوتاهی لیاقت ها و توانایی های خود را نشان داد و به فرماندهی گروهان ۲ گردان یا مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) درآمد.
و سرانجام در عملیات محرم سال ۱۳۶۱ در منطقه ی عین خوش در اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه به دیدار معبودش شتافت و آسمانی شد.
سیلی به صدام و حزب بعث عراق بزنیم که نتواند از جایش بلند شود . امام خمینیشکر و سپاس خدای بزرگ را که بر این بنده حقیر و گناهکارش منت فرمود و شهادت که همواره آرزویم بود نصیبم فرمود .
درود بر رهبر عظیم انقلاب خمینی کبیر(ره) و درود بر ارواح تمام شهیدان که همچون شمع سوختند و راه تاریک را برای ما روشن ساختند و درود و سلام بر تمام پویندگان دین شهیدان.
حال که بنا به فرمان رهبر کبیر انقلاب ، این حسین زمان راهی جبهه نبرد حق علیه باطل شدم وصیتی چند به پدر و مادر و خواهر و برادر و نزدیکانم دارم.
همانطور که گفتم من به ندای « هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان و طبق وظیفه شرعی لبیک گفتم و راهی جبهه گشتم و در این راه همواره از خدای بزرگ این آرزو را می کردم تا به کاروان شهدا بپیوندم و بالاخره خدا منتهی نهاد و این جان ناقابل ما را قبول کرد تا در راه خودش فدا کنم.
پدر و مادرم شما فرزندی را در راه خدا داده اید پس این نعمت بزرگ را شکر گذار باشید ، برایم گریه و زاری نکنید.
اگر گریه هم می کنید به خاطر مظلومیت امام حسین (ع)گریه کنید نه به خاطر من ، چرا که من امانتی از طرف خدا بوده ام که به شما سپرده شده بودم و شما حالا این امانت را به خدا برگرداندید پس ناراحت نباشید همواره به امام دعا کنید ، به رزمندگان اسلام دعا کنید و همیشه گوش به فرمان امام باشید و بدانید که من در راه بحق خمینی که همان خط پیامبر اکرم (ص) است شهید شدم پس ناراحت نباشید .
وصیتی به برادران و خواهرانم دارم و آن اینکه ………………………………………………………………………………………….. در شهادت من گریه نکنید و اگر هم کردید همانطور که گفتم فقط به خاطر امام حسین (ع) باشد .
و اما تو برادرم محمد ، می دانم که تمام کارهایت برای خداست و برای ………………………………………………………………. تا هدف و راه شما برای آن مردم روشن شود و مظلوم واقع شدید همان طوریکه تا به حال ……………………………………………………… برادران همسنگرت راه خود را ادامه دهید که خدا همیشه یاورتان است . امیدوارم که حلالم کنی از زحماتی که کشیدی بی نهایت سپاسگذارم …………… . خلاصه آخر از خدا می خواهم به آرزوی خود برسی . انشاء اله
و پیام و وصیتی که به نزدیکان دارم این است که همواره گوش به فرامین امام دهید و همواره ادامه دهنده راه شهیدان باشید و از این که من وقت نکردم که بیایم خداحافظی از شما کنم ، حلالم کنید.
و اما وصیتی هم برای مردم عزیز و شرافتمند روستایم دارم و آن اینکه عزیزان همیشه سعی کنید که اتحاد و یگانگی خود را حفظ کنید. نگذارید عدهای که فقط همیشه در فکر ارضای هواهای نفسانی خود هستند بر شما حاکم باشند. همیشه گوش بزنگ باشید کسانی را که میخواهند توطئه کنند شناسایی کرده و آنها را طرد کنید . گوش بفرمان ولی امر باشید و بس . و کسانی را در جامعه تان بپذیرید که در خط آن هستند. امیدوارم که هر کدام از من بدی دیدید مراحلال کنید. خدا همیشه یار و یاورتان باشد.
والسلام