پانزده روز از دومین ماه سال ۱۳۴۲ آن گاه که شقایق گیتی قلم صنع خود بر صحیفه ی هستی می کشاند و نقشی از درختان پرشکوفه را بر فرش سبز زمین قلم می زد، غنچه ی گل سرخی از تبار شقایق های خونین دل در روستای هونجان هستی یافت.
با رسیدن ایام علم آموزی در کنار نهال بارآور دانش نشست و با گرفتن مدرک دیپلم از این خوان گسترده کسب تلمذ کرد.
آن گاه که عطیه ی بهاری خداوند – روح خدا- در خزان غمزده ی پهلوی حدیث استقلال و آزادی سر داد، دستان مردانه و گام های استوار آیت اله بود که با پخش اعلامیه و شعارنویسی و توزیع نوارهای امام و شرکت در راهپیمایی ها یاری رسان امیر قافله ی عشق شد.
پس از پیروزی انقلاب کارمند جهاد سازندگی شد و به طور گسترده به فعالیت های انقلابی خود افزود.
خوش برخوردی، شجاعت، تواضع و عشقش به خدمت رسانی او را از دیگران متمایز کرده بود تا جایی که نامش در لیست ترور منافقان قرار گرفت و دشمنان کوردلی که تاب وجودش را نداشتند در مرداد ماه سال ۶۰ با تروری خونین قامت نیلوفری اش را به خاک نشاندند.