زندگینامه از زبان مادر شهید:
جوانی پر شور و انقلابی بود. روحیه ضد ستم شاهی و ضد ظلم را از همان دوران نوجوانی با خود داشت. در مهرماه سال 1336 در شهید پرور اصفهان در خانواده ای متدین به دنیا آمد. دوران دبستان و دبیرستان خود را با موفقیت گذراند و در رشته ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. جوان فعال و با نشاطی که به محض ورود به دانشگاه با عضویت در انجمن مددکاری امام زمان (عج) و تشکیل جلسات قرآن و نهج البلاغه عشق و ارادت خود را ابراز نمود. مدتی از تحصیلات دانشگاهی خود را در شهر مشهد و به دور از آغوش گرم خانواده گذراند ولی این کمبود عاطفی نتوانست مانع از فعالیت ها و مطالعات او در عرصه های مختلف شود. پس از بازگشت به اصفهان همزمان با نزدیک شدن به ماه محرم شور و عشق عجیبی در وجودش موج می زد. گویی به لحظات رسیدن به وصال نزدیک می شد. عباس معمولا روزهای محرم را روزه می گرفت. آن شب تا صبح نخوابید و به تلاوت قرآن و راز و نیاز با خداوند مشغول بود. صبح آن روز با زبانی روزه مقدار زیادی از اعلامیه های امام را برداشته و به خیل تظاهرات کنندگان پیوست ولی به ناگاه در ساعت 12:30 همان روز بر اثر اصابت گلوله ای به پشت سرش به سوی معشوق پر کشید.
تدفین غریبانه:
به دلیل خفقان حاکم بر جامعه و ظلم و ستم های رژیم اکثر شهدای مبارز را به دور از چشم مأموران سفاک به خاک می سپردند. شهید عباس نبوی منش نیز یکی از این عزیزان بود که غریبانه به خاک سپرده شد. بعد از شهادت این عزیز جنازه او را به مسجد و سپس به بیرون از شهر برده و همان شب او را غسل دادند و دور از چشم نیروی انتظامی به خاک سپردند.