دوم آبان ماه سال ۱۳۴۵ بود که گل وجودش بر درخت هستی جوانه زد. از همان خردسالی محنت زده ی غم هجران پدر شد و تنها پشت و پناهش در زندگی مهر مادری بود و خانواده اش کانونی بود سرشار از ایمان و معنویت.
به هنگام فراگیری علم چندگاهی وارد حلقه ی دانش آموزان شد پس از آن علی رغم شوق و علاقه ی درونی به تحصیل به خاطر شرایط مالی خانواده وارد عرصه ی کار شد و با دستان کودکانه اش نان آور خانه گشت.
با اوج گیری انقلاب در پیروزی خون بر رگبار گلوله سهم مؤثری داشت و بعد از پیروزی به بسیج پیوست و فعالیت های انقلابی خود را وسعت بخشید.
هنوز در تب و تاب جشن پیروزی بود که با صدای شوم گام های تجاوز حس پاسداشت از مرزهای وطن در دلش موج زد و وارد عرصه ی جهاد شد.
سیدحیدر فردی فروتن و مهربان با مردم بود به همه حتی کودکان احترام می گذاشت و درد یتیمان و فقیران در دل داشت.
پس از گذشت بیش از ۵ سال حضور غیرتمندانه در جبهه های نبرد صدای وصل در گوش جانش پیچید و روانه ی شهر شقایق ها شد.