بهمن ماه سال ۱۳۴۴ آن گاه که زمین چون نوعروسی زیبا در جامه ای سپید از برف خودنمایی می کرد به جمع خاکیان پیوست. او در خانواده ای عشایری در زیر سایه ای از مشکلات و سختی ها رشد کرد و بالنده شد.
هنگام تحصیل علم ، خود را چون تشنه کامی در کنار دریای دانش یافت و توانست تا سوم دبیرستان در این راه قدم بردارد.
آن زمان که خمینی کبیر- آن مردی که زمان وام دار او بوده و هست – چون خورشیدی در آسمان وطن طلوع کرد اسماعیل هم به دنبال نور وجودش دیوار ظلمت را درهم شکست و با شرکت در راهپیمایی و مبارزه با رژیم شاه در بازگرداندن روشنایی به وطن سهیم شد.
آیت ادب در وجود اسماعیل آشکار بود و در اوج ادب با بذله گویی و شوخ طبعی درِ شادی به روی اطرافیان می گشود.
با شروع جنگ تحمیلی آن وجود سراپا مشتاق با عنوان بسیجی در حالی که شانزده سال بیشتر نداشت به یاری مردان حماسه آفرین جبهه ها شتافت و با حضوری حماسه آفرین در عملیات محرم نام خود را جزو دلاور مردان ایرانی به ثبت رساند و در همان عملیات در اثر اصابت گلوله ای به جسم مطهرش سر تعظیم در طریق حق فرود آورد و برای همیشه همجوار آسمانیان گشت.
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا .. امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
با سلام و درود بر مهدی موعود(عج) منجی عالم بشریت و درود بر رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ، درود و سلام به روان پاک شهیدان گلگون کفن انقلاب و شهیدان جنگ حق علیه باطل و درود به رزمندگان جبهه های جنگ.
چه زیباست،آزاد زیستن و جان به جانان تسلیم کردن ، در راه اسلام به شهادت رسیدن ، در پایگاه عشق به لقاالله پیوستن. چه زیباست مخلصانه جان بر کف نهادن و در راه حق و حقیقت فداشدن. سلام بر تو ای پدر شهید ، سلام بر شما ای پدران شهدا و سلام بر شما پدران که فرزندان خود را به گونه ای تربیت کردید که در راه اسلام تا آخرین قطره خون خود علیه کفر مبارزه کنند. درود بر شما ای برادران و خواهرانم و پدر و مادرم مرا ببخشید. درود بر شما ای برادران و خواهرانم که برادر ناقابل خود را فدای دین کردید. من از شما می خواهم به پدر و مادرم بگویید گریه نکنند و خوشحال بوده باشند و مرا ببخشید خوشحال بودن شما ضربه محکم به دشمنان خود بزنید . از شما عزیزان می خواهم که حتماً در جماعت و دعاهای شبانه شرکت کنید و راه شهیدان را راه خود قرار دهید. چون هدف شهدا این بوده که اسلام گسترش یابد، امام را دعا کنید و از خدا بخواهید که این حقیر را به درگاه خود بپذیرد و جزء دیگر شهدا قرار دهد. کاری کنید که قلب نازنین امام خوشحال باشد تا این که هر چه زودتر اسلام بر منافق و صهیونیسم پیروز گردد و با باز شدن راه کربلا، قدس را آزاد کنیم .
مادر عزیز از تو می خواهم که مرا حلال کنی و مبادا گریه کنی که دشمنان خوشحال باشند،
مادر بدان که خدا می فرماید : « انا لله و انا الیه راجعون – ما از خداییم و به سوی او با زمی گردیم » .
به امید پیروزی اسلام بر کفر و ریشه کن کردن منافقین و صهونیسم
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.