اولین روز از آخرین ماه سال ۱۳۴۴ بود که دیده به جهان گشود. از آن جایی که طلوع خورشید وجودش همزمان با ولادت هشتـمین سـتارهی آسمان امامت بود. نام او را علیرضا نهادند. به هنگام فراگیری دانش به مدرسه راه یافت، اما شش سالی بیشتر نتوانست در این بزم میهمان باشد.
با آغاز نهضت اسلامی به جمع پیروان خمینی پیوست و با آن که تنها دوازده سال داشت به همراه خانواده در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد.
پس از پیروزی انقلاب دست از فعالیت های انقلابی خود برنداشت و به دنبال فرمان امام مبنی بر جهاد سازندگی به مدت ۲ سال عازم روستاها شد تا در آبادانی کشورش سهیم باشد.
دلش محراب عبادت عاشقانه بود و ساعت ها با معشوق به راز و نیاز می پرداخت و عشقش به خدا باعث شده بود به خلق خدا هم خدمت کرده و با آنان مهربانانه مصاحبت کند. هنگام حمله ی غاصبان کافر بر خاک پاک وطن، علیرضا که دوره های آموزش نظامی را در شهرضا گذرانده بود. به عرصه ی نبرد شتافت و پس از ۴ سال حماسه آفرینی در سن ۱۹ سالگی در بهمن ماه ۱۳۶۴ با اصابت ترکشی به سر در عروجی آسمانی حضوری جاودانه یافت.
بسم الله الرحمن الرحیم
«و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون»
نپندارید کسانى که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند، بلکه آن ها زندهاند و در نزد پروردگار خود روزى مىخوردند. « قرآن کریم»
با درود و سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام امت خمینى بت شکن و با سلام فراوان بر شهداى صدر اسلام و با درود و سلام بر خانواده محترم شهداء وصیت نامه خود را آغاز مىکنم.
پروردگارا تو را شکر مىگویم که این بنده ناتوان را توفیقی دادى ، تا بتوانم با جانم در راه تو جهاد کنم.
خدایا تو را سپاس مىگویم که شهادت را که بزرگترین سعادت است به من دادى. بار الهى؛ نیرو بده که بتوانم در راه تو جهاد کنم و این جان ناقابلم را در راه تو قربانى کنم . بار الهى، پروردگارا؛ تو را سپاس مىگویم که توفیق دادى تا بتوانم به حسین زهرا که آن زمان گفت: «هل من ناصر ینصرنى» آیا کسى است که مرا یارى کند؟ لبیک گویم و بگویم حسین جان اگر کسی نبود که آن زمان تو را یارى کند. امروز ما سربازان امام خمینى کبیر آمدهایم، به میدان اسلام ، که راه تو را ادامه دهیم و ندایی دهیم که (ما چه مشتاق شهادت هستیم. اما ما تنها برای شهادت نیامدهایم بلکه آمدهایم اسلام رایک قدم گسترش دهیم و پیروزی را بدست آوریم و برای امت به ارمغان بیاوریم).
بار الهى ، پروردگارا؛ من کوچکتر از آنم که براى امت حزب الله پیامى داشته باشم اما چند سفارش کوچک دارم که بدین قرار است.
سفارشم به امت حزب الله این است که پشتیبان ولایت فقیه باشید و اصرار مىکنم که امام را تنها نگذارید و به سخنان امام اهمیت بیشترى بدهید. جبههها را تقویت کنید و از رفتن فرزندان خود به جبهههاى نور علیه ظلمت جلوگیرى نکنید.
پیام دیگری که به خانوادههای شهدا دارم این است که صبور و مقاوم و بردبار باشید .
از دوستان و برادرانم مىخواهم که راه شهدا را ادامه دهید و نگذارید خون شهید از بین برود و راه شهدا را ادامه دهید.
پیامى که به خانواده محترم خود دارم این است که در شهادت من گریه نکنید و برای امام حسین (ع) بگریید .
همچنین اگر شهید گمنام شدم و جنازهام مفقود شد نگران نباشید و در آخر از کلیه دوستان و آشنایان و خویشاوندان و امت حزب الله مىخواهیم که مرا به بزرگى خود ببخشند و اگر از ما بدى یا اشتباه دیدهاید حلال کنند.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار
خداحافظ
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
علیرضا صفرى ۱۴/۱۱/۱۳۶۳