شهیداحمدگرجی درسال ۱۳۴۴هجری شمسی در خانواده متدین ومذهبی که از راه کشاورزی امرمعاش می کردنددرروستای رحمت آبادپابه عرصه وجود نهاد.
وی دردامان مادری پاکدامن از اولاد فاطمه الزهرا(ع)پرورش یافت ودر سن هفث سالگی به دبستان رحمت آبادرفت وبااستعدادوذوقی کم نظیرشروع به درس خواندن کرد وازکودکی همیشه هنگام وقت نماز آوای اذان سر می داد ودر مقابل معبود ش قرار می گرفت وبه نماز می ایستاد .
در ماه رمضان هنگامی که روزه داربوددر مزرعه میان تشعشع سوزان آفتاب مشغول کار می شد وحتی هنگام نماز مشاهده می شد که در آفتاب سوزان به نماز می ایستاد وباتوجه به روزه داربودن به خود اجازه نمی داددرسایهنمازبگذارد چون برای عاشق آتش سوزان گلستان است.
وی همیشه باسعی فراوان در کارهای کشاورزی به پدرش کمک می نمود وبا اخلاق نیکو ومودبانه خودسعی می نمود کسی از رفتارش رنجیده نشود.
سپس در سنین پانزده سالگی تحصیل خودرارهانمود وباشوق فراوان دربسیج سپاه پاسداران ثبت نام کرد وبااین عمل خود خواست بمابیاموزد که هنگامی که ندای(هل من ناصرا ینصرنی)حسینی طنین افکن میشود باید ازهمهچیز گذشت تا بتوان در دانشگاه کربلا قبول شد .
احمد پس از طی دوره آموزشی به جبهه جنوب عزیمت نمود ودر عملیات بیت المقدس به لقا الله پیوست وبه آرزوی دیزینه اش رسید.
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله صفا کانهم بنیان مرصوص
بدرستی که خداوند دوست می دارد افرادی که در راهش کار زار میکنند و همچون سدی آهنین هستند .
خدایا خداوندا ضعفم را به قوت و قوتم را به قدرت وقدرتم را به پایداری و پایداریم را به پایمردی و پایمردیم را به جوانمردی و جوانمردیم را به خدمت و خدمتم را به همت و همتم را به جانبازی و جانبازیم را به فداکاری و فداکاریم را به ایثار و ایثارم را به خون و خونم را به شهادت و شهادتم را سعادت و سعادتم را به پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبدل فرما . برادران و خواهران مسلمان و مومن و شهید پرور ندای هل من ناصر ینصرنی امام شهیدیمان از آن سوی کوه های غرب در صحرای کربلا هنوز به گوش می رسد و قلب عاشقان راهش را در خود می سوزاند ولیکن خوش به حال آن عاشقی که خدایش توفیق دهد و با خلوص پاک نیتی که تنها و تنها برای خدا باشد این راه را بپیماید و قفس تنگ و تاریک تن را بشکند و روحش را پرواز کنان به سوی معشوق واصل گردد. خداوندا مرا شهید بمیران شاید که خون ناچیز و ناقابل من کمکی باشد برای تداوم انقلاب اسلامی که شکست ناپذیر است .خداوندا مرا به آرزویم که همان شهادت است برسان شهادت این آخرین حد نهایی تکامل است شهیدان نمرده اند بلکه زنده هستند شهید از همه افضل است (امام خمینی) و شهید شمع تاریخ است یعنی شهید به خون خود می قلتد و می سوزد (استاد شهید مرتضی مطهری) و مانند یک شمع راه را روشن می کند و یک جامعه ای که در حال تاریکی و ذلت بوده نجات می دهد و باز برادران و خواهران مسجد را خالی نگذارند چون بهترین مرکز اسلام مسجد است (امام خمینی ).
پدر ارجمند باید در این راه که اسلام است جوانها داده شود علی اکبر ها داده شوند قاسم ها داده شوند پدر ارجمندم شما که فرزند خود را در راه اسلام دادید مانند حضرت ابراهیم (ع) که فرزند خود را در راه خداوند قربانی کرد شما هم فرزند خود را در راه انقلاب اسلامی دادید .خدا را شکر کنید که یک هم چون جوانی داشتید و باز هم دارید که راه خودشان که راه اسلام است بروند و به سعادت خود که همان شهادت است برسند . برادران عزیزم راه مرا ادامه دهید در مدرسه خوب درس بخوانید به خصوص کوشش کنید قران را یاد بگیرید ادامه دهندگان شهدا باشید ومسجد را هیچ وقت ترک نکنید و خداوند را فراموش نکنید و هم چنین امام زمان (عج) و نایب برحقش امام امت خمینی بت شکن را دعا و از دعا دست نکشید و از خدا بخواهید که اسلام پیروز شود که پیروز است .