شهید سرلشکر پاسدار محمد باقری در سال ۱۳۳۹ در شهر تهران و در خانوادهای با گرایشهای مذهبی و سیاسی متولد شد. وی برادر کوچکتر شهید «غلامحسین افشردی» معروف به حسن باقری، یکی از استراتژیستهای برجسته نظامی دوران دفاع مقدس و بنیانگذار ساختار اطلاعات رزمی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
وی در مورد علت تغییر نامخانوادگی از افشردی به باقری گفته: «ماه اول جنگ به اهواز رفتم و در جبهه خوزستان حاضر شدم؛ اخوی به من تذکر دادند که نام من در جبهه برای عدم شناسایی به حسن باقری تغییر کردهاست، من سعی کردم با اسم واقعی خود حرکت کنم اما به اندازهای شباهت چهره ما زیاد بود که همه متوجه میشدند ما برادر هستیم؛ در نتیجه من نیز تغییر نام دادم و شدم محمد باقری و به احترام اخوی این اسم برای ما باقی ماند».
تجربه فقدان برادر در جریان جنگ تحمیلی و تأثیرات آن نقش تعیینکنندهای در جهتگیری حرفهای و فکری برادر دیگر ایفا کرد و موجب تمرکز عمیقتر وی بر حوزههای نظامی، اطلاعاتی و دفاعی در قالب تلفیق دانش نظری و تجربه میدانی شد.
از نخستین روزهای شعلهور شدن آتش جنگ تحمیلی، نام محمد باقری در میان افسرانی شنیده میشد که بیصدا اما مؤثر در تار و پود جبههها حضوری بیوقفه داشتند. او که همزمان با ناآرامیهای کردستان در سال ۱۳۵۹ به سپاه پاسداران پیوست راه خود را نه بر سنگرهای نمادین که در عرصههای پنهان و حیاتی اطلاعات و عملیات جستوجو کرد.
باقری از چهرههای کلیدی در طراحی و تحلیل نبردها بود؛ کسی که در کنار شهید حسن باقری، نقشه راه دفاع ایران را در برابر ارتش بعث عراق بازتعریف کرد و بنیانگذار ساختاری نوین در جنگ شد. سابقه جانبازیاش گواهی دیگر بر پیوند عمیق او با میدان نبرد است.
شهید باقری در لایههای مختلف فرماندهی اطلاعات عملیات، از سطح لشکرها تا قرارگاههای کلان مانند خاتمالانبیا و کربلا، مسئولیتهایی کلیدی برعهده گرفت. حضورش تنها به میدان جنگ محدود نشد؛ او با گذار به حوزه آموزش و تحلیل به عضویت هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی درآمد.
با گذشت زمان و در پی پایان جنگ، شهید باقری به یکی از معماران بازسازی نیروهای مسلح بدل شد. در طراحی ساختارهای نوین دفاعی و تدوین دکترین امنیتی کشور، نقشی پررنگ ایفا کرد؛ شخصیتی که هم در میدان نبرد دیده میشد و هم پشت میزهای راهبردی.
سردار شهید باقری در سال ۱۳۸۷ وقتی ۴۸ ساله بود به همراه «مصطفی ایزدی» درجه سرلشکری خود را از دستان فرمانده معظم کل قوا دریافت کرد.
سردار باقری در هشتم تیرماه سال ۱۳۹۵ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. با آغاز این مسئولیت، تمرکز بر انسجام اطلاعاتی، گسترش قدرت موشکی، توسعه جنگ سایبری، پیشبرد عملیاتهای فرامرزی و تقویت عمق استراتژیک دفاعی با سرعتی تازه و هدفمند پیگیری شد؛ مسیری که تاکنون نیز ادامه دارد.
شهادت
سحرگاهِ بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، آسمان ایران داغدار مردی شد که ستون صلابت نیروهای مسلح کشور بود؛ سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به خاک میهن به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
ایشان که عمر پربار خود را در راه دفاع از استقلال، امنیت و عزت ملت ایران وقف کرده بود، در ۶۵ سالگی در حالی به دیدار معبود شتافت که ردای فرماندهی را همچون زرهی بر تن داشت و تا واپسین لحظه در سنگر دفاع از وطن ایستاده بود.
با درود بیکران به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و بت شکن زمان و با درود بر شهیدان راه خدا و با سلام بر امت شهیدرور و همیشه بیدار سخنم را آغاز میکنم وعده خدا راست است.ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. آنانکه در راه خدا جهان کردند و کشته شدند مپندارید که مردهاند بلکه آنان زندهاند و در نزد خدا روزی میخورند. بیائید مرگ سرخ را انتخاب کنیم تا مرگ سیاه ما را درنیابد. خدایا از تو میخواهم که مرگم را کشته شدن در راه خود قرار بدهی با دوستانت و زیر پرچم رسولت خدایا از تو میخواهم به دست من دشمنان خود و رسولت را به قتل برسانی ما یک امانت بیش نیستیم. و این امانت دیر یا زود باید به صاحبش برگردد ما باید خود را بسازیم و اسیر دنیا نشویم باید بدانیم و درک کنیم که قیامتی وجود دارد و گول شیاطین و منافقین خدانشناس را نخوریم و سکوت در برابر منافقین و صدام کافر بدترین ؟ آن است.پدر و مادر عزیزم سلام پسر گنهکار شما و بنده گنهکار خدا یکسال نماز قضا و یک ماه روزه قضا دارد پسرتان تمنا دارد که این نماز و روزه قضا را برایش به جا آورند و هر چه دارم و باقی مانده اموالم را به دست پدرم میسپارم تا خودش تصمیم بگیرد که چکار کند و به چه صورت در راه خدا آنها را خرج کند من از خداوند میخواهم که به شما صبر و استقامت بدهد تا در برابر سختیها و مشکلات با روحیهای عالی پایداری و مقاومت کنید و هیچگاه سست نشوید. علی(ع): مومن در برابر سختیها هیچگاه سست نمیشود. و امیدوارم که خدا به شما قوت بیشتر بدهد تا بیشتر به اسلام عزیزمان و امام بزرگوارمان خدمت کنید و ای خانواده عزیز از شما دوستان و آشنایان گرامی خواستارم که مرا حلال کنید و هر بدی از من سر زده است ببخشید. پدر عزیزم هر قرضی که دارم و هر دینی که دارم ادا کنید قبلاً از شما تشکر میکنم. پدر و مادر عزیزم با شنیدن خبر شهادتم دست شکر به سوی خداوند بلند کنید چرا که ما همه از آن او هستیم و بالاخره روزی باید به جانب او برگردیم پس چه بهتر سربلندتر که پسرتان بهترین مرگ را که شهادت است انتخاب کرده و به سوی خالقش رفته است.اما ای پدر بزرگوارم: درود بیکران خداوند بر تو باد که همانند ابراهیم(ع) اسماعیل خود را به قربانگاه فرستادی و افتخار هم کردی و این را بدان که اسماعیلت هم وظیفه خودش را به نحواحسن به انجام خواهد رسانید. و تو ای مادر عزیزم: موقعی که خبر شهادتم را شنیدی این طور مجسم کن که شب عروسیم میباشد و این را نباید فراموش کنی که در شب عروسی مادر گریه نمیکند اگر میخواهی گریه کنی به یاد قهرمان کربلای حسین(ع) گریه کن و این را نیز بدان که هرچند جوان بودم جوانتر از قاسم ابن الحسن نبودم.ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبههها جلوگیری کنید زیرا در محضر خدا نمیتوانید حواب زینب(س) را بدهید که تحمل 72 تن شهید را نمود بیشتر دقت کنید و سعی کنید عظمت او را دریابید و خود را تسلیم او نمایید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید.و شما ای خواهران عزیزم:انشاءا... که خداوند تبارک و تعالی به شما صبر دهد تا همانند زینب(س) که تحمل شهادت 72 تن را کرد شما هم تحمل شهادت برادر حقیر و گنهکارتان را بکنید ای خواهران گرامی زینب(س) را سرمشق خود قرار دهید این تنها آرزوی من است و از شما استدعا میکنم که آرزوی مرا برآورده نمایید و به آرزویم جامه عمل بپوشانید دیگر چندان عرضی ندارم و در اینجا وصیتنامهام را خاتمه میدهم با آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام و برافراشته شدن پرچم توحید در سراسر جهان.امام را دا کنید والسلام علیکم و رحمت ا... و برکاته. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزای.