شهید مهدی طالب فرزند حسنعلی متولد 1335 در خانواده ای روحانی در نجف آباد دیده به جهان گشودو در خانواده ای مذهبی ومتدین بزرگ شد .
مهدی وقتی به سن 18 سالگی رسید و موقع سربازی وی شد می گفت من به هیچ وجه به شاه وظلم خدمت نمی کنم لذا 3 بار ایشان را جلب نمودند وهر 3 بار به روشهای مختلف فرار می نماید . اولین بار ایشان را جلب نموده و به منطقه کرمان برده و در پادگان مافوق آنها از او می پرسد که چه کسی می تواند سر سربازان را بتراشد که یک نفر داوطلب میشود و مهدی هم داوطلب می شود که سرش را نتراشند و روز دوم بدون این که کسی سر وی را بتراشد از پادگان فرار نموده و به نجف آباد بر می گردد. ایشان را مجدداًً بعد از مدتی جلب نموده و به سربازی بردند که این بار نیز اقدام به فرار نموده و با توجه به این که دو مامور وی را تعقیب می کردند ولی مهدی با طرفندهای شگفت موفق به فرار از دست آنها می شود.مهدی در همه کارها فقط توکل به خدا میکرد هر روز که می خواست از خانه خارج شود آیۀ الکرسی را به همراه 4 بار سوره توحید را قرائت می کرد و تا این کار را انجام نمی داد از خانه خارج نمی شد . مهدی در سالهای 56 و 57 علاوه بر کارهای مکانیکی که انجام می داد بیشتر وقت خویش را صرف انقلاب می نمود و دائماًً با دیگر دوستان خود در فعالیتهای سیاسی و مخفی شرکت داشت و از جمله افراد برنامه ریزی کننده تظاهرات ، تهیه وپخش اعلامیه های حضرت امام ، شب نامه و دیگر فعالیتهای سیاسی بود . ایشان آنقدر شجاع ونترس بود که همان موقع چند قبضه اسلحه از انواع مختلف تهیه ومخفی کرده بود تا اگر روزی نیاز شد از آن استفاده کند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آنها را تحویل سپاه دادند. مهدی یکی از یاران و همراهان شهید محمد منتظری بود و بعد از انقلاب همراه او در فعالیتهای سیاسی در تهران در سازمان فعالیت داشت و از افراد صاحب نظر و فکر بود و مدتی به همراه شهید منتظری به لبنان جهت انجام فعالیت مسافرت نمود . شهید مهدی طالب دائماًً با وضو بود به سیاستها واخبار روز آگاه بود عوامل زیادی داشت در تهران وقم و با آنها ارتباط داشت و از اخبار صحیح وواقعی همیشه با اطلاع بود و حتی اخبار جهان را نیز پیگیری می کرد و همیشه یک رادیوی کوچک در جیب خود داشت و از اخبار با اطلاع بود و حتی زمانی که در جبهه های نبرد حضور داشت نیز اخبار را از رادیو پیگیری میکرد و موقعی که به شهادت رسید رادیو در جیبش بود که آن رادیو نیز ترکش خورده بود وهنوز نیز موجود می باشد . مهدی از اول جنگ تا موقع شهادت بیشتر در جبهه بود و در مواقعی که عملیات نبود و به قول رزمندگان خبری نبود در سپاه پاسداران به عنوان مسئول پذیرش نیرو فعالیت می کرد .مهدی هرگز لباس پاسداری نپوشید لذا به وی می گفتند اگر لباس نپوشی به تو حقوق نمی دهند و ایشان میگفت من هرگز از سپاه حقوق نگرفته ام و نخواهم گرفت و ماهیانه یک هفته بیرون خودرو تعمیر میکنم و تا یک ماه خرج میکنم و نیازی به حقوق ندارم و در مدتی نیز که در جبهه ها حضور داشت هرگز حقوقی دریافت نکرد.