بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص
با درود فراوان به آخرین ذخیره الهی مهدی موعود(عج) منجی و رهایی بخش انسانها و سلام فراوان به نائب بر حقش اسوه تقوی و مقاومت و ایثار روح الله و با درود فراوان نثار ارواح پاک شهدا و درود بر امت شهیدپرور و با سلام بر شهیدان شاهد متن وصیت نامه خود را اینک به روی کاغذ می آورم، در ابتدا لازم می بینم که بگویم خدایا گناهانم را ببخش و این هدیه ناقابل را از پدر و مادرم بپذیر و همه ما را جزء صالحین قرار ده (آمین رب العالمین)
آری عزیران حال که توفیق رفتن به جبهه و توفیق یاری اسلام و توفیق شرکت در امتحانی که سئوالی را هزارواندی سال قبل سرور آزادگان با خون سرخش مکتوب ساخت و حال که خدای توفیق داده که سئوال هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی را پاسخ آری دهم، آن را لبیک گویم و می توانم آن باشم که خود می خواستم.
امیدوارم با رفتن به جبهه در ساختن خود قدم بردارم و به هدف مقدس خود برسم، آری من به جبهه رفتم تا بگویم که امام و انقلاب تنها نیست، به جبهه رفتم تا به دنیا بگویم که تا اسلام در بلاد مسلمین حکومت می کند جای هیچ تجاوزگری در بین ملت ما نیست، تا کفر هست ما با هر کفری جنگ و ستیز داریم و می جنگیم تا شعائر اسلام را زنده نگه داریم، می جنگیم تا حماسه های انقلاب محمد(ص) و انقلاب حسین(ع) را زنده نگه داریم، می جنگیم با همه ی استعمارگران مگر این که دولت های متجاوز دست از استعمار ملت ها بردارند و به دنبال کار خود بروند.
آری به جبهه رفتم تا به منافقان بگویم با شهید کردن برادرانمان در ایران مسیر انقلاب منحرف نخواهد شد و بدانید ای امت همیشه در صحنه و ای یاران امام ای آنانکه با فرمان امام جوانمردانه بسوی جبهه هجوم می برید و تنها هدفتان پیروزی اسلام است، من بعنوان یک پیرو خط امام به جز گلوله های رزمندگان مجازاتی برای منافقین سراغ ندارم؛
باری: حدیث قدسی است که خدا می فرماید آنکس که مرا طلب کند مرا می یابد و هر که مرا یافت مرا می شناسد و هر که مرا شناخت مرا دوست دارد و هر که مرا دوست دارد به من عشق می ورزد و هر که به من عشق ورزید به او عشق می ورزم و هر که را عشق ورزیدم او را می کشم و آنکس را که کشتم خونبهایش بر من واجب می شود و هر که خونبهایش بر من واجب است خودم خونبهایش هستم.
بلی من معبود را شناختم و این شناخت را تا به سر حد و آخر رسانیدم.
انشاءالله اگر شهید شدم می خواهم که بر تابوتم یک جلد قرآن بگذارید تا مردم بدانند هدف من خدا و قرآن بوده نه هیچ چیز دیگر.
حال سعی می کنم پیامم را به گوش امت برسانم گرچه لیاقت آن را ندارم چرا که می دانم این امتند که به یاری امام برخاستند و اسلام را یاری نمودند و هم اکنون نیز به یاری اسلام مشغولند معذالک بنابر وظیفه ای که بر دوش دارم می توانم بگویم که ای عزیزان از فرمایشات امام به سادگی نگذرید و تنها آنها را زینت بخش مطالب و گفته های خود نکنید، البته کار خوبی است اما اصل انجام این کار و مسئله اصلی عمل به آنهاست فریاد امام را بشنوید ای جوانان و سخن امام را، لبیک گوئید، جوانمردانه بسوی جبهه ها هجوم برید که اکنون اسلام به یاری نیاز دارد، جوانان عزیز غیرت اسلامی را زنده کنید و جبهه ها را گرم نگه دارید والله در غیر اینصورت در قبال خون شهدا همه مسئولید.
و پیام من به پدر و مادرها اینکه ای عزیزان، آیا عزیزان و فرزندان شما عزیزتر از هزارها شهید هستند و از آن بالاتر عزیزتر از علی اکبر حسین(ع) هستند پس با دست خود آنان را روانه سازید که اجر عظیمی در آن نهفته شده و در غیر اینصورت در روز جزاء آنگاه که از شما پرسیده می شود که چرا با آنکه فریاد حسین زمانتان را شنیدید آن را لبیک نگفتید و بلکه از یاری اسلام توسط فرزندتان ممانعت کردید. نه نه ما هیچ کدام این گونه نیستیم چرا که هر لحظه فریادمان این است که ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها گذاریم، اما پیامم به پدر و مادرم، پدر و مادر عزیزم شما باید بدانید که زحمتهایی که شما برای من کشیده اید بی نتیجه نماند.
شما یاری از یاران اسلام را پرورش دادید و اجر این عملتان با خدای عزوجل است، از شما می خواهم که مرا حلال کنید و بگوئید که خدایا این هدیه ناقابل را از ما بپذیر.
اما شما ای خواهرانم بر شماست که زینب وار پیامم را به جهانیان برسانید بر شماست حفظ حجابتان، چرا که حجاب شما نافذتر از خون من است در سرکوبی استکبار جهانی و برادرانم بر شماست ادامه راهم با عمل به احکام اسلام و قرآن و بدانید که رضای خدا در عمل شماست، در آخر از همه می خواهم که مرا حلال کنند و برای سلامتی امام و پیروزی نهایی رزمندگان اسلام دعاکنید. (رضا خوبان)