|
|
بسم ربّ شهداء والصدّیقین
|
|
|||
|
شهید صنیع زاده / احمد
دسته: شهدای دانشجو، شهدای مهندسی، ![]() مشخصات نام : صنیع زاده / احمد نام پدر : شکر اله تاریخ تولد : ۱۳۳۷-۱۰-۰۱ محل تولد : اصفهان تاریخ شهادت : ۱۳۶۲-۰۸-۰۵ محل شهادت : والفجر 4 شهرستان : اصفهان یگان : مسئولیت : تحصیلات : مهندسی عمران محل تحصیل : دانشگاه صنعتی اصفهان گلزار : گلستان شهدای اصفهان زندگی نامه
[نمایش] شهید احمد صنیع زاده در سال 1337 به عنوان ششمین فرزند خانواده دیده به جهان گشود. احمد تحصیلات ابتدایی را در سال 1350 و تحصیلات متوسطه را در سال 56 در دبیرستان هراتی به پایان رساند. سپس با کسب موفقیت در کنکور وارد دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی عمران شد. در سالهای 56 و 57 همزمان با قیام امت سلحشور او نیز برای پیروزی انقلاب فعالیت زیادی نمود تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. با شروع جنگ تحمیلی او با شوق و اشتیاق خاصی در جبهه شرکت داشت. سر انجام در عملیات والفجر 4 او به عنوان کمک بیسیم چی در حین خدمت از ناحیه دست راست و پهلو و ساق پا مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به لقای پروردگارش شتافت. وصیت نامه
[نمایش] بسم الله الرحمن الرحیم احمدالله و الحمد حقه کما یستحقه حمدا کثیرا در این وا پسین دم حیات بنویسم و به نسلهاى آینده تقدیم دارم چرا که کلام مرا امت امروز نشاید. بشما مىگویم نسلهاى آینده ، زیرا که امروز را آنهائیکه بنا به توفیق الهى درک کردند و دریافتند دیگر نیازى به گفتن نیست و آنهایى را که 4 سال آیات و نشانههاى الهى هدایت نساخت یقینا مرا هم توانى در هدایتشان نخواهد بود، بنابراین باز هم بگویم روى سخنم با شما امتهاى آینده است. مىخواهم از آیات و نشانههاى این زمان برایتان بگویم، چه اینکه امروز آنقدر خوان نعمت گسترده است که دم زدن از هر نعمت بظاهر شاید حمل بر بیکارى است ولکن حق نعمت انکه در وقت قدر دانستن. بگذار تا از هستى و منشأهمه این نعمات و واسطه فیض الهى یعنى از اماممان برایت بگویم. برادر و خواهرم ما بنا به لطف و کرم پروردگار در عصرى واقع شدیم که هر لحظهاش نور بود و نورانیت حق بود و حقیقت ، معرفت بو د کمال و از همه مهمتر اسلام بود و مسلمانى ، على (ع) بود شیعیانش على (ع) بود و اصحاب و یاران با وفایش ، آرى برادرم ما به عینه اسلام و پیامبر و سنت گرانقدرش و ائمه معصومین (ع) را دیدیم. ما تاریخ پر بار اسلام را که فقط خوانده یا شنیدهبودیم در مدت کوتاهى با تمام وجود احساس کردیم گوئیا تاریخ تکرار مىگردد و دوباره پیامبر عظیمالشأن اسلام حضرت محمد مصطفى (ص) مبعوث به رسالت گردیده و همان گونه براى رهائیدن مردم از شرک و جهل معجزه مىکند و آیات الهى یکى پس از دیگرى در حقانیتش نازل مىشود و در مقابل کافران و مشرکان را که چگونه در ضدیت این انقلاب بسیج و متشکل ، خوهاى کثیف حیوانى خودشان را در مخالفت به کار مىبندند همه و همه بار دیگر تکرار مىشود در امر ولایت و رهبرى در موضوع جانشینى در اصحاب و یاران صدیق و اصحاب و یاران کاذب و دروغین، درایمان و ایثار و شهادت و درکفر و ستیز و نفاق در نوپائى اسلام و در کثرت دشمنان و بسیار بسیار نمونههاى بحق عینى دیگر که فراوان گفتنى است. و اکنون دقت کن تو برادر گوش کن که اینها همه را به لطف الهى در پرتو امامى عادل پیشوائى بر حق و جانشینى راستین از تبارمحمد (ص) و ائمه معصومین (ع) یافتیم که بحق امامى بود عادل فقیهى عالم ، عالمى مهذب بزرگى متواضع عابدى خالص انسانى کامل استاد دانا بندهاى مخلص رهبرى هوشیار سخنورى صادق شخصیتى عظیم شجاعى قوى نترسى بیباک با آن سیماى نورانى الهى و وو .... هزاران صفات حسنه و کمال که مرا با این کوچکى قادر به وصف بزرگى چون او نیست الله اکبر الله اکبر الله اکبر که براستى در وصفش همین بس که خالقیت خداوند را احسن بوجود او و همچون اوست که فتبارک الله احسن الخالقین . اى کاش میبودى تا ببینى که گزاف نیست و حق است و امید اینکه این دعاى لحظه به لحظه و با تمام وجود این امت که تا انقلاب مهدى (عج) حتى کنار مهدى (عج) در پیشگاه خداوند بزرگ به استجابت کامل رسد تا تو نیز در نسلهاى آینده به توفیق یقینا تداومش تا زمان تو خواهد بود و انشاء الله فیض و رحمتش نصیب تو نیز خواهد شد. لازم به تذکر است که من هم تمامى سعادت خود را در طول فیوضات خداوند بزرگ مدیون امام بزرگوارمان حضرت روح الله نایب الامام خمینى عزیز روحىلهالفداء مىباشم و مختصر اینکه امروز اگر فرصتى مىیابم تا پس از 13 قرن از گذشت قیام خونین حشین (ع) بار دیگر در تجدید آن انقلاب خونین ، مولا و سرورم حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را در کمال ناقابلى یارى دهم، افتخارى است که باز در پرتو وجود مقدس همین نایب برحق امام زمان (عج) نصیبم مىشود. تقاضاى عاجزانه از پیشگاه مقدس خداوندى که انشاء الله حسن ختما همه الطاف کریمانهاش در این دنیا، مرا به آخرین خانه تکاملى انسان که همانا شهادت فى سبیلالله است با رضا و خشنودى خود توفیق عطا فرماید. والسلام ما بها و خونبها را یافتیم جانب جان باختن بشتافتیم ویژه عزیزان رزمنده و پویندگان راه حسینى: الحمدالله الذى هدینا لهذا و ما کنا لنهتدى قولا هدینا الله با حمد و سپاس بى حد از پیشگاه خداوند یکتا و سلام و درود به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام و باالاخص امام زمان عجل الله تعالى فرجهالشریف روحى له الفداء و نایب برحقش امام امت خمینى کبیر و پیروان راستینشان شهدا و مجروحین و معلولین و منتظران واقعیشان بازماندگان شهدا، رزمندگان و ایثارگران در تمامى جهان بنا به سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) در امر وصیت و همچنین به مصداق آیه شریفه قرآن مجید که «ان الذکر تنفع المومن » امیدوارم بتوانم مطالبى بعنوان ذکر ویژه عزیزن رزمنده و پویندگان راه حسینى به حضورشان تقدیم دارم زیرا معتقدم یاران شهید پیشقدم که نمونه کامل و السابقون السابقون مىباشند مطالب حقه فراوانى جهت امت بیدارمان بر جاى گذاردند و مرا نیز لازم آمد با یاران خود گفتگویى داشتهباشم و از این نظر که ذکر و یادآورى در قالب اعتضاد قلبى و ایمانى مىتواند اثر بخش باشد از این رو آنچه که در مدت خدمت و وظیفه شرعى در جبههها آموختم حضورتان عرضه مىدارم .عزیزانم ، جنگ را از دیدگان کفر و نفاق هدفى است وجهاد و دفاع را در اسلام هدفى دیگر که آشنائى با آن ما در راهى که پیش گرفتهایم داناتر و انشاء الله باعث روسپیدى بیشتر در پیشگاه خداوند بزرگ قرار خواهد داد. منطق کفر ایجاد جنگ از طریق زورگویى و ستم جهت سلطه بر همه مستضعفین و در نتیجه ارضاء همه شهوات حیوانى سلطه جوئى خود مىباشد که در طى این هدف با توجه به اعتقاد کفر و الحادى آنان نه تنها تعهدات اخلاقى ، انسانى ، مکتبى وجدانى مطرح نیست بلکه آنچنان صفات حیوانى با روح و روانشان پیوند خورده که اعمالشان را به غیر از ابراز این رذایل توانى دیگر نیست که همه خیانتها تجاوزها و بى شرمیها نمایانگر همین واقعیتها مىباشد و نمونه کامل و عینى آنرا در طول تاریخ حملات وحشیانه مزدورانه بعثى عراقى به سرکردگى صدام نوکر حلقه بگوش ابرنکبت مىتوان مشاهده نمود. «ولو یشاء الله لاینتصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض والذین قتلوا فى سبیل الله» (محمد (ص) آیه 4) و اما اسلام : مومنین و بطور کلى همه بندگان خالص الله که حلقه عبودیت الله را با دیده منت برگردن طاعت خود انداختهاند نظر این است که جهاد و دفاع زمینه و صحنهاى است که از جانب پروردگار بزرگ فراهم مىگردد تا در این میدان انسانها و واقعیتهاى درونى را گریزى بجز ابراز چهره واقعى خود نیست صداقت کفر و ایمانشان سنجیده شده (آیا ؟؟؟ سوره عنکبوت و آیه 2 سوره الملک) تا مشخص شود کدامین مستحق نعمات خاصه الهى در سراى جاودانى و کدامین استحقاق عذاب مستمر و همیشگى آخرتى را دارا مىباشند بنابراین این بخوبى واضح است که دراین جهاد و دفاع منظور و هدف شخصى مطرح نبوده بلکه فقط و فقط ایده و هدف متقین عبودیت پروردگار است که در قالب اطاعت مو به مو از دستورات و اوامر حقه او به مرحله اجرا ر آمده و کسب سعادت دنیوى که همانا پیروزى و غلبه بر دشمنان اخروى که همان رضا و خشنودى الله است حاصل مىگردد. پس بر من و شماست تا با هوشیارى و شناخت و معرفت جزء به جزء مراحل امتحانى که مىتوان به یقین گفت تمامى لحظات جنگ را در بر مىگیرد سعادت را کسب نموده که با توجه به تجربه بصورت اختصار و فهرستوار یادآور مىشوم. 1- اطاعت کامل و همه جانبه و بدون درنگ از حکم و امر ولایت (امام) او به دنبال آن پیروى کامل از دستورات فرماندهى در تمام امور. 2- رعایت دقیق نظم ، آداب و کردار و اخلاق اسلامى چه در مقابله با یاران چه دشمنان. 3- حفظ و حراست دلسوزانه از نعمات الهى و عدم اسراف چه ابزارآلات جنگى و چه بالاخص مواد غذایى و پوشاکى و رفاهى که اکثرا هدایاى مردم ایثارگر مىباشد. 4- برقرارى و ایجاد رابطه کامل وسیع و گسترده توسط قرآن ، نماز، دعا و مطالعه احکام اسلام با پروردگار جهان و در نتیجه محو و نابود کردن همه رذایل اخلاقى مکتب در طول زندگى و استقفار و همچنین کسب تمامى کسالات اسلامى انسانى اخلاقى جهت رسیدن به سرحد رشد و کمال که همانا توفیق و شهادت فى سبیل الله است. انشاء الله تعالى و من الله التوفیق در انتها مطابب فوق خود را به صورت شعار با تمام جان عرضه مىدارم. اطاعت را ، اطاعت را ، اطاعت را نظم را ، نظم را ، نظم را خلاق را ، اخلاق را ،اخلاق را و در ضمن دو جزوه از فرمایشات ارزنده و بحق امام عزیزمان که درود و سلام خداى بر او باد و بحرف حرف آن ایمان ، اعتقاد ، و یقین دارم به همه دوستداران این راه پرفیض بعنوان و موضوع شهید و شهادت ا زدیدگاه امام تقدیم مىدارم. والسلام خطاب به پدر و مادر: «و ما توفیقى الا بالله و علیه توکلت و الیه انیب » حضور محترم سروان عالیقدرم ، پدرو مادر بزرگوار و ارجمندم ، سلام و تحیت شما بندگان خالص الله و عاشقان اهل و بیت و ائمه اطهار را و سپاس خدا را که پایه و اساس همه سعادتها و خوشبختیهاى یک یک ما فرزندان شما مرهون همین خلوص و صفاى باطنىشما والدین گرامىمىباشد. خداوند بزرگ را عاجزانه مسلئت دارم شما را رحمت فرماید و پیوسته از نعمات خاص خودش در دنیا و عقبى برخوردار سازد و عاقبت بخیرى نصیبتان فرماید. مادرم از اینکه مىروم راضى باش که یقینا هستید و لکن اگر من در رفتن آنقدر سماجت مىکردم و شما درنرفتن من اجازه دهید در چند کلمه علت را خدمتتان عرض کنم. مادرم والله که اسم اعظم خدا است قسم یاد مىکنم آنچه در شهادت و سعادت لقاء یافتم آنچنان زیبا و ارزشمند است که نمىتوان برزبان و قلم جارى سازم و خدا مىداند که آنىطاقت ماندن نداشته و ندارم که دیگر هیچ یک از خصوصیات زندگى برایم مفهوم ندارد مگر دمى که فرو برده و بر مىآورم که خواست خداى بزرگ و حکیم است از طرف دیگر آنچه از اسلام آموختیم اینکه زندگى لحظه به لحظه مسئولیت است در قبال نعمات بیکران پروردگار و راستى ما پس از این همه نعمت و رحمت چگونه قادر خواهیم بود پاسخگو باشیم و در آخرت روسپید از اعمال خود مادرم ، شما خود بیشتر از من شاهد بودهاید که در گذشته چهها که نبود و اکنون چه نعماتى که نیست. آیا مىتوان ازا کنار این نعمات بسادگى گذشت مادرم آیا شما نبودید که همیشه و ماهانه تربیت پاک امام حسین (ع) برکامم مىگذارید و آیا شما نبودید که با عبادات خالصانه خود مرا هم همچون خود درس آموختید آیا خدمتهاى سالیان دراز پدرم در مرقد شریف آقا ابىعبدالله و جلسات وعظ و سوکى که به همین مناسبت برگزار فرمود و جلسات نذر و توسل که منعقد مىساختند اینها زمینهاى نمىباید شد تا نوکرى چون من به خدمت سرور و سالارى چون حسین علىالسلام ارسال دارد حقا که بوسه ناقابل من بر پاهاى مبارک و ارجمند شما دو بزرگوار ، پس مشخص شد که شماها قابل و لایق هستید که فرزندتان به عنوان یارى حسین (ع) به جبهه احضار و طلبیده مىگردد نه من به واسطه خودم آنهم با کولهبارى از گناه بنابراین پدرم و مادرم شما را سپاس مىگویم و از شما طلب عفو مىنمایم و انشاء الله اگر قابلیتى یافتم در جوار رحمتش بیش از این دعاگو خواهم بود. مادرم اگر مرا به فضل الهى از همسرم فرزندى حاصل شد تقاضا مندم در اداره و پرورشش و همچنین در محبت فراوان در حق مادرش دریغ مفرمائید در پایان لازم مىدانم از خدمت یکایک اقوام و خویشان بالاخص خواهران و برادران ارجمندم طلب عفو نموده با آن عزیزان وداع مىنمایم. به ویژه استاد اخلاق و فرهنگیم برادر بزرگوارم آقاى آقارضا را سپاس گفته برایشان توفیقات کامل را از درگاه خداوند بزرگ طلب مىنمایم و با پوزش، در موضوع همسر و فرزندم سفارش مىکنم. لطفا تعداد 12 روزه قضائى را که در همین ماه رمضان اخیر برایم ایجاد شد به گونهاى ادا فرمائید. وصیت به والدین همسر: بسم الله الرحمن الرحیم «لن تنالو لبرحتى تنفقوا مما تحبون » هرگز به خیرو نیکى نمىرسید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید. حضور محترم سرور بزرگوار و پدر ارجمند و گرامى ، و خدمت مادر دلسوز و با محبتام و کلا والدین عزیز گرامى همسرم حاج آقا و جاجیه خانم جنتى ، پس از تقدیم خالصانهترین درود و سلام به پیشگاه شما عزیزان سلامت و عافیت و صبر را از درگاه خداوند بزرگ برایتان مسئلت دارم. مرا لازم بود تا بحق از زحمات و مشکلاتى که در طول این مدت خویشاوندى براى شما فراهم کردم کمال پوزش و عذرخواهى و همچنین سپاس و تشکر نمایم اگر چه با اعتقادى که در شما سراغ دارم مبنى بر اینکه همه دگرگونیها و حرکات از جانب تقدیرات الهى است و همانا خواست و اراده او ست که افعال ما تحقق مىیابد و پیوند با؟؟؟ ارجمند شما هم چیزى خارج از همین تقدیرات نبوده و لکن به حسب وجدانى و اخلاقى شرمنده شما عزیزان بزرگوار مىباشم و امیدوارم باز با همان روحیه سخاوتمندى که خداوند بزرگ در نهاد مطهر شما قرار داده مرا عفو فرموده و جبران این زحمات را با اجر عظیم در روز موعود از خالق یکتا دریافت دارید. انشاءالله در پایان متذکر مىگردم اگر چنانچه به فضل الهى از من و همسرم فرزندى حاصل شد که باز مىگویم اینهم بخواست خدا بوده زیرا بنا بفرمایش قرآن ذرهاى در عالم هستى تغییر نمىکند مگر به اذن خداى تبارک و تعالى بنابراین اداره و پرورش آن را پس از خداوند بزرگ از شماها تقاضامندم. از خداوند حقتعالى آرزومندم که شما را پیوسته تایید فرموده و انشاء الله همچنانیکه بوده در آینده نیز شما را از متعهدان واقعى به اسلام و جمهورى اسلامى قرار دهید. والسلام قسمتهایى از وصیت شهید بعنوان همسر : بسم الله الرحمن الرحیم «ان الله مع الصابرین» همانا خداوند با صابرین است. همسرم : تو خود خوب تقدیرات الهى را مىدانى و درک مىکنى و خوب مىدانى که ما را هم گریزى از این مقدرات نیست و البته این به این معنى نیست که ما خود نقشى نداشته باشیم چرا که ما را از خداوند طلب هدایت مىکنیم و او هم ما را اینچنین هدایت مىکند و اگر نیت و آرزوى ما چیز دیگر باشد باز فرق مىکند. بهرحال زندگى دار گذر است و جاى ماندن نیست و صحنه و میدانى براى آزمایش و امتحان تا سنجیده شویم و در آخرت به آنچه عمل نمودهایم رسیده و اجر دریافت داریم. همسرم : خوب مىدانى که ائمه معصومین ما چگونه زیستند و چگونه رفتند و ماها بایستى انشاء الله پیرو باشیم. خوب مىدانى که ما به لطف الهى در اقیانوس بیکرانى از نعمت غوطهوریم که باید حق نعمت را ادا کنیم. سعى کنید با رخ دادن یک مسئله در زندگى هر چقدر هم دشوار از پا در نیایى و با استمداد از خداوند صبر نمایى. همسرم : این درست که من مىروم و زحمتى هم از خود بر تو باقى مىگذارم و لکن خدا را گواه مىگیرم من درادامه هدفى که داشتم بسیار زحمت کشیده و رنجها تحمل کردم این نبود که فقط زحمتى به تو تحمیل کرده و خود در آسایش بوده باشم. بهر صورت از تو تقاضامندم اگر خداوند فرزندى به من و توبخشید کمال مهر و محبت را نسبت به او روا دار و گونهاى عمل کن که فرزندم تو را نه تنها به عنوان یک مادر بلکه بجاى پدر خود احساس کند. رعایت احکام اسلام و پرورش فرزندم به ویژه با موازین اسلام و مقاومت و صبر آخرین تذکراتى است که خدمت شما تقدیم مىکنم. والسلام وصیت بر فرزندم : بسم الله الرحمن الرحیم یا بنى اقم اصلوة و امربالمعروف و انه عن المنکر و اصبر على ما اصابک ان ذلک من عزم الامور (لقمان 120) گرامى فرزندم : سرکار فاطمه یا جناب عبدالله سلام علیکم وظیفه داشتم و حق تو دیدم حال که به لطف و کرم فضلالهى افتخار و فرزند شهید بودن از ما قبل و بدو تولد تا الى آخر نصیبت گردیده ضمن تبریک بهمین مناسبت تو را به سه سفارش وصیت نمایم: اول آیه قرآن که در آغاز قرائت نمودى (بندهاى لقامان حکیم به فرزندش) دوم تذکر این مطلب که حق فرزندیت را تا حد توان و امکان که همانا مادرى شایسته و متقى و نامى نیکو بود بحمدالله موفق به انجاماش شده تو را سفارش مىکند در حق مادرت و باز در حق مادرت و پس انجام سومین حق خودت از جانب من که همانا فرا گرفتن کتاب خدا یعنى قرآن کریم به نحو احسن و شایسته. سوم اینکه به اذن خداوند تبارک و تعالى ، نطفهات زمانى بسته شده که پدرت غرق طاعت و بندگى الله در دفاع از اسلام و جهاد با کفار و با جسمى مغذى شده از بهترین و حلالترین روزىهاى پروردگار بزرگ یعنى هدایاى مردمى در جبههها قرار داشت . با این توجه حق پدرت بر تو اینکه نعمات حاصله از جانب الهى را با متابعت موبهمو از اسلام فقاهتى بطور شایسته و همچنین ادامه راه پدرت ادا نمائى . والسلام بسم الله الرحمن الرحیم احمدالله رب العالمین و صلى الله على محمد و اله الطیبین الطاهرین با تقدیم عرض سلام خدمت کلیه عزیز اینکه بگونه و مناسبتى در جمعشان توفیق حضور داشتم. و هم اکنون تنها جمله و کلامى بر روى یک صفحه از من در خدمتشان قرار مىگیرد. در این زمان که چند ساعتى دیگر به انجام ادامه عملیات و الفجر باقى نیست به یکباره بر آن شدم همه عزیزانى را که وداع مىگویم به توصیه بسیار مهمى سفارش کنم که در حال حاضر عظمت این مطلب در نزدم بسى فوق العاده و بزرگ و ارزشمند است و آن همانا قرآن این کتاب حق الهى است. عزیزان همسنگرى مسجد حجتاکبر: شما را توصیه به قرآن که الله اکبر از این نعمت این درست که شما در خانه قرآن هستید و لکن تصدیق فرمائید که حق قرآن که همانا همت هر چه بیشتر در تلاوت و قرائت و عمل بدان باشد اداء نمىگردد. پس بکوشید که مسجد را بیش ار هر چیز به قرآن آموزش ، تعمق، سکوت براى تفکر اختصاص دهید که در این صورت است که بقیه رسالتهاى مسجد نیز خود بخود اداء مىگردد. برادران و خواهران دانشگاهى شما را بقرآن ، قرآن را ، قرآنرا ، قرآن را ، تمسک جوئید به این کتاب عظیم الهى که معدن آموختنیهاست که همانا شایسته این بود که سرلوحه انقلاب فرهنگى ، قرآن مىبود بگونهاى گسترده و در بعد وسیع و کشف هر چه بیشتر این منبع علم و عمل تا همانگونه که کلیه دروس از تمام جهات به همه دنیا صادر مىشود دانشگاه ما علم انسان سازى و رشد انسانیت را از قرآن بطور وسیع و گسترده ، هماهنگ و با سبک و روش دروس عادى بکلیه جهان صادر مىشود. عزیزان همسنگر جبهه: شماها که خود عامل بقرآنید و لکن براستى مکانى شریفتر از مکان شما براى درک و فهم و تعمق در قرآن یافت نمىشود بکوشید تا با قرآن ار لحظه به لحظه فرصتهاى خود آن قلوب با معرفت و نورانى خود را مملوا از یقین سازید. و اى دوستان ، آشنایان ، همسایگان و خویشاوندان عزیز شما را به قرآن، قرآنرا چنگ زنید که همه سعادتها در پرتو قرآن حاصل مىشود. و شما خانواده بزرگوارم را بقرآن همانا آنرا فراگیرید که بهار دلهاست و بنور آن شفا جوئید که شفاى همه دردمندان است. در پایان همانگونه که پیامبر عظیم الشأن در هنگام رحلت بقرآن و عترت توصیه فرمود، قرآن را در کنار ائمه و با هدایت ایشان در قالب حدیث و سخن و حکمت سفارش مىنمایم. (توضیح آنکه این وصیت نامه بصورت سیاههاى در بین صفحات قرآنى که همواره در خدمت آن قرار داشت یافته شد.) والسلام احمد صنیع زاده |
|||||
|

