عباسعلی در سال 1346 در اصفهان به دنیا آمد. او با توجه به کمی سن در مسجد محل آموزش نظامی را فرا گرفت و شبها را نیز به پاسداری از اهداف مقدس انقلاب اسلامی گذرانید. او از نظر عبادت، نوع دوستی، برخورد با والدین و دوستان، شجاعت و جذابیت الگو، سرمشق و زبانزد همه بود. وی یکی از اعضای فعال بسیج بود و عشق جهاد و جبهه او را به جبهه کشانید. در سال 61 برای اولین بار عازم جبهه شد. پس از آن در سال 1365 در رشته مهندسی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. در حین تحصیل نیز در چند نوبت به سوی جبهه شتافت. آخرین بار چیز دیگری در چهرهاش خوانده میشد که بوی شهادت میداد. سرانجام در تاریخ 67/3/23 در عملیات بیتالمقدس 7 به آرزوی دیرینه خود رسید.
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه شهید عباس علی دهقانی
با سلام و درود بیکران بر حضرت حجت، امام زمان (عج) فرمانده کل جبهه های نبرد و درود به امام عزیزمان خمینی کبیر و سلام به تمامی خدمت گذاران به اسلام و میهن جمهوری اسلامی، هرگز مپندارید که شهیدان مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند و در تحت الطاف و عنایات خداوندی زندگی خود دور از هرگونه تباهی و آری از نیستی در بهشت برین را از سر گرفته اند.
دنیا دارای دو جنبه یکی مادی و دیگری معنوی است که انسان باید در هر دو جنبه فعالیت، کوشش و پیشرفت کنید حضرت علی (ع) فرمود، برای دنیا چنان باشید که فکر کنید همیشه در دنیا هستید و برای آخرت و قیامت نیز چنان باشید که فکر کنید هر لحظه از این دنیا خواهید رفت انسانها نباید فقط جنبه مادی آنرا در نظر بگیرند و هیچ یاد آخرت نباشند و توشه ای برای آخرت تهیه نکند و همه سعی و غم خود را برای ساخت ظواهر دنیا و خوشی در دنیا کند و همچنین نباید گوشه نشین و شب و روز در کنج خانه نشسته و تسبیح دست بگیرد و خشک مقدسی کند و هیچ به معاش و زندگی و رفاه و علم و دانش دنیوی نپردازد.
انسان باید در عین حال که به امور دنیوی پرداخته نیت او خدا و حتی کارهای دنیوی را برای رضای حق تعالی انجام دهد و عبادات دیگر را در موقع خود انجام دهد و به دعاها و مستحبات بپردازد و کتاب و معجزه پیامبر اکرم را خوانده و راهنمای راه خود سازد.
در مرحله کنونی کسانی که هیچ اعتنایی به این انقلاب و این جنگ ندارند و فقط به فکر انبار کردن و احتکار اجناس مورد نیاز مردم هستند از آن دسته افرادی هستند که فقط جنبه مادی دنیا در آنها وجود دارد و کسانی که در پیشبرد این انقلاب و جنگ سهم داشته و فعالیت می کنند و از مال و جان خود برای آن کنار می گذارندو به جنگ می آیند و با دشمنان دین و میهن جنگ و جهاد می کنند از کسانی که جنبه معنوی نیز در آنها شکوفا است و خود را در بعد معنوی و خدایی پیش می برند.
از جمله افراد دسته دوم شهیدان هستند که با آنکه هر کدام در دنیا کار و کسب و پدر و مادر و فرزند و همسری داشته اند خود را بند این چیزها نکرده و با ایثار جان خود در راه خدای خود ماورای جنبه معنوی را نشان می دهند و به آن رسیده اند بعضی از آنها با داشتن بهترین نعمتهای دنیوی و بهترین کارهای دنیوی به آنها پشت کرده و در راه معبود جان خود را نثار کرده اند.
پدر و مادر عزیزم و تمامی کسانی که مرا می شناسند من با نیتی خالص برای خدا و هدفی شناخته شده برای خودم به این راه آمدم و در این راه جان خود را به کف نهادم اگر برای خدا و یاری دین اسلام نبود هرگز پایم را برای این کار از خانه بیرون نمی گذاشتم با اینکه می دانید دانشجو بودم و تا حدود زیادی اقبال دنیا به من روی کرده بود و می توانستم ادامه تحصیل و کسب مدرک مهندسی بهترین زندگی را داشته باشم ولی وقتی امام عزیز می گوید امروز عاشورا است یعنی چه؟ ما که پیرو حسین بن علی (ع) هستیم و می گوییم ای کاش ما در کربلا بودیم و به حین کمک می کردیم و یا در رکابش شهید می شدیم حال طبق گفته فرزند خلف آن حسین، امام خمینی امروز بار دیگر عاشورا بر پا شده و جبهه ها کربلای دیگر است و تمامی کسانی که می توانند سالم دست گیرند و بجنگند باید همچون یاران حسین، که همگی در راهش مبارزه کردند و آن موقع نگفتند ما چه داریم هر چه داریم کسب و کار و درس و دانشگاه داریم و همگی سلاح برداشتند و تا آخرین قطره خون حسین را یاری کردند، اینان نیز سلاح دست گیرند و تا هنگامی که دیگر مسئولان اعلام نکردند که دیگر احتیاج نداریم به جبهه روند که امام فرموده پیروزی ما پیروزی اسلام و شکست ما محو و نابودی اسلام در حال حاضر است.
پدر و مادرم حال که من با شناخت کامل و هدفی عالی شهید شده ام و خداوند بهترین نعمت خود را به من ارزانی کرده دوست دارم در فراغ من ناراحت و غمگین نباشید چون هر کس عمری دارد و تمام می شود حال چه بهتر با گناه کمتر این عمر تمام شود و در راهی والا جان خود را از دست دهد و اگر شما سعادت و خوشبختی را می خواستید من حالا به آن رسیده ام و می دانم که فرزندی که چندین سال برای او زحمت کشیده اید و عمر خود را برای او و سلامتی و خوشی او صرف کرده اید حال با از دست دان آن غمی بزرگ بر دل می نشیند ولی بدانید نه تنها من بلکه بقیه خواهران و برادران در دست شما امانتی هستیم و شما باید این امانت را به بهترین وجه و آن طور که صاحب آن راضی باشد به آن بازگردانید . هر چه زودتر این امانت را تحویل دهید مسئولیت خود در قبال حفظ این امانت به امام خواهید رساند پس خوشحال باشید و با خود بگوئید که این هدیه را از ما قبول کن ای خدا.
پدر و مادر عزیزم می دانم که شما در پای من خیلی زحمت کشده اید و من نتوانستم عوض دهم در نظر داشتم که درسم را که خواندم و کار و کسب خوبی پیدا کردم شما را به بهترین وجه که می توانم از شما مواظبت کنم که 120 سال عمر دیگرتان را بدون زحمت و کار زندگی کنید و کمی از حقی که به گردن من دارید را ادا کنم ولی عمر کفایت نکرد و نتوانستم این آرزویم را عملی کنم.
می دانم که شما را در نادانی به من چیده بوده و یا نفس بر من غلبه می کرد ناراحت می کردم و باعث ناراحتی شما می شدم حال که می توانم و قلم تابع قلب من است از شما حلالیت می طلبم و از شما طلب عفو و بخشش دارم، اگر همه صفحه را خواسته خود را در مورد عفو از طرف شما بنویسم که نوشته ام چون به اندازه این بیست سال زحمت شما نمی رسد ولی چه کنم که در این لحظه حرف زیاد است و وقت ورق کم.
از شما می خواهم که فرزندان خود را به بهترین وجه تربیت کنید و کمال سعی و کوشش خود را معطوف سازید با فرزندان خود مهربان باشید چون اگر غفلتی از آنها دیدید از نادانی و جهالت آنهاست با رفتار صحیح و نصحیت آنها را از راه خلاف باز دارید بدانید محبت در اثر محبت است اگر با فرزندان خود ناملایمتی بی جا کنید آنها نیز نمی توانند محبت شما را در دل داشته باشند. فرزندانتان را در فعالیتهای اجتماعی رفت و آمد در جماعات که اشکال دینی ندارد منع نکنید.
دیگر اینکه با اقوام رفت و امد داشته باشید و صله رحم را برقرار کنید با اینکه یک وقت کسی حرفی می زند که فکر می کنید حرفی نادرست است ولی شما با رفتار خود آنها را شرمنده کنید. سوء ظن به کسی نداشته باشید.
و اما شما ای عزیزانم برادران و خواهران گرامیم شما بهترین رفیق من در طول عمرم بوده اید شاید شما را اذیت کرده باشم و شما از من ناراحت باشید از شما قلباً حلالیت می طلبم از شما می خواهم که اگر پدر و مادرمان در فراغ من غمگین هستند به آنها دلداری دهید و با خوشرفتاری و محبت نسبت به آنها، آنان را از ناراحتی بابت من دور کنید.
با پدر ومادر مانند دوست رفتار کنید درد دل خود را به آنها بگوئید اگر کاری می خواهید بکنید با آنها مشورت کنید با هم مانند غریبه نباشید از هم هراس نداشته باشید و از هم روی درواسی نداشته باشید با هم دوست باشید. من خیلی دوست داشتم که چنین باشم ولی نتوانستم می خواستم هر شب وقتی دور هم می نشینم با هم قصه بگوئیم در میان تمام کارهایی را که در طول روز انجا داده ام با تمام حالات روحیم بگویم ولی یک مانعی وجود داشت که دوست دارم به لطف خدا شما این مانع را را با سعی خود کنار گذارید
و حال حرفی با دوستان عزیز و باوفایم از شما که مدتی است با هم رفت و آمد داریم و با هم خو گرفته ایم و یا حتی نان و نمکی با هم خورده ایم از شما طلب عفو و بخشش دارم و از شما حلالیت می طلبم و از شما می خواهم در راه امام و انقلاب و اسلام فعالیت کنید پس از جبهه و جنگ درس بخوانید و فعالیت کنید که کشور احتیاج به مهندس و دکتران متعهد دارد درس بخوانید مسئولیت های کشور را بگیرید که بعضی از خون امامان و کسانی که هیچ تعهدی نسبت به انقلاب ندارند سرکار نیایند و انشاالله در نکبت خود خفه شوند. امام را دعا کنید و ره رو راهش باشید.
از تمامی اقوام و خویشان طلب عفو و بخشش دارم.
به امید پیروزی هر چه سریعتر اسلام در تمام جهان و رسیدگی همگی به سعادت اصلی انسانی دیگر صحبت را کم کنم.
دوستدار تمامی شما پدر و مادر و برادران و خواهران و اقوام و دوستان. خدا حافظ.
والسلام
عباسعلی دهقانی مورخ:67/2/30