حميدرضا روزگارش را به درس و بحث و تهذيب مى گذراند و مدرسه علميه آيت الله يثربى در كاشان محل مناسبى براى تهذيب اخلاق و ارتقاى علمى اين جوان كاشانى بود؛ اما او نيك مى دانست كه »حرف عشق در دفتر نگنجد «. چنين بود كه به فرمان امامش، خمينى بزرگ گردن نهاد و عازم جبهه هاى حق عليه باطل شد. شش ماه حضور در جبهه به عنوان نيروى رزمى تبليغى در لشكر 8 نجف اشرف و مجاهدت هاى فراوان، او را مهياى ديدار پروردگارش كرده بود.
سرانجام اين پرستوى خونين بال در عمليات قادر در شهريور ماه سال 64 در منطقه اشنويه خاك غربت خورد و پيكر پاكش همچنان دور از نظرها ماند تا هيچ ادعايى از جانب او براى معشوق ازل و ابد نماند و اتحاد عاشق و معشوق عملى شود.
برادران! استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درما نها براى تسكين دردهاست. هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نسازند كه اگر چنين شود روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابر قدر تهاست.