اکبر در سال 1337 در نجف آباد پا به عرصه وجود نهاد. از کودکی به علت وضعیت مالی خانواده، همزمان با تحصیل کار میکرد. او از یک سو کارگری بیآلایش و ساده و از سوی دیگر محصلی درسخوان و با استعداد بود. وی در دوران دبیرستان، امام را شناخت و راه او را در پیش گرفت. پس از طی دوران دبیرستان و اخذ دیپلم در سال 1356 در رشته عمران دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. در دانشگاه، مأمورین پلید و منحوس پهلوی (ساواک) از فعالیتهای وی بیمناک شده، بارها وی را تهدید کردند اما به خواست خدای تبارک و تعالی، اکبر هر بار از همه این معرکهها جان سالم به در برد. پس از انقلاب از دانشجویان انقلابی و خط امام بود. بارها تلاش کرد دانشجویان فریبخورده و اغفال شده را با نقش پیامبرانه و آگاهیبخش هدایت کند. وی در مورد دانشگاه معتقد بود اگر هدف، اسلام نباشد و افراد بخواهند افکار غربی را ترویج کنند و مقاصد شوم آمریکا را پیاده کنند، چنین دانشگاهی بسته باشد بهتر است. وی میگفت:.
او در دانشگاه لحظهای آرام و قرار نداشت، حقایق را برای همه روشن میساخت و خطوط التقاطی را افشا میکرد. بعد از تعطیلی دانشگاه همراه تنی چند از برادران دلسوز انقلاب به جمع جهادگران جهاد سازندگی پیوست و خالصانه و مجدانه در این راه کوشید. در جهاد سازندگی شهرکرد سرپرستی بخش اردل را پذیرفت و اقدامات مهمی از قبیل ساختن راه، حمام و مدرسه به انجام رسانید. در همان سال ازدواج نمود. این امر را به عنوان وظیفه شرعی خود میدانست و در این رابطه میگفت: . در این راه ازدواج هرگز مانع انجام تکلیف الهی او نشد و با دلی آسوده در راه رضای خدا مجاهدتها نمود.
اوایل جنگ تحمیلی بود که تصمیم گرفت به جبهه برود. میگفت: . دو سه ماهی از جنگ میگذشت که راهی جبهه شد. او هم برای جامعه، هم برای خانوادهاش مفید بود. او صادق بود، همه کارش در راه رضای خداوند بود. مدتی در جهاد اصفهان مستقر در آبادان انجام وظیفه کرد و در بسیاری ازحملههای افتخارآفرین و پیروزمندانه شرکت جست. در شکست حصر آبادان و در حمله بستان شرکت داشت و با دیگر برادران رزمنده و جهادگر برای به دست آوردن پیروزی کوشید. درمسئولیتهای مدیریت داخلی ستاد جهاد سازندگی اصفهان مستقر در آبادان، مدیریت کارخانههای یخ و قیرسازی و مدیریت کارگاه داخلی جهاد سازندگی نجف آباد مستقر در سوسنگرد به خوبی انجام وظیفه نمود. هنگامی که برادران جهت تدارک مقدمات عملیات بزرگ فتحالمبین در دشت عباس مستقر شدند سرپرستی ستاد عملیاتی در دشت عباس را به عهده گرفت.
در حمله بزرگ فتح المبین شرکت گسترده و فعال داشت. از چند ماه قبل از حمله، برای جاده سازی در آن منطقه تلاش بسیار کرد. دوستانش نقل میکردند که چند شبانهروز خواب چشمانش را نگرفت و با خلوص نیت و مجدانه در این راه کوشید. او که همیشه نصیحتش این بود که دنباله رو خط امام باشید و هیچگاه از امام دست برندارید و همواره بکوشید که از امام پشتیبانی کنید، مزد جهادش را با شهادت گرفت و بالاخره در صبح روز دوشنبه دوم فروردین سال 1361 به سوی معبودش، پرواز کرد.
" بسم الله الرحمن الرحیم "
با نام خدا و شعار مرگ بر آمریکا بعنوان یک سرباز کوچک امام مطالبی را مینویسم شاید که خونم قابل رساندن آن به شما باشد .
می دانید که در طول تاریخ انقلابهای بیشماری رخ داده است و هر کدام پس از مدتی به نابودی کشیده شده و در بعضی از آنها حتی عقب گرد هم شده است اما بر همه مردم ما روشن است که در طول تاریخ انقلابی با این عظیمی بعد از انقلاب رسول خدا انجام نگرفته است و بااندک دقت در ابعاد آن می توانید به جاهایی برسید که تعجب آور و حیرت زده خواهیم شد و آن را بجز با یک نفوذ الهی صد در صد نمی توان توجیح کرد گر چه رهبری این انقلاب در درجه اول زیر نظر خدای عظیم است اما در بعضی از فرازهای آن چشم حقیققت جویی را متاثر می کند و به خود متوجه می کند که شاید این انقلاب غیر از آن انقلابها باشد و باید درست بیندیش که خطا نروی کدام انسانی است که قدرت مستقیم خدا را در این انقلاب بخواهند انکار کند کدام انسان با انصافی است که پایش را روی این همه خونهای ریخته شده بگذارد و چشم بسته هر چه بخواهد بگوید که باید گفت مرگ بر جهالت و نادانی ای دریای عظیم انسانها ای موج توفنده خشم الهی و ای جانشینان خدا در روی زمین درود بر شما و آفرین بر شما و درود من که قابل نیستم درود خدا بر شما که حرکتتان حرکتهای میلیونی انچنان قدرت تفکر را از دشمن گرفتید که هر نقشه ای را بکار می برد شکست می خورد ؟ نقشه ای از اینها در این مدت انقلاب برایشان ثمر بخش بوده است پس بگو مرگ بر آمریکا .
ای کسانی که در این انقلاب هیچ کاری نکردید بجز ضرر و زیان شرم کنید و بس کنید خیانت را اگر در آخرت ومعاد را قبول ندارید بر حرمت خون حسین سالار شهیدان شرم کنید و بگفته خدا در این دنیا آزاد مرد باشید و شما را این حرکتهای موموزانه بر ضد انقلاب هیچ سود ندارد و ملت ما را بیدار تر و آگاهتر می نماید بدانید ای همه شما که قصد نابودی این انقلاب را در سر می پروراند این انقلاب ظرفیت حل کردن هر توطئه ای را در خود دارد و سر شما در نهایت به سنگ خواهد خورد .
اما آنهایی که خواب شکست این انقلابرا دیده اند ای مرگ بر جهالت شما .
این قافله دیگر ایستادن و شکست ندارد این قافله برای آب و نان قیام نکرد برای رسیدن به وعده الهی حرکت کرد و به عین بدانید که می رود تا به پیروزی نهایی یعنی حکومت عدل مهدی موعود بیانجامد هر چند کافران را خوش نیامد اما بدانید ای مردم غیرتمند و شهید پرور باید بهایی بزرگ همچنانکه تا کنون بپردازید و کوتاه نیاید و هر روز توفنده تر از روز قبل بیرون آئید و بر دشمن خدا و خلق بتازید اما مطالبی در مورد مسائل روز عظمت انقلاب آنچنان وسیع است که هر روز روز حادثه و مسئله است و ممکن است تا این پیام می آید بدست شما برسد مسائل تغییر کرده باشد اما بهر جهت .
مسئله اول جنگ است جنگ ما می دانید برای خون و خاک و غیره نیست یک جنگ بسیار مقدس و پاک است و جنگ اسلام بر علیه کفر پس ای برادران و خواهران فکر نکنید با پیروزی بر عراق بپایان می انجامد خیر تا پیروزی نهائی بر کفر جهانی ادامه خواهد داشت این جمله شما را مایوس نکند زیرا جنگ مقدسی است این جنگ و نبرد همان جهادی است که سالها فراموشمان شده بود اما پیروزی بر عراق یک مرحله است همچنانکه پیروز شدیم بر شاه ما باید به جنگ مقدس و جهادمان ادامه دهیم تا بر حکومتهای مرتجع وعروسکهای امریکایی خاور میانه پیروز گردیم و این طفل ناپاک آمریکا یعنی اسرائیل و صهیونیست خونخوار را از بلاد مسلمانها بدور سازیم و بالاخره با ظهور مهدی موعود به حکومت عدل جهانی برسیم هر چند که با نابودی بسیاری از ما مواجه شود باکی نداریم افتخار می کنیم .
شهادت آرزوی هر مسلمان است در شهادتها مایوس و ناراحت نباشیدبخندید و خوشحال باشید که زمانی ما شکست میخوریم که جوانان ما از شهادت بهراسند ولی امروز همه عاشق شهادتند .
" والسلام"