وقتى ياداشت هايش را مى خوانى، گويى به كلاس اخلاق آمده اى… » اگر طرز برخورد در خانواده و در جامعه فرق كند، يك ريشه كوچك نفاق در درون خويش ايجاد مى كنيم كه مضّر است …« جهادگر پاسدار و طلبه جانباز شهيد الماسى چنان نفس خود را تربيت كرده بود كه پله پله تا ملاقات خدا پيش مى رفت. از خصوصيات ممتاز او نظم در زندگى، عشق به مكتب اهل بيت (ع)، توجه به اقامه واجبات و اخلاصى بود كه گاه خود به ديگران غبطه مى خورد.
دو بار در جبهه مجروح شد امّا به محض بهبود، عازم عمليات ديگرى م ىشد تا سرانجام در شلمچه به شهادت رسيد. پيكر پاكش ده، دوازده روز زير آتش گداخته دشمن ماند تا همرزمانش جنازه اش را شناسايى و به پشت خط انتقال دادند و بر روى دستان با كرامت مردم كاشان تشييع گشت.
بارالها ! اينك كه به حال خويش و اعمالم می نگرم، خود را لايق اين سعادت نمی دانم ولى در كنار قبور شهدا كه می روم، می بينم چه عزيزانى با من همسفر بودند.