چهارمين بار اعزامش بود كه در عمليات فتح المبين شاهد شهادت را در آغوش كشيد. محمد ابراهيم در محاصره سوسنگرد و شكست حصر آبادان هم شركت كرده بود. ويژگيش همين بود كه هيچ گاه از پا نمى نشست. عشق عميق به معارف اهل بيت(ع)، او را به تحصيل در حوزه و استفاضه از محضر استادان فرزانه قم كشاند و چهار سال در آن حوزه تلمّذ كرد.
قبل از اين ها هم در روزهاى آتش و خون و حاكميت رژيم سفاك پهلوى او را مى ديدى كه سر
از پا نمى شناخت. اعلاميه ها و نوارهاى امام(ره) را در شهر گوگد پخش مى كرد و بارها از سوى
ساواك تعقيب و تهديد شد. سرانجام پس از سال ها جانفشانى و ايثار، پيكر مطهر اين شهيد سعيد در مزار پاكان و وارستگان در آرامگاه شيخان قم به خاك سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه:
مبادا به خواب فرو رويد و بعد از هفتاد سال يا كمتر و بيشتر خود را درقعر جهنم بيابيد و مصداق اين سخن شويد كه سنگى را در جهنم انداختند و بعد از هفتاد سال به ته جهنم رسيد. نكند آن سنگ ما و هفتاد سال عمر ما باشد.