|
|
|
|
|||
به مناسبت سالروز شهادت سردار شهید «سیدمجتبی هاشمی»
شهید «سید مجتبی هاشمی» فرمانده گروه فدائیان اسلام در جبهههای جنگ در سیزدهم آبان ماه 1319 به دنیا آمد. سید مجتبی متاهل، دارای دو فرزند و در تهران سکونت داشت. وی بعد مجاهدتهای فراوان در جبهه حق علیه باطل، سرانجام 28 اردیبهشت ماه 1363 در خیابان وحدت تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین مورد سوء قصد قرار گرفته و به شهادت رسید.
« خبر قبلیخبر بعدی »
«معصومه رامهرمزی»، یکی از امدادگران سالهای جنگ تحمیلی خاطرهای از شهید هاشمی دارد که آن را باهم میخوانیم: *** اصلاً بچههای فدائیان اسلام (افرادی که زیر نظر شهید سید مجتبی هاشمی فعالیت میکردند) یک قشری بودند که با یک زیر پیراهنی به تن و با شلوار کردی میجنگیدند. آیا از آنها گفتهایم؟ مگر اینها سهمی در جنگ ندارند؟ من یادم است زمانی که آبادان در محاصره بود، نان به زحمت تهیه میشد و اکثر بچهها گرسنه بودند. شرایط حاد و ویژه بود. وقتی شهید سید مجتبی هاشمی به بیمارستان میآمد و میدید که تعداد مجروحین در بخش زیاد است و ما هم که امداد گر بودیم از فشار کار دچار افسردگی شدیم، شروع میکرد در بخش با صدای بلند به خواندن این شعر: کار صدام تمام است خمینی امام است استقلال و آزادی جمهوری اسلامی آخرین پیام است من به قدری این شخصیت (شهید سیدمجتبی هاشمی) را دوست داشتم، زیرا وقتی میآمد ما احساس میکردیم که یکی آمده به همه ما انرژی وارد کند. بعد شروع میکرد با بچهها خوش و بش کردن و به آنها میگفت «نبینیم اخم کنید، نبینیم گریه کنید، ما پیروزیم». یعنی در یک کلام به شما بگویم حضور وی در بیمارستان آن چنان غوغایی در بخشها به پا میکرد و بعد هم میرفت. کجا این حرفها نوشته شده ؟ کتابی در مورد ایشان نوشته نشده چون از مردم عادی بود. تازه مجتبی هاشمی کسی بود که در تهران زندگی داشت، مغازه داشت، ثروت داشت. همه اینها را رها کرد و به جبهه آمد... |
|||||
|