آخرين بار كه ميخواستيم بدرقهاش
كنيم، خواستم صورتش را ببوسم، ناخودآگاه صورتش را برگرداند تا با يكي از بدرقهكنندگان
صحبت كند كه لبهايم به جاي صورتش پشت گردنش را بوسيد.
وقتي پيكر مطهرش را آوردند، ديدم تركش درست به همان جايي كه بوسيدهام اصابت كرده
است. او شهيد والامقام مصطفي پيشقدم، فرماندهي گردان امام حسين (ع) از لشگر 31
عاشورا بود.
ديدم حريفش نميشوم، گفتم: برو پسرم در پناه خدا، مثل اينكه ايمان تو قويتر از
من است.
رفت. بعد از چند روز تلفن كرد و گفت: «مادر! بعد از پانزده روز برميگردم. درست
روز پانزدهم جنازهاش برگشت».
منبع :كتاب كرامات شهدا - صفحه: 74
راوي : مادر شهيدان مصطفي و مهدي پيشقدم