صفحه اصلی
loading...
 
 
 

رزمندگان ایران، به پیش !

گرچه مي‌بافند بهرِ شيرها زنجيرها
بگسلند آخر همه زنجيرها را شيرها
اين دليرانِ نکو با بد چه جنگي مي‌کنند
همچو جنگِ شيرها با تيرو و با شمشيرها
تيرهاشان باد يارب، کاري و دشمن‌فکن
سينه‌هاشان ايمن از آسيبِ تيغ و تيرها
چهره‌هاشان پيش از شهادت ديده‌ام، هم بعد از آن
بود خشم‌آلود و آنگه راحت آن تصويرها
ديگر اکنون از جوانيمان خجالت مي‌کشيم
گرچه چندان بد نبود دستيم ماهم، پيرها
اين شهيدان نامشان تا جاودان پاينده است
زيرها بس گر زِبَر گردد، زِبَرها زيرها
نامشان چون تاجِ فخري بر سرِ اين کشور است
خامه‌ي زرّين نويسد اين به خطّ ميرها
خيره سازد چشم گردون را فروغ فخرشان
مي‌گذارد بر زمينِ زنده هم تاثيرها
اي دليرانِ وطن، با « زنده باد ايران » به پيش !
شورِ ايمانْتان فزونتر باد و زور از شيرها
گرچه من مَزْدُشتِيمَ، امّا به زندان نيز هم
مي‌گرفتم وجد و حال از شورِ اين تکبيرها
عنترک صدّام را با دار و دسته‌ي بُزدلش
بر فرازِ دار رقصانيم، با زنجيرها
روستا و شهر و باغ و خانه ويران مي‌کنند
روبهان، وانگه گريزند از نبرد شيرها
سنگدل شيرند و تضعيفِ جوانان کارشان
ريشه‌شان از خاک برکن، يا رب از آن زيرها
خاکِ خود را پس بگيريد، اي دليرانِ وطن
از جهانخوارانِ غرب و شرق و اين اکبيرها
اين دغل دو نانِ دشمن را برانيد از وطن
با قوي‌تر رزم‌ها و برترين‌ها تدبيرها
ملکِ خوزستان و ديگر جاي‌ها گر شد خراب
باز آبادان شود، با بهترين تعميرها
اي جوانان، فتحِ فرجامين بود آنِ شما
مي‌خورم سوگند بر پيغمبران و پيرها
اين شهيدان، زخميان را بيند آيا آسمان؟
کر شود گوشِ زمين از صيحه‌ي آژيرها
غم مخور « امّيد » بي‌شک بِگُسلد آخر زهم
گرچه مي‌بافند بهرِ شيرها زنجيرها

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه ج1

مطلب بعدی »