|
|
|
|
|||
حس کن صدای نبض دلی را که عاشق است
با من بیا به فرصت یک چشم هم زدن
مطلب بعدی »
در کوچه های باور مردم قدم زدن گرم است جای پای شهیدان به روی خاک باید سری به کوچه پر پیچ و خم زدن یک ساک کهنه ، آینه ، قرآن ، وداع و بعد ... بر قله های صبر و صلابت علم زدن حس کن نسیم رفتن گرمای خانه ، شد تاریخ غصه های زنی را رقم زدن زن با بهانه های دو کودک چه می کند جز از "می آید از سفرش زود" دم زدن مردی گذشت از زن و فرزند و زندگی آغاز دل به وسعت دریای غم زدن - دشمن مگر به خانه ما رحم می کند باید به موج حادثه اینک بلم زدن حس کن صدای نبض دلی را که عاشق است باید سری به خانه این متهم زدن ! پروانه نجاتی |
|||||
|