سردار شهید غلامرضا آقاخانی مهر 1337 در خانواده ای مذهبی در شهرضا به دنیا آ مد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرضا و اصفهان به پایان رساند .
سال 1356 به عنوان سپاه دانش برای خدمت سربازی به روستای (( چم کاکا )) از توابع چهار محال بختیاری اعزام شد که در همان وقت آتش انقلاب شعله ور گشت . در این مدت اقدام به آگاه کردن روستاییان نسبت به مسائل انقلابی و فرهنگی نمود. او نحوه زندگی کردن و کشاورزی را به روستاییان آ موزش می داد . ( محمد رضا آقاخانی ، برادر بزرگتر سردار شهید آقاخانی ) طی حضور ایشان در اصفهان در فعالیت های فرهنگی مسجد محل سکونتشان و در راهپیمایی ها شرکت می کردند .( پدر شهید )
آقاخانی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به استخدام رسمی آ موزش و پرورش در آ مد و شغل شریف معلمی را انتخاب کرد . سال 57 به عنوان معلم در منطقه (( کامو و جوشقان )) در 120 کیلومتری کاشان یکسال و اندی خدمت کرد و فعالیت های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی در جهت آ گاه کردن مردم آ ن منطقه انجام داد . مهر 1359 به دبستان (( رودکی ولدان )) خمینی شهر منتقل شد .آقاخانی با شروع جنگ تحمیلی به اطاعت از امام (ره) و امر ولایت در اسفند سال 59 به جبهه رفت . در ابتدا به شهرک دارخوین و از آنجا به منطقه ی (( محمدیه و سلمانیه )) اعزام شد . بعد از مدتی نیاز به نیرو در جبهه های غرب زیاد شده و ایشان را به سنندج فرستادند . یکماه که از ورودش به سنندج گذشته بود ، ایشان را به عنوان مسئول مخابرات داخلی سنندج برگزیدند . پس از چند روز به مریوان رفته و به عنوان بیسیم چی (( حاج احمد متوسلیان )) در عملیات (( لا اله اله ..... محمد رسول الله)) شرکت کرد . پس از اتمام عملیات قصد داشت به سنندج برگردد که با مخالفت (( حاج احمد متوسلیان )) روبرو شد و چهار ماه مسئولیت مخابرات دزلی را برعهده گرفت .اواسط سال 1360 به جبهه های جنوب در لشکر 14 امام حسین (ع) رفت و به سرعت در فرماندهی رشد کرد . بطوری که از بیسیم چی گردان به فرماندهی ارتقاء درجه پیدا کرد ایشان با سمت آ رپی چی زن در عملیات فتح المبین شروع به کار کرد . در حین عملیات به علت زخمی شدن بیسیم چی گردان امام جواد (ع) و تخصص آقاخانی در بیسیم و مخابرات ، تا انتهای عملیات این مسئولیت را بر عهده گرفت . تدبیر و شجاعت در عملیات بسیار بالا بود به طوری که مسئولیت خودش را تحت الشعاع قرار می داد . و به عنوان یک فرمانده گردان آنجا عمل کرد .
فرازی از وصیتنامه سردار شهید غلامرضا آقاخانی
چند سطری به عنوان وصیتنامه مینویسم تا توانسته باشم گوشهای از عشقم را به راهم و آگاهی خودم نسبت به کارم را بر کاغذ بیاورم تا چنانچه سعادت قرار گرفتن در خط سرخ آل محمد (ص) و علی (ع) را پیدا نمودم و توفیق حاصل شد که قطرات خون ناقابلم بر زمین ریخته شود و ما را پاک نماید، مهر تأیید باشد بر اعتقادم که اینجا با آگاهی کامل از چنین روزی، اعتقاد راسخ به اینکه دفاع ما دفاع از اسلام و قرآن در مقابل کفر است و سستی در این مسأله عواقب بس اسفبار دارد و حمایت از امام امروز حمایت از پیامبر (ص) میباشد و زمان، زمان امتحان بزرگ الهی است و جنگ ما امروز محکی است برای شناخت مدعیان و معتقدان واقعی به اسلام و غربال نمودن آن...