|
|
|
|
|||
عملیات ثامن الائمه
عمليات ثامنالائمه(ع)
مطلب بعدی »
محدوده زماني: 1360/7/5تا 6/7/1360 اين عمليات در چهار محور جاده ماهشهر، ذوالفقاريه، فياضيه، دارخوين با هدف شكستن محاصره آبادان آغاز شد. دستاوردها: با اجراي اين عمليات شرق كارون از وجود ارتش عراق پاك شد و 9 تانك، 100 خودرو، دو پل پي ام پي از ارتش عراق منهدم گشت. ساعت 1 بامداد روز پنجم مهرماه سال 1360 عمليات شكست حصر آبادان با رمز "نصر من الله و فتح قريب" آغاز شد و رزمندگان اسلام از چهار محور "دارخوئين"،" فياضيه"،" ذوالفقاريه"،" جاده ماهشهر" به نظاميان عراق حمله كردند. ساعت 6 صبح خاكريز اول و دوم دشمن در جنوب محمديه پاكسازي شد. در جبههي "ماهشهر"ر عراق مقاومت زيادي نشان داد اما به ياري خدا رزمندگان از چهار محور به خط پدافندي دشمن كه 5/1 كيلومتر طول داشت هجوم بردند و نيروهاي عراقي را به محاصره درآوردند.. ساعت 12 ظهر خاكريز سوم عراق در جبهه ذوالفقاري نيز سقوط كرد و حدود 2000 تن از نيروهاي سپاه و بسيج به نزديك پل حفار رسيدند. با تلاش رزمندگان آبادان پس از 349 روز از محاصره خارج شد و نظاميان عراق از طريق پل حفار به غرب كارون عقبنشيني كردند. آغاز عمليّات گسترده غيركلاسيك به دنبال اجراي حملة كلاسيك كم موفقيت و يا ناموفق، در كمتر از 9 ماه، چندين حمله محدود چريكي و نامنظم در جبهههاي مختلف صورت ميگيرد كه موفقيتهاي درخشاني را براي مردم و رزمندگان اسلام به ارمغان ميآورد. قابليت اين قبيل عمليّات و استعداد نيروهاي مردمي هم بوضوح براي فرماندهان محرز ميگردد. در اين ميان بنيصدر كه عامل وقفه و ركود در جبههها بود، از فرماندهي كل قوا خلع شده و به دنبال افزونطلبيهايش مجلس شوراي اسلامي رأي به عدم كفايت وي ميدهد. بنيصدر كه بازيچة دست سازمان منافقين قرار ميگيرد، مخفيانه و با لباس مبدل زنانه به همراه رجوي با هواپيما از ايران فرار ميكنند. فرماندهان سپاه و ارتش پس از حذف بنيصدر- كه عامل تفرقه ميان آنها بود- بيش از پيش در كنار هم، مصمم به دفع تجاوز و بيرون راندن نيروهاي اشغالگر از خاك ميهن اسلامي ميشوند. از اين پس مديريت جنگ با نمودي همگون و پويا طرحريزي و اجراي عمليّات وسيع و گسترده را وجهة همت خود ميسازدودر تابستان سال 60، طرح حملهاي از سوي سپاه خوزستان ارائه و به تصويب ميرسد. شمال آبادان نخستين منطقه براي اجراي عمليّات انتخاب ميشود. لشكر 77 خراسان كه در منطقه حضور دارد، نام عمليّات را «ثامنالائمه(ع)» ميگذارد. از جمله دلايل مهم اناخاب اين محل براي حمله، دستور صريح حضورت امام خميني(ره) براي شكست حصر آبادان است كه در پي اين فرمان بررسيهاي مختلفي براي اجراي دستور صورت ميپذيرد. همچنين وجود دشمن در بخشي از جادة آبادان- ماهشهر و آبادان- اهواز انجام عمليّات را ضروري جلوه ميدهد. عراق، آبادان را به صورت نعلي شكل در محاصره خود دارد و تنها مبادي ورودي و خروجي آبادان، از طريق دريا ميسر است كه آن هم عاري از مشكل نيست. در اين ميان مردم آبادان، با وجود محاصرة شهر، آن را ترك نميكنند و به دفاع ميپردازند كه اين خود براي دشمن شكننده و خردكننده ميشود. تاریخچه آبادان شهرستان آبادان در جنوب غربی استان خوزستان و درشمال جزيره ای به همين نام واقع شده است. جزيره آبادان به واسطه وجود اروندرود در غرب، رودخانه بهمن شير درشمال و شرق و نيز خليج فارس در جنوب آن بوجود آمده است. طول جزيره آبادان 68 کيلومتر و عرض آن بين 3 تا 19 کيلومتر است. مساحت اين جزيره در حدود 2796 کيلومتر مربع می باشد. اوپاتان کهنترین نام آبادان است که از دو کلمه (( او )) به معنای آب در زبان محلی و قدیمی و (( پاتان )) به معنای نگهبانان گرفته شده است . دراصل محلی بوده که از آب و رودخانه نگهبانی و مراقبت می نموده اند . اين جزيره درگذشته "عبادان" نام داشته است، عده ای بر اين باورند که اين نام برگرفته از نام فردی مشهور و پرهيزگار با نام "عباد" است که در اين مکان زندگی می کرده است. ياقوت حموي جزيرة بزرگ آبادان را " ميان رود " نام داده است. ناصر خسرو قبادياني نيز در سال 438هجری قمری آبادان را ديده و آن را توصيف كرده است. جهانگرد معروف عربی، ابن بطوطه نيز در طی سفر خود از جزيره عبادان ديدن کرده است و آنرا قريه ای بزرگ در دشتی صاف و شور معرفی کرده است. در قرون اخير از اين جزيره با عنوان « جزيره الاخضر» نيز ياد کرده اند. آبادان در دوران عباسيان از حالت دهکده خارج گرديد و به شهری کوچک تبديل شد. در طول تاريخ همواره عثمانی و ايران بر سرتصرف اين جزيره در ستيز و نزاع بوده اند اما بالاخره در سال هزار دويست و پنجاه و سه (1874) ميلادی اين جزيره به تملک ايران در آمد. در اواخر قرن سيزدهم هجري قمري آبادان به واسطة وجود صنعت نفت رونق و گسترش يافت. در سال هزارو نهصد و نه ميلادي شركت نفت به دنبال عمليات استخراج نفت در خوزستان پالايشگاه و تصفيهخانههاي عظيمي در آبادان ايجاد كرد. در سال هزار و دويست ونود و دو (1913) پالايشگاه آبادان فعاليت خود را با قدرت شروع کرد و بالاخره در سال هزار و سيصد و هفده (1938) پالايشگاه آبادان به بزرگترين پالايشگاه نفت جهان تبديل شد. پس از ايجاد پالايشگاه اهميت اقتصادي، سياسي و بينالمللي اين جزيره افزايش يافت.در زمان سلطنت رضاشاه پهلوي نام عبادان به آبادان تغيير يافت. در سال هزار و سيصد و هجده (1939) دانشکده نفت آبادان به عنوان دومين دانشکده کشور(پس از دانشکده فنی تهران) جهت تربيت نيروی متخصص در پالايشگاه آبادان شروع به کار کرد. در سال هزار و سيصد و سی و پنج (1956) جمعيت اين شهر به رقم کم نظير دويست وبيست هزار نفر رسيد که دليل عمده آن شروع به کار پالايشگاه و ايجاد اشتغال و شرايط مساعد اقتصادی در اين شهر بوده است شهر آبادان قبل از حملة عراق به ايران در سال 1359 خورشيدي از شهرهاي بسيار باشكوه و آباد ايران بشمار ميرفت. اما با آغاز نبرد هشت ساله پيکره اين شهر آماج حملات دشمنان قرار گرفت و شهر به ويرانه ای بزرگ تبديل شد. در همان ابتدای جنگ تحميلی آبادان به محاصره دشمنان در آمد اما با غيورمردی جوانان ايران زمين طی عمليات ثامن الائمه حصر آبادان شکسته شد اما همچنان اين شهر آماج موشک ها و خمپاره های دشمنان بود. بلافاصله پس از جنگ، کار بازسازی اين شهرستان و پالايشگاه عظيم آن آغاز گرديد. چند سالی است كار بازسازي و نوسازي اين شهر به اتمام رسيده است و.. آبادان مرکز شهرستان آبادان ، در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان واقع است.این شهر مهمترین شهر خوزستان پس از اهواز است. موقعیت جغرافیایی این شهر در درازای ۴۸ درجه و ۱۷ دقیقه و پهنای جغرافیایی ۳۰ درجه ۲۰ دقیقه و با بلندای ۳ متر از سطح دریا و با پهناوری ۲۷۹۶ کیلومتر مربع است. دارای فرودگاه و بندر است که به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و راهبردی بودن و هم مرزی با کشور عراق از زمان جنگ جهانی دوم از پراهمیتترین شهرهای خاورمیانه و ایران بودهاست. جمعیت شهر آبادان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۱۷٬۹۸۸ نفر و جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع ۱۷۱ نفر است که بخشی از جمعیت آن بویژه در مناطق روستایی را ایرانیان عرب تشکیل میدهند. در آبادان یکی از بزرگترین پالایشگاههای نفت جهان قرار دارد. نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر میرسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر میشود. نزدیکترین شهر به آبادان، خرمشهر است که حدود ۱۵ کیلومتر با این شهر فاصله دارد. خاک آبادان را آبرفت رودهای کارون و دجله (که به هم پیوستهاند) پدید آوردهاست. شهر آبادان درون خشکی ای است که گرداگردش رود است. این خشکی به جزیره آبادان شناخته شدهاست. شهر آبادان و همچنین بخش اروندکنار و نیمی از شهر خرمشهر در این جزیرهاند.رودهای گرداگرد آبادان که همگی به خلیج فارس میریزند از دو رود بزرگتر پیشیاد دجله و کارون است. بزرگترین شاخهای که از برخورد این دو رود پدید آمدهاست اروندرود است. بخش دیگر این رود که در آنسوی این جزیره روان است و اهمیت کمتری دارد بهمنشیر خوانده میشود. رود بهمنشیر در بخشهایی از گذرگاهش کارون هم خوانده میشود. در سال ۱۳۱۴ طی مصوبه شورای وزرای وقت نام عبادان به آبادان تغییر یافت. بخشی از جزیره آبادان در دوره ساسانیان بهمن اردشیر خوانده میشدهاست که نام رود بهمنشیر یادگار آن نام کهن است.اوپاتان نیز که نام کهنتر آبادان است امروز بیشتر زیب شرکتها و سازمانها در شهر آبادان است.به دلیل وجود زیارتگاه کوچکی که ادعا میشود خضر نبی در آن دیده شدهاست گاهی به این منطقه نام مذهبی جزیرةالخضر هم داده شدهاست. قومیت ها و پیروان ادیان مختلف در آبادان شاید هیچ شهری را بعد از تهران نتوان یافت که به اندازه آبادان تنوع اقوام مختلف را در خود جای داده باشد. اقوامی که در آبادان سکونت داشتند عبارت بودند از: 1) عرب ها ، 2) صائبین ، 3) انگلیسیها، 4)هندی ها، 5) پاکستانیها، 6)رنگونی های برمه، 7) فارس ها، 8) ارامنه ، 9)آشوری ها ، 10)یهودیها ، 11) لرها ،12) بلوچ ها ، 13) کردها ، 14) ترک ها، 15) کولی ها. هرکدام از این اقوام در مقطعی از تاریخ معاصر آبادان وارد آبادان شدند و در درون خود به گونه های متعددی تقسیم شدند. پیروان ادیان مختلف در آبادان حضور تنگاتنگ و با سابقه پیروان ادیان و مذاهب الهی و توحیدی گوناگون در آبادان با باورها و سنت های ویژه خود همچون رنگین کمانی هفت رنگ در تاریخ معاصر آبادان آنچنان ترکیب زیبا و موزونی از آمیزش جلوه های ارزشی هرکدام از عناصر تشکیل دهنده ادیان و مذاهب را شکل داد که علاوه بر زیبایی دینی، به انسجام ساختار اجتماعی مجموعه مردم آبادان استحکامی خلل ناپذیر، عینی و تاریخی بخشید. آبادان پناهگاه ایمنی برای پیروان ادیان و مذاهب مختلف و آزمون موفقی در زمینه همزیستی و رشد و شکوفایی مذاهب و ادیان گوناگون بود. تمامی این عوامل موجب گردید تا انسجام و اتحاد حاکم بر فرهنگ آبادان به پیکره ای واحد مبدل گردد. در طول تاریخ و بویژه در تاریخ معاصر آبادان پیروان ادیان اسلام، مسیحیت، کلیمی، زرتشتی و صائبی حضور داشتند. به عبارت دیگر تنها تنوع دینی در آبادان وجود نداشته بلکه مطالعه همه جانبه دینی در آبادان نشان می دهد که در هر دینی پیروان مذاهب مختلف هم بوده اند. نکته جالب این که در این شهر به هیچ وجه تضادها یا برخوردهای بین پیروان ادیان یا مذاهب گوناگون ثبت نشده است و همزیستی بین ادیان همواره در آبادان پدیده ای بسیار قابل تأمل بوده است. موقعيت اجتماعی، علمی و صنعتی طبق آمار رسمی منتشره در سال 2005 ميلادی، جمعيت کنونی آبادان و مناطق حومه در حدود سيصد و سی هزار نفر می باشد. که اکثرا در پالايشگاه، صنايع پتروشيمی، کشتيرانی، ماهيگيری و تجارت فعاليت دارند. اين شهرستان دارای سه نماينده در مجلس شورای اسلامی دارد. شهرستان آبادان در حال حاضر دارای 3 دانشگاه می باشد که عبارتند از: دانشگاه صنعت نفت (دانشکده شهيد تندگويان / دانشکده نفت آبادان) دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه پيام نور شايد بارزترين خصوصيت شهرستان آبادان را بتوان صنعتی بودن آن نام برد که از مهمترين واحد های صنعتی می توان پالايشگاه آبادان و پتروشيمی آبادان را نام برد. همچنين در سال 1383، "منطقه آزاد تجاری و صنعتی اروند" نيز در اين مکان به تصويب رسيد. گردشگری و مکانهای ديدنی در آبادان آبادان يکی از قديمی ترين شهرهای ايران بوده که از زيباييهای طبيعی، تاريخی، گردشگری، تجاری و معنوی خاصی برخوردار است. همانطور که گفته شد بهترين زمان جهت عزيمت و تفريح در آبادان روزهای پايانی اسفندماه و ابتدای فروردين می باشد. از مکانهای ديدنی و طبيعی آبادان می توان از ساحل بسيار زيبای رودخانه های اروند، بهمنشير نام برد که با شناختی هر چند اوليه می توان از مکان های بی بديل آن جهت ماهيگيری و تفريح استفاده کرد. نخلستان های اطراف شهر و خصوصا جزيره زيبای "مينو" از ديگر مکانهای طبيعی شهرهای آبادان و خرمشهر است که مطمئنا در ديگر نقاط کشور قابل يافتن نيست. از مکانهای تاريخی شهر آبادان می توان از پالايشگاه نفت آبادان(پالایشگاه نفت آبادان يکی از قديمی ترين پالايشگاه های نفت جهان است)، دانشکده نفت آبادان، کليسای آبادان، سينما نفت، مناطق بوارده و بريم و ... نام برد که هر کدام تاريخی گفتنی دارند.با توجه به تصويب منطقه آزاد تجاری اروند که بزودی در شهرهای آبادان و خرمشهر شروع به کار خواهند کرد، مطمئنا يکی از جاذبه های آبادان برای بازديدکنندگان، جاذبه های تجاری خواهد بود. البته هم اکنون نيز بازارچه های متعددی درمرکز شهر دائر می باشند که به ارائه کالاهای مصرفی و تجاری می پردازند که از آن جمله می توان بازار مرکزی آبادان را نام برد که در کنار رودخانه زیبای اروند واقع شده است.اما جاذبه های معنوی آبادان و خرمشهر حديث ديگری دارد. همه ساله با نزديک شدن به ايام نوروز ميليون ها ايرانی عاشق در قالب کاروان راهيان نور از مکانهای دليرمردی های مردان و زنان ايران زمين بازديد می کنند. ساحل اروندکنار که در کنار رودخانه اروند و در بين شهر مرزی اروند کنار ايران و شهر فاو عراق واقع شده است مکانی بسيار شيوا جهت به خاطر آوردن سالهای دفاع مقدس است. همه ساله در اين مکان نمايشگاه ها و شبيه سازی هايی از ايام دفاع مقدس برپا می گردد که روزانه پذيرای دهها هزار مسافر است. همچنين می توان از مشهد شهدا، "شلمچه" نام برد که در فاصله نه چندان دوری از آبادان و خرمشهر قرار دارد.مسافران همچنين می توانند جهت اسکان از امکانات فراهم شده در سطح شهر و يا هتل های معتبری چون آزادی ، کاروانسرا و ... استفاده کنند. مکانهای دیدنی ، تاریخی : * تانک فارم * مناطق عملیاتی آبادان * سقاخانه خیابان مدرسه * سقاخانه خیابان اروسیه * حمام جرمن (گرمن = گرمه) * مدرسه مهرگان * بقعه خضر * موزه آبادان * مسجد رنگونیها * سینما نفت * ساختمان آموزشگاه فرهنگ * موزه آبادان * دبیرستان رازی آبادان * سینما رکس * سینما نفت * دانشکده نفت * باشگاه ایران مکانهای ورزشی * زمین گلفآبادان * باشگاه اسب سواری آبادان مکانهای مذهبی * قدمگاه خضر(ع) * قدمگاه امام رضا(ع) * چاه آب امیرالمومنین(ع) * قدمگاه امام سجاد(ع) * کلیسای سورپ کاراپت * مسجد مهدی موعود(عج) * حسینیه شاهمرادیها * حسینیه خاقانی * حسینیه لاریها * حسینه آقاجریها * حوزه علمیه قائمیه * حوزه علمیه آبادان * مسجد رنگونیها * مسجد بلوچها * مسجد دهدشتیها * حسينيه بختياريها آرامگاهها * مرقد سید عباس * مرقد سید محمد * مرقد سید ابوورده * مرقد سید ابوالحسن * گورستان یهودیان * گورستان انگلیسیها * آرامگاه شهید گمنام تاریخچه پالایشگاه آبادان پالایشگاه آبادان نخستین واحد تصفیه نفت ایران است که در سال 1291 شمسی جهت تصفیه نفت مسجد سلیمان در آبادان آغاز به کار کرد. ظرفیت اولیه آن 2500 بشکه در روز بود ولی بتدریج این پالایشگاه توسعه یافت تا جایی که ظرفیت آن در سال 1330 شمسی "آغاز ملی شدن صنعت نفت" به حدود 5000 بشکه در روز رسید و پس از عقد قرارداد با شرکتهای خارجی و افزایش ظرفیت تصفیه تا حدود 600 هزار بشکه در روز به صورت یکی از بزرگترین پالایشگاههای جهان درآمد و آبادان مرکز عمده صدور فراوردهای نفتی در نیمکره شرقی گردید. انتخاب آبادان به عنوان محلی برای ایجاد پالایشگاه بدان جهت صورت گرفت که موقعیت جغرافیایی اش برای ایجاد بندرگاهی برخوردار از آب آشامیدنی بس مناسب بود بعلاوه جزیره آبادان از آنجا که در جوار مناطق نفتخیز و منتها الیه خلیج فارس و بر کرانه رودی قابل کشتیرانی قرار داشت و از موقعیت مناسبی برخوردار بود به سرعت به یک شهر بزرگ صنعتی تبدیل گردید. پالایشگاه آبادان ملقب به بزرگترین پالایشگاه جهان تا قبل از مهرماه 1359 دارای ظرفیت تولیدی حدود 630 هزار بشکه در روز بوده است . پالایشگاه آبادان همچنین دارای یک بندر مهم صادارت فراوردههای نفتی به نام بندر ماهشهر است. این بندر با در اختیار داشتن هشت اسکله ومخزن گاه مواد نفتی و دستگاههای بارگیری و مخلوط کننده های نفتی ،وسایل بارگیری دریایی ،وسایل کنترل و آزمایشگاه قادر است نفتکشهایی با حداکثر ظرفیت حدود 50 هزار تن رادر خود جای دهد "بندر صادراتی ماهشهر" در 11 کیلومتری شرق بندر امام خمینی در مدخل خلیج فارس در منطقه ای بنام خور موسی واقع شده است. فرآورده های تولیدی پالایشگاه آبادان عبارتند از :گاز مایع، انواع حلال های نفتی ،بنزین معمولی، نفت سفید، سوخت جت،نفت گاز،نفت کوره سبک و ماده اولیه کارخانه های روغن سازی. پالایشگاه آبادان در روزهای رزم در صبح گاه سی و یکم شهریورماه 1359 کارکنان برای انجام فعالیتهای روزمره خویش عازم پالایشگاه گردیدند و مثل همیشه با مونس و یار دیرینه خود همنشین بودند که یکباره ناله شوم استکبار از لوله های خمپاره و توپ و تانک صدامیان برخواست و پالایشگاه آماج تیرهای حقه وکین بعثی ها قرار گرفت و با زبانه کشیدن آتشی مهیب دود سراسر آسمان منطقه را پوشاند. در طول جنگ تحمیلی کارکنان پالایشگاه آبادان با تشکیل ستادهای اضطراری و تقدیم بیش از 500 شهید ،اسیر، مفقود الاثر ،جانباز و مجروح توانستند با اتکال به عنایات خداوند دستگاه های پالایشگاه را از مواد نفتی تخلیه نموده و با پدافند غیرعامل به خاطر وارد آمدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاه های عظیم را با پایداری مردانه و شهامت ها و ایثارهای وصف ناپذیر حفظ و چندین میلیارد دلار وسائل و قطعات ویژه پالایشگاه را به محلهای امن منتقل نمایند افزون بر این اینان با حضور مستمر خود این ایثارهای بی وقفه را تا آغاز آتش بس ادامه داده و همراه با کارکنانی که شهر را ترک نکرده بودند پالایشگاه را به مثابه یک دژ مستحکم پشتیبانی و تدارکاتی در خدمت رزمندگان جبهه های نبرد به کار گرفتند پالایشگاه آبادان پس از جنگ پالایشگاه آبادان پس از پایان جنگ تحمیلی بخاطر وارد آمدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای خود را از دست داد این پالایشگاه قبلاً دارای چهار دستگاه تقطیر هر یک با ظرفیت تقریبی 100 هزار بشکه درروز یک واحد تقطیر با ظرفیت130 هزار بشکه و دو واحد تقطیر در خلا هر یک با ظرفیت40هزار بشکه و چندین واحد تولید فراورده و نیز حدود 200 مخزن ذخیره مواد نفتی بوده است . در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از این واحدها و بخشها تخریب گردیدند. اما پس از تصویب قعطنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری آتش بس عملیات بازسازی فاز اول این پالایشگاه با ظرفیت 130 هزار بشکه در روز آغاز و در فروردین ماه 1368 واحد بازسازی شده تقطیر 85 وارد مدار تولید شد . فرآورده های تولیدی در این مرحله عبارتند از: گاز مایع ، بنزین ، نفت سفید ، نفت گاز و نفت کوره سبک ، گوگرد و ماده اولیه کارخانه های روغن سازی. بندر ماهشهر نیز که از سال 1969 میلادی بصورت مرکزی برای صدور فرآورده های نفتی در آمد و از نظر انتقال فرآورده گلوگاه پالایشگاه آبادان محسوب می گردد، در حال حاضر با دارا بودن 72 مخزن با ظرفیتهای مختلف و 18 اسکله بارگیری و تخلیه محصولات نفتی و کالا یکی از بنادربزرگ صادرات فرآورده های نفتی در جهان به شمار می رود که قادر به پذیرفتن کلیه کشتیهای حمل فرآورده تا حد ظرفیت 50 هزار تن می باشد. بدنبال راه اندازی فاز اول دیگر دستگاه های پالایشگاه نیز از جمله واحدهای تقطیر در خلا 80 و 75 و واحد تقطیر در خلا 60،55، تبدیل کاتالیستی، تفکیک گاز،کت کراکر،تهیه حلال و کارخانه روغن سازی در مدار تولید قرار گرفتند. به طوری که هم اکنون پالایشگاه با ظرفیت بیش از 400 هزار بشکه در روز فرآورده های زیر را تولید می کند: گاز مایع،بنزین موتور،نفت سفید،نفت گاز،سوخت جت،نفت کوره،گوگرد،گازونفتا(خوراک پتروشیمی)، انواع حلالهای نفتی، ماده اولیه کارخانه های روغن سازی و قیر. راههای حمل و نقل، مبادی ورودی: شهرستان آبادان و خرمشهر از طريق راههای آبی،هوايی و خشکی با مناطق و شهرهای ديگر کشور ارتباط دارند. فرودگاه بين المللی آبادان در فاصله میانی مسیر آبادان و خرمشهر قرار دارد و روزانه پروازهایي به شهرهای مهم کشور نظير تهران، اصفهان، مشهد و شيراز و چند پرواز بین المللی دارد. همچنين راه آهن خرمشهر نيز شرايط مناسبی را جهت حمل و نقل مسافر و بار همه روزه به تهران فراهم می کند.ضمن اینکه چندين سال است پايانه کشتيرانی آبادان شرايط عزيمت مسافران و بازرگانان را به کشورهای عربی همسايه فراهم آورده است. محاصره آبادان پس از تجاوز ارتش عراق در 31 شهریور 1359 و اشغال سریع بخش هایی از خاک ایران، خرمشهر مهم ترین شهر بندری ایران، پس از حدود 40 روز مقاومت دلیرانه، با خیانت آشکار لیبرال ها و منافقین، به دست دشمن افتاد. پس از سقوط خرمشهر، رژیم عراق در صدد برآمد تا جزیره آبادان را هم اشغال کند و تلاش کرد تا از طریق شرق کارون و شمال بهمنشیر وارد آبادان شود، زیرا عبور از این قسمت آسان تر از عبور از رودخانه کارون در جنوب خرمشهر بود. با چنین وضعیتی آبادان در یک محاصره 330 درجه ای قرار می گرفت و عبور از رودخانه بهمنشیر می توانست آن را با خطر جدی روبه رو کند. دشمن می پنداشت اگر بتواند از این رودخانه بگذرد، آبادان را برای همیشه از آن خود کرده است. عراقی ها برای تصرف آبادان در 8 آبان 1359، در منطقه ذوالفقاری روی رودخانه بهمنشیر پل شناور نصب و با عبور دادن قسمتی از نیروهای خود، وارد جزیره آبادان شدند و از آن جهت منطقه ذوالفقاری را انتخاب کرده بودند که با استفاده از پوشش نخلستان ها بتوانند از دید رزمندگان اسلام دور مانده و به راحتی وارد شهر گردند. عملیات ثامن الائمه (ع) گر چه به عنوان یکی از چهار عملیات بزرگ و برجسته در چارچوب سلسله تلاش هایی که برای آزاد سازی مناطق اشغالی انجام گرفت، به شمار می رود ولی این عملیات به منزله « نقطه عطف» و «حلقه واسط» برای انتقال استراتژی جنگ از وضعیت گذشته به وضعیت جدید بود. سردار محسن رضایی در این باره می گوید: «عملیات ثامن الائمه(ع) نقطه عطف است و به عنوان مبداء آغاز استراتژی مرحله دوم جنگ است و یکی از نقاط اعتماد به نفس در استراتژی مرحله دوم، عملیات ثامن الائمه (ع) بود که حلقه واسط و مبداء تحول بود.» رزمندگان اسلام شبانه سلاح بر دوش، پیاده و سواره به منطقه شتافتند و با جانبازی و فداکاری بسیار، چنان مقاومتی از خود نشان دادند که دلاوری ها و شجاعت های آنان در این منطقه به نام «حماسه ذوالفقاری» به عنوان برگ زرینی در تاریخ دوران دفاع مقدس به ثبت رسید. در این نبرد 280 نفر از نیروهای بعثی به هلاکت رسیده و 130 نفر به اسارت در آمدند و رزمندگان ایران توانستند از نفوذ نیروهای دشمن به شهر آبادان جلوگیری به عمل آوردند. نیروهای عراقی بعداز این شکست، سعی کردند از طرف فیاضیه (بین ایستگاه 12 و خرمشهر) به سمت آبادان پیشروی کنند که در این منطقه نیز با مقاومت دلاورمردان اسلام مواجه و مجبور به عقب نشینی شدند. این عملیات تا 18 آبان 1359، ادامه داشت و سرانجام نیروهای بعثی از روستای نخلستان عبادی نیز پاکسازی و تا 4 کیلومتری شمال رودخانه بهمنشیر مجبور به عقب نشینی شدند. بعداز این حماسه، جهاد سازندگی موفق شد، جاده ای در میان باتلاق های اطراف آبادان احداث کند. این جاده نیروهای دشمن را دور می زد و به جاده آبادان – ماهشهر وصل می شد. از طریق این جاده که به جاده وحدت معروف بود، تدارکات نظامی نیروهای ایرانی آسان تر و سریع تر انجام می گرفت. به دنبال صدور فرمان امام خمینی (ره) در چهاردهم آبان 1359، مبنی بر این که : «حصر آبادان باید شکسته شود» نیروهای مسلح تمام تلاش و امکانات خود را برای شکستن محاصره آبادان به خاطر اجرای فرمان امام خمینی(ره) به کار بستند. صدام که خود را ناتوان از تصرف آبادان می دید، بعداز یازدهمین نشست سران عرب در «امان» که در 6 آذر 1359، تشکیل شد، چنین گفت: «ما نمی خواهیم کشورگشایی کنیم. ما فقط می خواستیم، تهدید ایران را از شهرهای خود دور سازیم!» این گفته بیانگر ناتوانی عراقی ها در پیشروی، در خاک ایران بود. مقام معظم رهبری در مورد تاثیر سخنان امام (ره) در نجات آبادان چنین فرودند: «آبادان در معرض حمله و خطر بود، مثل خونین شهر، منتهی همین تاکید امام که تکلیف شرعی کردند که مبادا آبادان سقوط بکند، نیروهای رزمنده را که در آن جا بود، تقویت کردند. البته در آبادان سپاه آن روز برتر از ارتش بود. بعداً ارتش هم در آبادان مستقر شد و در یک مورد که نیروهای دشمن از بهمنشیر عبور کردند و وارد جزیره آبادان شدند، بسیج توده ای مردم و شرافت نظامی عده ای از نظامیان ما حماسه آفرید و عراقی ها را در جایی که واقعاً بیرون کردن دشمن از آن جا بسیار دشوار بود، کوبیدند. عده ای را کشته و تار و مار کردند و عده ای را به داخل رودخانه انداختند و عده ای هم که توانستند، فرار کردند. عامل اصلی در حفاظت از آبادان همان فرمان امام بود و داغی که از سقوط نیمی از خونین شهر در دل برادران وجود داشت.» اوضاع سياسي ونظامي کشوردر آستانه ي عمليات عمليات ثامن الائمه نخستين عمليات گسترده در مرحله جديد جنگ، پس از برکناری بني صدر از فرماندهي كل قوا محسوب مي شد. كه نيروهاي خودي در آن با شيوه اي نو دست به تهاجم عليه نيروهاي نظامي عراق زدند. عمليات ثامن الائمه در موقعيتي استثنايي و بحراني طرح ريزي شد، زيرا اوضاع سياسي كشور با توجه به تلاش جبهه متحد ضدانقلاب بسيار ملتهب بود. چنانكه در خرداد1360 در پي اوج گيري درگيري هاي داخلي، منافقين با ورود به فاز نظامي، قيام مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي را آغاز كردند. فراخواني امام براي مقابله با اين جريان، منجربه حضور گسترده و فعال مردم در صحنه انقلاب و همچنين جبهه هاي نبردشد. گرچه بني صدرهمراه رجوي فرار كرد ولي اين امر به منزله پايان بحران سياسي نبود، زيرا گسترش ترور و انفجار، حوادثي چون فاجعه هفتم تير و هشتم شهريور را به وجود آورد كه اين حوادث هر چند موجب تثبيت اوضاع داخلي به سود نيروهاي انقلابي شد، ولي زيان هاي جبران ناپذيري را نيز بر جاي نهاد و به علاوه بازتاب بسيار نامطلوبي دررسانه هاي جهان داشت. چنانكه اكثررسانه هاي جهان تا آستانه عمليات ثامن الائمه(ع) ايران را از لحاظ نظامي،ناتوان، از جنبه اقتصادي ورشكست و از حيث سياسي بحران زده ارزيابي مي كردند. از جمله موضوعاتي كه رسانه هاي خارجي به آن مي پرداختند، چنين بود: بركناري بني صدروفراراو به همراه رجوي و تأثيرات امنيتي آن. بزرگ نمايي تظاهرات و اغتشاشات ضد دولتي توسط گروه هاي ضدانقلاب(به خصوص سازمان مجاهدين خلق(منافقين) تبليغات گسترده مبني برنقض حقوق بشردر ايران. گزارش ها و تحليل هاي متعدد درباره ناتواني ارتش در مقابله با تهاجمات ارتش عراق. تبليغات گسترده درباره وجود اختلاف سپاه با ارتش. دامن زدن به شايعه خريد سلاح از اسرائيل به وسيله ايران. تخطئه انديشه فكري و انقلابي امام خميني. ادعاي ورشكستگي اقتصادي ايران. چگونگي انتخاب منطقه عمليات رژيم عراق بعد از اشغال خرمشهر، محاصره آبادان را نيز برگ برنده اي در دست خود تلقي مي كرد و صدام گاه وبي گاه ادعا مي كرد كه هر موقع لازم بداند آبادان را هم تسخيرخواهد كرد. لذا محاصره ي آبادان از آغاز تهديدي بالقوه و جدي براي آبادان به شمار مي رفت. پس از ناكامي عمليات هايي كه با فرماندهي بني صدر براي شكست محاصره آبادان صورت گرفت با توجه به اهميت و ارزش منطقه، موقعيت نيروهاي خودي و وضعيت زمين و نحوه ي استقرار دشمن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از فروردين 1360 طرح ريزي عمليات در اين منطقه را به طور جدي آغاز كرد به خصوص كه امام خميني نظر صريح خود را مبني بر ضرورت شكستن حصر آبادان اعلام كرده بود. به حال، پس از يك ماه، مراحل طرح ريزي و سپس پيگيري تصويب عمليات با تركيب برادران محسن رضايي،رحيم صفوي، حسن باقري، غلامعلي رشيد و سرهنگ صياد شيرازي به شكل جدي تري ادامه يافت. همچنين، پس از ملاقات سرهنگ صياد شيرازي با رئيس وقت شوراي عالي دفاع(آيت الله خامنه اي) و اخذ تدبير از ايشان، قرار شد اين عمليات به صورت مشترك با نيروهاي ارتش انجام شود. در اين ميان، برادران رحيم صفوي، غلامعلي رشيد و حسن باقري نخستين طرح پيشنهادي منسجم و كامل عمليات را در اوايل خرداد1360 براي بني صدر تشريح كردند. نماينده سپاه نيز طرح را در جلسه اي كه نماينده حضرت امام،آقاي هاشمي، فرمانده وقت نيروي زميني ارتش و ساير اعضاي شوراي عالي دفاع حضور داشتند،ارائه كرد كه مورد تصويب قرار گرفت. در اين حال، فرمانده وقت نيروي زميني ارتش با توجه به اينكه لشكر77 خراسان مسؤوليت اين منطقه را بر عهده داشت، گفت: "لشكر77 بايد اين طرح را قبول كند؛ " در پي اين تصميم و با تلاش ها و اقداماتي كه صورت گرفت، سرانجام لشكر77 طرح را پذيرفت و براي شركت در اجراي آن متقاعد شد. در اواخر سال خرداد 1360 جلسه ديگري با شركت جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش، فرمانده نيروي زميني، فرماندهان لشكرهاي92،77،21،16، ارتش و فرمانده سپاه پاسداران خوزستان و با حضور حجت الاسلام اشراقي نماينده حضرت امام و دكتر چمران در دفتر فرماندهي لشكر92 زرهي اهواز تشكيل و درباره چگونگي ادامه نبرد بحث شد. در اين جلسه فرمانده نيروي زميني ارتش بر پايه طرح جديد سپاه، بر شكستن محاصره آبادان تأكيد داشت حال آن كه جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش بر حمله به بستان به عنوان تقدم نخست، پافشاري مي كرد. بدين ترتيب، توافق لازم به دست نيامد، ولي سپاه به تلاش هاي خود ادامه داد، چنان كه در9تير1360- يعني ده روز پس از جلسه بررسي طرح هاي ياد شده- فرمانده سپاه پاسداران خوزستان طرحي را ارائه كرد كه مربوط به عمليات آفندي قاطع در منطقه ماهشهر و آبادان بود. اين طرح قابل اجرا تشخيص داده شد، اما به سبب مشكلاتي كه وجود داشت، اجراي آن تا شهريور1360 مسكوت ماند. در اين باره آقاي هاشمي رفسنجاني در يادداشتهاي خود نوشته است: در جلسه شوراي عالي دفاع در ستاد مشترك ارتش، تيمسار فلاحي مي گويد: آقاي ظهير نژاد فرمانده نيروي زميني معتقد به حركت ارتش نيست و بهتر مي داند وضع كنوني محفوظ بماند و نامه اي از سرهنگ يعقوب حبشي از افسران ستاد نيروي زميني خواند كه ارتش را در وضع كنوني قادر به اخراج ارتش عراق نمي داند. اين وضع در حالي است كه برخي از نيروهاي انقلابي ارتش خواهان تغييرات اساسي در كادر فرماندهي نيرو در ارتش بودند. به هر صورت،از اوايل شهريور1360 بار ديگر مقدمات اجراي عمليات فراهم و طرح به واحدها و قرارگاه ها ابلاغ شد. موقعيت منطقه منطقه عمليات ثامن الائمه(ع) در شرق رودخانه كارون و در حد فاصل شمال شهرآبادان و جنوب منطقه دارخوين قرار داشت و شامل سرپلي به وسعت حدود 130 كيلومتر مربع مي شد كه در اشغال نيروهاي عراقي بود. عوارض حساس منطقه، رودخانه كارون و دو جاده اهواز- آبادان و ماهشهر- آبادان بودند و عوارض مصنوعي منطقه نيز بيشتر شامل مواضع و استحكامات دشمن نظير خاكريزهاي متعدد، مواضع تانك، سنگرهاي و انفرادي مي شدند. با توجه به اهميت دو پل قصبه و حفار براي دشمن كه به منزله معبر و محل اتصال عقبه هاي او در شرق كارون به شمار مي رفت، مواضع و استحكامات فراوان و نيروي رزمي بسياري در اين دو محور مستقر بودند. وضعيت دشمن دشمن براي استقرار در منطقه سرپل، واقع در شرق رودخانه كارون دچار تناقض بود؛ از يك سو به دليل اهميت منطقه و ضرورت حفظ آن مي بايست از نيروي بسياري استفاده مي كرد و از سوي ديگر،با توجه به محدوديت عقبه خود، تجمع اين ميزان نيرو برايش ناممكن بود. درعين حال، شناخت عراقي ها از توان نيروهاي خودي در عقب راندن دشمن- به ويژه پس از ناكامي ارتش در عمليات هاي3 آبان 1359 و 20 دي 1359- آنها را مطمئن كرده بود كه مورد تعرض جدي قرار نخواهند گرفت. استعداد و آرايش يگان هاي دشمن در اين منطقه برابر اسناد به دست آمده از تيپ8 مكانيزه ارتش عراق در26 مرداد1360 عبارت بودند از: تيپ 8 مكانيزه ازلشكر3 زرهي كه با سه گردان مكانيزه و يك گردان تانك در شمال سرپل و جنوب سلمانيه مواضع پدافندي را اشغال و تحكيم كرده بود. تيپ 6 زرهي از لشكر3 زرهي كه با سه گردان تانك و يك گردان مكانيزه در قسمت مركزي و شرقي سرپل، در شمال جاده ماهشهر- آبادان مستقر بود. تيپ 44 پياده، از لشكر 11 پياده، كه با يك گردان، تحت امر لشكر 3 زرهي در قسمت جنوبي منطقه سرپل و جنوب جاده ماهشهر- آبادان پدافند مي كرد. تيپ 12 زرهي از لشكر3 در غرب كارون در احتياط قرار داشت و گردان هاي تانك الطارق و سيف سعد و چند گردان جيش الشعبي، گردان پياده از تيپ 44 و گردان 1 از 33 نيروي مخصوص نيز در منطقه شرق كارون استقرار داشتند. استعداد دشمن در اين منطقه برابر يك لشكر تقويت شده بود، ضمن اينكه فرمانده سپاه سوم عراق مي توانست از احتياط لشكرهاي 5 مكانيزه و 9 زرهي كه در جنوب غربي اهواز و سوسنگرد مستقر بودند، براي تقويت لشكر3 زرهي استفاده كند. طرح عمليات الف- اهداف و مأموريت هدف اصلي عمليات، انهدام نيروهاي دشمن در شرق رودخانه كارون و تصرف و تأمين منطقه بود. در طرح اوليه سپاه آمده بود: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مستقر در آبادان و دارخوين و ماهشهر مأموريت دارند تا با هماهنگي و همكاري كامل لشكر77 پياده خراسان در ساعت(س) روز(ر) از محور فياضيه و دارخوين به طور گسترده و از سه محور ايستگاه 12 و ايستگاه7 و جاده ماهشهر- آبادان تك نمايند و نيروهاي دشمن را كه از كناره كارون تا جاده ماهشهر- آبادان گسترش دارند، به طور كامل محاصره و بعد از انهدام دشمن، در منطقه متصرفه پدافند نمايند. فرماندهان نظامي اميدوار بودند با اجراي عمليات ثامن الائمه(ع) تهديد دشمن براي تصرف آبادان- كه عراق آن را به صورت اهرم فشاري عليه ايران در تبليغات خود مورد استفاده قرار مي داد- خنثي شود. همچنين پس از پاكسازي شرق رودخانه كارون، نيروهاي خودي از خطوط پدافندي آزاد مي شدند و امكان به كارگيري آنها در مراحل بعدي آزادسازي مناطق اشغالي، فراهم مي گرديد. ب- سازمان رزم تركيب نيروهاي عمل كننده در اين عمليات، شامل ارتش، سپاه، بسيج و نيروهاي ژاندارمري چنين بود: لشكر77 شامل سه تيپ و در مجموع9 گردان نيروي پياده. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با16 گردان نيروي پياده كه در سازمان سه قرارگاه تيپي عمل مي كرد. تيپ37 زرهي شيراز. گردان 251 تانك از لشكر 16 زرهي. گردان 107 ژاندارمري. گروه رزمي291 تانك. جهادسازندگي، علاوه بر احداث جاده وحدت در فروردين 1360،امور مقدماتي مهندسي عمليات را انجام داد. ج- طرح مانور براي اجراي عمليات، چهار محور طراحي شده بود: دارخوين، فياضيه، ذوالفقاريه(ايستگاه 7و12) و جاده ماهشهر- آبادان. در اين ميان محور دارخوين و محور فياضيه با هدف تصرف و تأمين پل هاي حفار و قصبه داراي اهميت بيشتري بودند و در صورت برخورداري نيروهاي خودي از سرعت عمل، امكان انهدام و اسارت بسياري از افراد دشمن در اين دو محور وجود داشت؛ و همين ضرورت، در آرايش نيروها مؤثر بود، كه به اين ترتيب مشخص شد: محور دارخوين- محمديه: پنج گردان پياده و يك دسته زرهي از سپاه پاسداران و سه گردان پياده و يك گردان تانك از ارتش. محور ذوالفقاريه: پنج گردان پياده و گروه خمپاره انداز از سپاه پاسداران و دو گردان پياده و گردان سوار زرهي از ارتش. محور جاده ماهشهر- آبادان: يك گردان پياده و يك گروه خمپاره انداز از سپاه پاسداران و يك گردان از ژاندارمري. جزئيات طرح براي اجراي حمله به منطقه سرپل دشمن در شرق كارون چنين بود كه تيپ2 پياده كه شامل سه گردان پياده ارتش و چهار گردان پاسدار و يك گردان تانك كه يك گروهان اضافي نيز داشت و درخط تماس با دشمن در شمال بهمنشير دفاع مي نمود، از منطقه فياضيه در شرق كارون و شمال بهمنشير به نيروهاي متجاوز عراق حمله مي كرد و حاشيه شرقي پل حفار را كه به وسيله نيروهاي عراقي بر روي كارون برقرار شده بود، تصرف پل را كنترل مي نمود و نيروهاي دشمن را در منطقه عملياتي منهدم مي كرد و كرانه شرقي رودخانه كارون را تأمين مي نمود. تيپ1 پياده با دو گردان پياده ارتشي و يك گردان سوار زرهي و شش گردان پاسدارابتدا از مواضع پدافندي يگان هاي تيپ 2 پياده در شمال بهمنشير و در منطقه ذواافقاري از خط عبور مي كرد و نيروهاي دشمن را در جنوب جاده آبادان- ماهشهر منهدم مي كرد و سپس حمله را با يك چرخش ملايم از شرق به غرب، به سمت شمال غربي ادامه مي داد و نيروهاي دشمن را در شمال جاده ماهشهر- آبادان در منطقه مسؤوليت خود منهدم مي ساخت. اين تيپ مأموريت داشت، هر گونه عكس العمل شديد دشمن را در محور آبادان- ماهشهر خنثي و جناح شرقي منطقه عمليات را تأمين نمايد. تيپ3 پياده كه از منطقه گيلان غرب به خوزستان تغيير مكان يافته بود، به صورت احتياط لشكر بود و مأموريت داشت از مواضع پدافندي گروه رزمي291 تانك در جنوب سلمانيه از خط عبور كند و از شمال به جنوب پيشروي نمايد و پل غصبه را بر روي رودخانه كارون كه به وسيله نيروهاي عراقي بر قرار شده بود، تصرف و منطقه مسؤوليت خود را از وجود دشمن پاك نمايد. اين تيپ شامل دو گردان پياده ارتش، پنج گردان پاسدار و حدود يك گردان تانك بود. سپاه پاسداران نيزحداكثر امكانات آن روز خود را براي عمليات آماده كرد و15 گردان پاسدار وارد ميدان نبرد كرد. نكته اي كه لازم است روي آن تأكيد شود، حضور سپاه پاسداران به صورت فعال و مؤثر و قدرتمند در اين عمليات بود... براي عمليات ثامن الائمه(ع)،15 گردان توسط سپاه آماده شده بود، در نتيجه مي توان گفت توان رزمي سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي در عمليات ثامن الائمه(ع) به ده برابر افزايش يافته بود ويا به عبارت ديگر، با بهره برداري از نيروي عظيم بسيج مردمي توان رزمي نسبي در جبهه بالا رفته بود واين امر كليد موفقيت نيروهاي مسلح ايران در عمليات ثامن الائمه(ع) و عمليات هاي بعد از آن مانند طريق القدس و فتح المبين و بيت المقدس گرديد.)) عمليات ثامن الئمه(ع) با هدف شكستن محاصره آبادان و انهدام نيروهاي دشمن در شرق رودخانه كارون، پس از آماده سازي مقدمات آن، آغاز شد. شرح عمليات در ساعت1 بامداد5/7/1360 عمليات شكستن محاصره آبادان با رمز"نصر من الله و فتح قريب" آغاز شد و نيروهاي عمل كننده از تمام محورهاي مشخص شده به دشمن هجوم بردند. الف) محور جبهه دارخوين در اين جبهه تيپ8 مكانيزه ارتش عراق استقرار داشت؛ آرايش آن به سمت شمال بود و سه خط پدافندي داشت كه جلوي خط اول مين ضد تانك و ضد نفر چيده بود. پشت هر يك از خطوط اول تا سوم يك گردان مكانيزه مستقر بود. خط پدافندي خودي با خط اول عراق حدود7 كيلومتر فاصله داشت. پس ازاينكه گروه مهندسي7 معبر در ميدان مين باز كرد، نيروهاي تك ور همزمان به هرسه خط پدافندي دشمن حمله كردند؛ در حالي كه در امتداد نهر شادگان نيز نيروهاي دشمن از سمت راست خود هدف حمله قرار گرفته بودند. مقاومت نيروهاي عراقي در حد فاصل كارون و جاده آبادان- اهواز موجب پايداري خط اول دشمن شده بود، اما پيشروي رزمندگان در محور نهر شادگان- كه گردان صلاح الدين را شكست داده و تا ساعت3:30 بامداد پس از 5 كيلومتر پياده روي به جاده رسيده بودند – عقبه نيروهاي در حال مقاومت دشمن در جنوب محمديه را به خطر انداخت. در حالي كه نيروهاي دشمن در خط اول محور محمديه مقومت مي كردند، خط سوم آنها از پهلو هدف حمله قرار گرفت و عراقيها به محاصره درآمدند. نيروهاي محور شادگان سپس با پيشروي به سمت كارون، تا ساعت 5 صبح و روشن شدن آسمان، عقبه دشمن را كاملاً بستند طوري كه تا ساعت 6 صبح آخرين خط ( خاكريز اول و دوم دشمن در جنوب محمديه ) پاكسازي گرديد. در ادامه عمليات، رزمندگان پس از 2 تا 5/2 كيلومتر پيش روي به پل قصبه دست يافتند و در ساعت 9 صبح در 800 متري جنوب پل پدافند كر دند و با احتياط به پل حفار نزديك شدند، در حالي كه پل مزبور همچنان در اختياردشمن بود و نبرد در جبهه فياضيه گره خورده بود. ارتش عراق كه با سقوط پل قصبه، تنها اميدش به حفظ پل حفار بود، تلاش بسياري براي تأمين اين پل مي كرد تا نيروهايش بتوانند عقب نشيني كنند.متقابلاً رزمندگان دارخوين با مشاهده عقب نشيني دشمن از طريق پل حفار، به سمت جنوب ادامه مسير داده و تا بعدازظهر به نزديكي پل رسيدند و در انتظار الحاق با نيروهاي محور فياضيه، به حفظ موقعيت پرداختند. در اين حال تانكهاي گردان المقداد، يعني آخرين واحد زرهي باقيمانده ي دشمن در منطقه، با هجوم به رزمندگان اسلام مي كشيدند آنها را از كنار پل عقب بزنند تا بتوانند خود از طريق پل به غرب كارون عقب نشيني كنند. ب) محور جبهه ماهشهر ارتش عراق در اين عمليات بيشترين اهميت را براي جبهه دارخوين و جبهه ماهشهر قائل بود. رزمندگان از چهار محور به خط پدافندي دشمن- كه 5/1 كيلومتر طول داشت- هجوم بردند و ضمن تصرف خط اول، از كنار جاده پيشروي كرده و نيروهاي عراقي را به محاصره درآوردند كه تعدادي از آنها فرار كردند. رزمندگان، فراريان را تا 500 متري شمال جاده تعقيب كردند كه بنا به دستور به عقب برگشته و در كنار جاده ماهشهر- آبادان پدافند كردند. صبح روز دوم رزمندگان با اقدام به پاكسازي منطقه، تانك ها و نفربرهاي به جا مانده از دشمن را جمع آوري نمودند. ج) محور جبهه ذوالفقاري نيروهاي عمل كننده در محور ذوالفقاري ساعت1 بامداد نزديك خاكريز اول دشمن رسيده و آن را تصرف كردند، اما تا ساعت5 نتوانستند خاكريز دوم را ساقط كنند. دشمن ابتدا با4 تانك شديداً مقاومت مي كرد و سپس با 15 تانك پاتك خنثي شد. رزمندگان در حال پيشروي بودند كه از سمت چپ مورد حمله قرار گرفتند. از اين زمان به بعد نيروهاي اين محور با محور فياضيه هماهنگ شده و به آنها دستور داده شد كه با هم پيشروي كنند. ساعت 10 خاكريز دوم سقوط كرد و حدود150 تن از نيروهاي دشمن خود را تسليم كردند. حدود ساعت 12 رزمندگان به خاكريز سوم رسيدند و ضمن پيشروي به سمت شمال، حدود 2000 تن از نيروهاي سپاه و بسيج تا نزديك پل حفار رسيده و به نيروهاي محور فياضيه براي تصرف اين پل ياري رساندند. د) محور جبهه فياضيه در جبهه فياضيه تيپ 6 تقويت شده از لشكر3 زرهي ارتش عراق مستقر بود. عراق در اين جبهه و در حد فاصل كارون تا جاده اهواز، سه خط پدافندي داشت كه جلوي خط اول را با مين و سيم خاردار مانع گذاري كرده بود و در پشت خاكريزها نيز با حفر كانالهاي سر پوشيده، خطوط پدافندي اش را استحكام بسته بود. در مقابل، رزمندگان جبهه فياضيه نيز موانع را شناسايي كرده و كانالهايي را حفر كرده بودند كه پيشروي نيرو ها را با استتار تا زير پاي دشمن ميسر مي كرد. در اين جبهه رزمندگان از سه محور وارد عمل شدند. نيروهاي محور چپ (حاشيه كارون) پس از تصرف خاكريز اول با مقاومت شديد دشمن مواجه شدند. اين در حالي بود كه نيروهاي محور راست نيز خاكريز اول را تصرف كرده بودند، ليكن نيروهاي محور وسط به ميدان مين برخورده و نتوانسته بودند عمليات خود را آغاز نمايند. اين نيروها نيز پس از باز كردن معتبر در ميدان مين برخورده و نتوانسته بودند عمليات خود را آغز نمايند. اين نيروها نيز پس از باز كردن معبر در ميدان مين، در ساعت 3:30 بامداد توانستند به خاكريز اول دشمن برسند. در اين ميان تانك هاي خودي قادر نبودند به درستي از محورها عبور كرده و نيروهاي پياده را پشتيباني كنند. لذا تا ساعت 11 صبح غير از يك گروهان تانك از تيپ 37 زرهي شيراز كه حاشيه جاده را تأمين مي كرد، ديگر واحدهاي زرهي به خط اول دشمن نرسيده بودند.صبح روز دوم نيروهاي دشمن كه جلوي پل حفار موضع گرفته بودند، حمله اي تدارك ديده شد. در ساعت 15 درگيري شديد در اين منطقه آغاز شد كه تا ساعت 17 ادامه داشت. در اين ساعت دشمن مغلوب شد و با به جا گذاشتن بسياري از تجهيزات خود، از طريق پل حفار به غرب كارون عقب نشستند. رزمندگان خودي پس از دستيابي به پل آن را منهدم كردند و در ساحل كارون خط پدافندي تشكيل دادند. با اجراي عمليات ثامن الائمه (ع) منطقه شرق كارون از وجود ارتش عراق پاكسازي شد و آبادان پس از 349 روز از محاصره خارج گرديد. مهم ترين دستاوردهاي اين عمليات چنين است: منطقه شرق كارون به وسعت حدود 130 كيلومتر مربع به طور كامل از اشغال ارتش عراق آزاد شد. شهر آبادان از محاصره خارج و خطر اشغال آن برطرف شد. دو جاده مهم اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان از تصرف دشمن خارج شد. تلاش هاي رژيم عراق براي بهره برداري سياسي و نظامي از ادامه محاصره آبادان خنثي شد. بسياري از نيروها و تجهيزات ارتش عراق مستقر در شرق كارون منهدم شد. نيروهاي خودي از خطوط پدافندي پراكنده و گسترده در منطقه شرق كارون آزاد شدند و با اتكا به مانع طبيعي مناسب (رودكارون) با حداقل نيرو و امكان |
|||||
|