صفحه اصلی
loading...
 
 
 

عروج آسمان

شاعر / نويسنده : الهام بلوچي

در آن دستان سردت، بوسه زد پهلوي قرآن را
كه يوسف ترك كرد از پيش چشمان تو كنعان را
و مادر گفت: فرزند من، آهوي سيه چشمي
كه خالي مي كند پيش نگاهش، شير، ميدان را
نوار سبز بر سر، خنده بر لب… تا كه بگذارد
براي هر كه مي خواهد غم تاج سليمان را
به سوي مرگ جان كندن، بهاي زنده بودن شد
كسي اينجاست مي بخشد براي زندگي، جان را
به بالا چشم مي دوزد غروبي سرخ، جبرائيل
ببيند شايد آن بالا، عروج سرخ انسان را

منبع: كتاب در متن شعله ها، دفتر سوم، به كوشش : حسن يعقوبي، ص20
مطلب بعدی »