|
|
|
|
|||
نگاه تو
شاعر / نويسنده : فرزانه يزدان شناس
مطلب بعدی »
انگار كار توست كه توفان به پا كني تو آمدي كه دِينِ خودت را دا كني از خاكريزهاي زمان مثل آفتاب سَر مي رسي كه خون به دلِ ابرها كني پَر مي زند به سمت افق ها نگاه تو تا اينكه از قفس، دلِ خود را رها كني حالا كه آسمانِ غزل خيسِ اشك شوق وقتش رسيده است به عهدت وفا كني يك جبهه، يك حماسه كه در انتظار توست آماده اي كه جان خودت را رها كني مجموعه شعر: شبيه تو بي نشان، نويسنده: فرزانه يزدان شناس، ص103 |
|||||
|