صفحه اصلی
loading...
 
 
 

تنهایی

شاعر / نويسنده : عبدالرضا شهبازي

براي برادر جانبازم «احمدرضا» كه هنوز بدنش بوي باروت مي دهد

شلمچه هنوز
براي بوي عاشقان
بي قرار است
ديگر در هورالهويزه
قايقي نيست
تا در خروش نيزران
شنا كند
كاروان!
حرف بزن
با موج هايت
ترانه بخوان
كه ديگر
نخل ها
آواز نمي خوانند
خرمشهر!
گلدسته هايت
چقدر خاموشند؟
ديگر صداي فرشتگان
با موج انفجار
هم آواز نمي شوند
چنگوله!
مگر دست هايت
تبرك پوتين هاي برادرم نيست؟
آه!
ديگر زمين خسته است
و برادرم
تحمل كوچه هاي خاك آلود را ندارد
و هم غروب
با درخت هاي شكسته
خاطره ي هشت سال تنهايي اش را
بازگو مي كند.

كتاب به وسعت درخت سيب، گزيده شعر پايداري و مقاومت استان لرستان ، به كوشش عبدالرضا شهبازي،ص52
مطلب بعدی »