سال هاى زیادى از تحصیلش در حوزه علمیه نمى گذشت که حال و هواى جنگ و مسئولیت الهى او را به میادین نبرد حق علیه باطل کشاند. او از طرف دفتر تبلیغات به لشکر 27 محمد رسول الله (ص) اعزام شد و با مجاهدت و جانفشانى در خط آتش فکه، در عملیات والفجر مقدماتى قرار گرفت. باران سرب داغ و آتش را به چشم دید و اندکى بعد در عملیات والفجر 1 گلوله اى در فکه، پیام آور بهشت برین الهى شد. 24 / 1/ 1362 روز پرواز او بود که نشان در بى نشانى یافت.
پیکر مطهر این مجاهد شهید، یازده سال میهمان خاک هاى گرم جبهه هاى جنوب بود تا پس از شناسایى، باقیمانده پیکرش را به زادگاهش آوردند و در تابوتى سبکبار بر روى دستان با کرامت مردم کاشان تشییع شد.
بسیار دوست دارم که درس را ادامه دهم و پاى درس پدر دانشمندم زانو بزنم اما چه کنم که حسین مرا صدا می زند... اگر لبیک نگویم دیگر چگونه جرأت می کنم زیارت عاشورا بخوانم »یا لیتنا کنا معکم فَاَفوز فوزاً عظیماً .«