شماره: 454
تاریخ: پنجشنبه 11 دی 1348
ساعت: 03:30 قبل از ظهر
دسته: خاطرات ایثارگران، نسخه چاپی مطلب
در عمليات بيت المقدس7 يكي از بچه ها مجروح شده بود، مي گفت: «برادار! اميدوارم روحيه تان تضعيف نشود، من تركش خورده ام.» گفتيم: «خوب منظور؟» گفت: «هيچي، مي خواستم بگويم آخ مُردم!»