|
|
|
|
|||
سفره ی افطار
شاعر: محمد جواد شاه مرادی «آسمان»
مطلب بعدی »
نکند این منم، این نخل که خوابیده در آب... جسم بی جان خودش را چه کسی دیده در آب؟ دسته ای ماهی سرخند که اطراف منند؟ یا همین عکس غروب است که تابیده در آب؟ موج،خرما، پریان، کف، لب دریا، پریان چه کسی سفره افطار مرا چیده در آب؟ ساعتی پیش، چه در گوشه ی شط خوانده تفنگ؟ که تنم ثانیه ای بیش، نرقصیده در آب؟ آن که نقاشی لب های مرا تشنه کشید لحظه ای بعد، مرا کشته پسندیده در آب خود اروند، شهیدی است که هم بغض من است نیست دلچسب تر از گریه ی دزدیده در آب راه من گم شد و ماند از بدنم خاطره ای تاول خونی مهتاب که ترکیده در آب منبع: کتاب همیشه های هنوز 2 |
|||||
|