سال ۱۳۴۲ آن گاه که خزان برگ ریز با دستان طلایی اش به نوازش زمین آمده بود، کودکی دیده به جهان گشود . نامش را محمد نهادند تا همواره قدم در راه خاتم الانبیاء گذارد و پیرو شریعت اوصیاء گردد.
به هنگام تحصیل با شوق و علاقه ی وافر وارد جرگه ی علم آموزان شد و توانست تا چهارم دبیرستان در این محفل بماند.
قامت عطرآگین او با باران رحمت الهی وضو می ساخت و درمحافل قرآنی و دعا به راز و نیاز با معبود می نشست و روح و جسمش را با پرتو نور خداوند صفا می بخشید و برای رسیدن به ساحل نجات متوسل اهل بیت: می شد.
او که ایمان به خدا را سرلوحه ی کارهای خویش قرار داده بود در همه وقت کمک حال پدر و مادر بود و چون پروانه ای دور شمع وجود آنان می گشت.
پس از به بار نشستن نهضت انقلاب به عضویت مدرسه ی عشق درآمد و سر در راه حفظ آرمان های انقلاب نهاد. هنوز زمان زیادی از نشستن لبخند آزادی بر لبان وطن نگذشته بود که بانگ جنگ وجودش را بی قرار کرد و محمد راهی عرصه ی جهاد شد.
او پس از دلاوری های فراوانش سرانجام در بهمن ماه سال ۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی جام زرین شهادت را لاجرعه سرکشید و به افلاکیان پیوست و سرزمین فکه پیکر مطهرش را در خود پنهان کرد.
«بسم رب الشهدا و الصالحین »
«انا لله و انا الیه راجعون »
ما از خداییم و به سوی او بازگشت خواهیم کرد.
سلام و درود فراوان به حضرت مهدی (عج) و نایب بر حقش امام خمینی، بت شکن زمان ،که همانند حضرت ابراهیم توانست در برابر ظلم و جنایات پهلوی و بت هایی که ساخته بود تنها استقامت کند و در هم بشکند و هیچ وقت پشت به دشمن نکند و نمی کند .
جبهه بزرگترین نعمتی است که خداوند جهانیان به ما عنایت فرموده و ما اکنون باید قدر او را بدانیم و به فرموده های ایشان گوش بدهیم و از دستورات آن سرپیچی نکنیم .
یکی از آن فرموده های ایشان که خود می دانیم و همیشه از آن دم می زنیم وحدت کلمه است که برای پیروزی هر چه زودتر انقلاب اسلامی باید به آن نایل گردیم .
سلام بر شهیدان گلگون کفن از شهدای کربلای حسین(ع) تا شهدای کربلای ایران ، این شهیدانی که به «هل من ناصرا ینصرنی» حسین(ع) لبیک گفته اند و راهشان را ادامه داده اند .
ولی باز هم این شهیدان آرزویی داشتند ، گرچه هیچ آرزویی از این بهتر نیست که شهید می شوند ولی آرزو داشتند که در کربلا همدیگر را ملاقات کنند و دور هم جمع بشوند و قبر شش گوشه امام حسین(ع) را زیارت کنند و ما باید ادامه دهنده راه این شهیدان باشیم تا انشاالله زود ریشه ابرقدرت های شرق و غرب از سر ما کوتاه گردد و پرچم جمهوری اسلامی در همه جا مستدام گردد و این حقیر سفارشم به شما مردم همیشه در صحنه است که دعای توسل و کمیل را فراموش نکنید و همیشه در آن ها شرکت کنید و از خدا طلب آمرزش کنید.
زیرا این دعاهای شما تاثیر بسزایی دارد و حتماً یکی از مصیبت ها را در میان آن دعاها بخوانید و گریه کنید.
و همیشه بچه هایتان را با همه ی ارگان های انقلابی آشنا بسازید و نگذارید در بین شما ضد انقلاب رخنه کند و برای همیشه پوزش را به خاک بمالید. اگر من به فیض شهادت نایل گردیدم به پدر و مادر من بگویید که شما از اینکه من شهید شدم نگران نباشید و برای من گریه نکنید و به آن مادران و پدران شهید داده دلداری بدهید و من نزد شما امانتی بیش نبودم که خداوند به شما داده بود.
و آن چنان از این امانت نگهداری کردید که من در برابر شما خجالت می کشیدم و شرمنده بودم و چنان که امام می فرماید : من دست چنین پدر و مادرانی که این چنین فرزندانی به بار می آورند می بوسم. پدران شهید و مادران شهید ببینید اجر شما چقدر بالا است که امام دست شما را می بوسد و در ضمن اگر من شهید شوم به پدر و مادرم بگویید آن کلمه ناکام را برای من نگذارید زیرا کامی از این بهتر نمی توانم پیدا کنم پدرم من در برابر آن زحماتی که تو برای من کشیدی و الان من را در راه خدا قربانی کردی ، شرمنده ام . از این که نتوانستم حتی یک لحظه از آن زحمات را جبران کنم ، مادرم تو آرزو داشتی که حجله دامادی برای من بگیری و آلان به آرزویت نرسیدی ولی شهادت پر افتخارترین چیزی است که من امیدوارم که نصیب همه شما گردد و از آن حجله دامادی گرفتن هم اجرش بیشتر است و اجر شما در نزد خداوند تبارک و تعالی بیشتر از آن است که می توانم برای شما توصیف کنم.
مادرم تو مرا بزرگ کرده و با آن بی خوابی هایی که شب ها برای من کشیدی و حتی یک لحظه نمی توانستی ببینی که کوچک ترین عضوی از بدنم زخمی بشود ولی الان در راه خدا فرستادی و خدا این اجازه را داده است که من را قربانی کنی و به قرآن این بزرگترین سعادتی است که خداوند به شما مادران شهید و پدران شهید داده است .
پدرم و مادرم مرا حلالم کنید از زحماتی که شما برای من کشیدید .
از خداوند تبارک و تعالی تقاضا می کنم که برادران و خواهرانم و پدرم و مادرم همه ی آن ها شهید از دنیا بروند و در بستر نمیرند ،اگر من شهید شوم دعای توسل ۴ جلسه در خانه مان برگزار کنید و در یکی از روزهای مراسم بزرگداشت از آقای ملکیان امام جمعه قمشه تقاضا نمایید که سخنرانی نماید و از قول من سلام برسانید و همیشه در کارهایتان نظم داشته باشید و جمله ی حضرت علی ( ع) را از یاد نبرید که می فرماید :
« اوصبکم بِه تَقوا اللهُ انظمُ اترکم »در کارهایتان نظم داشته باشید و در همه ی زمینه ها به یاد این حدیث باشید و از ذهن خود دور نکنید و من اگر شهید شوم در گلستان شهدا به خاک بسپارید و به مادرم بگویید در هر شب جمعه قدری حنا بر سر قبر من بمالد و پرچم سبزی که حاجی ها از مکه می آورند در خانمان نصب کنید و روی سنگ قبر من این دعا را بنویسید :دعا به امام : خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار و حتماً فراموش نکنید.
« والسلام علیکم من تبع الهدی ».