|
|
|
|
|||
حرف آخر
شاعر: طوبی صافی
مطلب بعدی »
نوشتی حرف های آخرت را سرودی زخم های پیکرت را میان سیل جمعیت من آن روز ندیدم اشک های مادرت را و می گفتند ساده می گذشتی ندیدم سادگی باورت را و هر دم عشق با تو هم نوا شد تو خواندی سوز و ساز سنگرت را به دنبال نشانی از تو گشتم ندیدم من پلاک و دفترت را وصیت نامه ات رنگین زخون بود نخواندم حرف های آخرت را منبع: کتاب همیشه های هنوز 2 |
|||||
|