چهار، پنج ساله بود كه همراه پدر كه مدرس قرآن بود در نماز جماعت مسجد و جلسات قرآن
كريم حاضر م ىشد و پايه هاى اعتقادى خود را مستحكم مى كرد. در تظاهرات و راهپيمايى ها عليه
رژيم منحوس پهلوى نقش فعال داشت. هنگامى كه كفتاران بعثى به بيشه شيران حقيقت حمله كردند،
عازم جبهه هاى نور شد و پا به پاى رزمندگان به دفاع از حريم اسلام و كشور پرداخت.
شهيد منّانى چندين بار به جبهه عزيمت نمود. يك بار در منطقه ايلام در حمله هواپيما هاى
دشمن مجروح گشت و پس از مداوا بار ديگر با نواى رحيل قافله جبهه، همدم بچه هاى جنگ شد
و اين همزمان با آغاز عمليات والفجر 2 در منطقه عملياتى پيرانشهر در غرب كشور بود كه آخرين
صفحه زندگى خود را با شهادت ورق زد و قرين سعادت گشت و در جوار حضرت حق آرام گرفت.
» إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ «
پيكر پاك اين شهيد مجاهد سال ها در منطقه عملياتى ماند تا در سال 72 ، گروه تفحّص باقيمانده
پيكر او را به شهر اصفهان فرستادند.
از خدا بخواهيد در هر حال مواظب و مراقب ما باشد كه شيطان خارج كه ابليس و داخل كه نفس باشد با دامهايى كه در آن دانه ريخته اند منتظر صيد ما هستند . بياييد راضى به رضاى خدا باشيم و امور را با حركتمان به خدا واگذار كنيم .