شهید ناصر پناهى، طلبه پارساى حوزه علمیه قم که دوستانش او را به ورع و تقوا و عبادت میشناسند، پس از دیپلم وارد حوزه شد و تحصیلات مقدماتى را شروع نمود. در همان سنین نوجوانى پس از یک دوره آموزشى در پادگان امام حسین(ع) در خمینى شهر، راه جبهه را برگزید.
در عملیات والفجر 4، فاو و کربلاى 4 مجاهدت ها نمود و در گرماى طاقت فرساى جنوب، دو سال به رویارویى با کافران بعثى پرداخت.
شهید پناهى به ورزش بسیار توجه داشت و خوشنویسى و خطاطى از هنرهاى مورد علاقه
ایشان بود. او از همان ابتداى دوران متوسطه، عضو انجمن اسلامى دبیرستان بود و توجه به مسائل و مبانى مذهبى را از همان دوران آغاز کرده بود و در جبهه نیز از اعضاى آموزش عقیدتى و سیاسى لشکر محسوب مى شد. این شهید پارسا در جزیره ام الرصاص بر اثر اصابت ترکش به کاروان شهیدان پیوست و پیکر پاکش یازده سال میهمان خاک گرم جنوب بود تا سرانجام گروه تفحص باقیمانده پیکر او را یافتند و در تاریخ 12 / 4/ 1376 بر روى دستان لرزان و با کرامت مردم درچه تشییع و در گلزار شهداى اسلام آباد به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه:
پیام من این است که شهیدان اسلام را پایمال نکنندهر چند که شهیدان راه آنان را فراموش کرده اند و راه امام خمینی را ادامه دهند و خوب باشند و یک مسلمان واقعی باشند که دشمن به ما نخندد و فقط راهشان راه این شهیدان اسلام باشد.
او در آخرین سرود ههایش خطاب به پدر و مادر خویش گفته است:
« از تو مى خواهم که صبر سرخ بنمایى!
رضا باشى به تقدیرى که از بهر تو پیش آمد
که حق یار و پناه صابران باشد ... »