|
|
|
|
|||
درد دل مادر شهید گمنامپنجشنبه 11 دی 1348
آی قــصــــه قــصــــه قــصــــه
نــــون و پنیـــــــر و پسـتـــــه
یــــک زن قـــد خـمـیــــــــــده
روی زمیـــــــن نشـسـتــــــه
یــــک زن قـــد…
چشم ها را دوباره باید بستپنجشنبه 11 دی 1348
خانه ی خاطرات کودکی ام
بوی سیمان نداشت ، خشتی بود
پدرم عارف قبیله ی خاک
مادرم ، حوری بهشتی بود
صبح ها با صدای ساز اذان
هر دو با هم نماز می خواندند
ربنا آتنای دل را…
عشق را موج انفجار گرفتپنجشنبه 11 دی 1348
چهره شاهدان غبار گرفت
عشق را موج انفجار گرفت
چفیه، پوتین، پلاك، سنگر، كو
زیر رگبار دیده ی تر كو
خشم و لبخند شور و عشق و جنون
روح ایمان و جسم غرقه به خون
جبهه و…
بسیجی دست مریزادپنجشنبه 11 دی 1348
یه روزی روزگاری ، دو تا بچه بسیجی
نمی دونم كجا بود تو «فكه» یا «دوعیجی»
تو «فاو» یا «شلمچه»، تو «كرخه» یا تو «موسیان»
«مهران» یا «دهلران»، تو « تنگه حاجیان»
تو…
غریبه در چشم رهگذرانپنجشنبه 11 دی 1348
خیس از مرور خاطره های بهار بود
ابری كه روی صندلی چرخدار بود
ابری كه این پیاده رو او را مچاله كرد
روزی پناه خستگی این دیار بود
آن روز ها كه پای به هر قله می گذاشت ، …
آئینه جنگپنجشنبه 11 دی 1348
ای جماعت جنگ یک آئینه است
هفتة تاریخ را آدینه است
لحظهای از این همیشه بگذرید
اندرین آئینه خود را بنگرید
داغ بود و اشک بود و سوز بود
آه ! گویی این همه دیروز بود
اینک…
دست علی به همراه بسیجپنجشنبه 11 دی 1348
یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج
یا علی خون حسینت کی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج
تا علمدارش گشاید بال…
شطرنج جنگ ...پنجشنبه 11 دی 1348
به یاد سردار نورعلی شوشتری فرمانده ی هدایت عملیات جبهه های جنگ
سرباز های سیه رو ، در پیله های تنیده
تا زیر گردن زره پوش ، از ترس ، دندان گزیده. ..!
آن سوی این صفحه…
شهر خفتهپنجشنبه 11 دی 1348
آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
فریادشان تموج شط حیات بود
چون آذرخش در سخن خویش زیستند
مرغان پرگشوده طوفان که روز مرگ
دریا و موج و…
یک بار هم بابای معلوم الاثر باشپنجشنبه 11 دی 1348
ای پیش پرواز کبوتر های زخمی
بابای مفقود الاثر! بابای زخمی!
دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر
پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟
تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
یک…
|
|||||
|