به سال 1341 در روستای ازیران در خانواده ای مؤمن کودکی چشم به جهان گشود که نام او را محمد جواد گذاشتند . محمد جواد آخرین فرزند پسر خانواده بود از این رو مورد توجه خاص پدر و مادر قرار گرفت .او در هفت سالگی در مدرسه ثبت نام کرد و قدم در راه علم و تحصیل گذاشت . دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید و دوره متوسطه را در دبیرستان ادب اصفهان سپری کرد .
با خانواده رفتار خیلی خوبی داشت . بعد از اینکه از مدرسه بر می گشت بدون اینکه کسی به او بگوید به کارهای کشاورزی می پرداخت . به مردم می گفت : به یاد جبهه ها و امام عزیز باشید . از طریق بسیج و برادران قدمعلی شجاعی و پرویز شیرازی با جبهه و جنگ آشنا شد .
محمد جواد بعلت اشتغال به تحصیل در شهر در جریان مبارزات مردمی نیز بود و یک روز از آن روزها ، با برادر حسن دهقانی در حین برگشتن به خانه مورد اصابت گلوله منافقین کوردل واقع شد و در بیمارستان عیسی بن مریم تحت مداوا قرار گرفت . او دروازه بان موفقی در رشته فوتبال بود . مردم روستا هنوزهم بر خورد او و دوستانش را در مورد گرانفروشی کاسبان دور گرد در ذهن دارند .
نحوه شهادت از زبان همرزم شهید :
در تاریخ 22/1/62 شب هنگام ، عملیات شروع شد ، ساعت 30 دقیقه بامداد فرمانده محور عملیات (سرداررشید اسلام شهید قوچانی) گفت : « عراقی ها در50 متری ما هستند . » قسمتی ازمنطقه لورفته بود . به منطقه مین رسیدیم مقدار10 متر از100 متر میدان مین را جلو رفته بودیم که تیربارهای عراقی شروع به باریدن کرد . در این حال محمد جواد به من گفت : یک موشک آرپی جی به من بدهید تا من سنگر آن ها را خاموش کنم و با یک موشک آرپی جی سنگر را متلاشی کرد . درمرتبه دوم محمد جواد به کمکی خود شهید محمدلاوی گفت : یک موشک به من بده تا سنگر دشمن را از بین ببرم ، بلافاصله بعد از شلیک آرپی جی، محمد جواد مورد اصابت گلوله دوشیکا از ناحیه پهلو قرار گرفت و به فیض عظمای شهادت نایل آمد و سر و جان در گرو محبوب و معشوق نهاد و به خیل عشاق ره یافت .
ویژگی های اخلاقی :
او جوانی شجاع و رشید و در حین حال شوخ و بذله گو بود . از نوجوانی تقوا و پارسایی را پیشه عبودیت خود قرار داده و اهل مطالعه و مراعات حلال و حرام بود . تواضع و فروتنی اش هر کس را مجذوب می ساخت ، از کمک به دیگران لذت می برد . در وفای به عهد ثابت قدم و پیش قدم بود . و با دیگران با روی گشاده برخورد می کرد . و همواره تبسمی نمکین بر لب داشت
فرازی از وصیت نامه شهید
الهی ، پروردگارا تنها انگیزه شرکتم در این جهاد مقدس رضای توست ، نه چیز دیگر و هدفم رسیدن به توست پس دریاب مرا و از گمراهی نجاتم بخش و به راه راست هدایتم کن .(اهدناصراط المستقیم )
و اینک سخنی با تو فرمانده جبههها مهدی زهرا ، منجی عالم بشریت و نائب بر حقش ، ای مهدی موعود ، ای کاش صدها جان داشتم و برای زمینه سازی حکومتت فدا میکردم ، ولی افسوس که یک جان بیش ندارم ، سلام مرا پذیرا باش و به کمک رزمندگان بشتاب و ای نائب امام زمان ، سپاس خدای را که یکی از سربازان جان بر کف توام و تا خون در رگ و رمق در بدن دارم از راهت حمایت کرده و با خونم حماسه میبخشم و از همه رهروان میخواهم آنان نیزچنین کنند و اینک سخنی با پدر ومادرعزیزم : سلام علیکم ؛ ای مادر عزیز که از امانتت خوب نگهداری کردی و به صاحب اصلی اش باز گرداندی ، ای مادر نمی دانم که چطور از این همه زحمت که برای بزرگ کردن من کشیدی سپاسگزاری کنم و از تو میخواهم مرا حلال کنی و در موقع شهادتم صبور باشی و با مشکلات کنار آیی . و ای پدر عزیزم ، که برای من همچون یک معلم اخلاق بودی و در همه امور برای این که من درس بخوانم در تمام لحظات چه در موقع خوشی و چه در موقع ناراحتی مرا از درس منع نکردی از شما سپاسگزارم و از تمام برادران و خواهرانم و از تمام مردم ده حلالیت میطلبم ، و از آنها میخواهم که برای من اگر مراسمی برگزار کردند در آن از برادران حزب الله دعوت کنند که سخنرانی نمایند و قرآن را اگر یک سوره هم میخوانند با ترجمه بخوانند .
من از جوانان روستای ازیران میخواهم که در مقابل خون شهیدان بی تفاوت نباشند و تا جان در بدن دارند به اسلام یاری دهند و به جبهههای حق علیه باطل بروند که ما همه از خدا هستیم و بسوی خدا باز میگردیم . ( انا لللّه و انا الیه راجعون )
یک سخن با شما مردم
افرادیکه واقعاً برای شما دلسوز هستند از منافقین تشخیص دهید و نگذارید مانند پرویز شیرازی بعد از شهادتش برای شما شناخته شود .
برادران با گرانفروشان و محتکران مبارزه کنید . برادران حزب الله همیشه این آیه قرآن را مد نظر قرار دهید که میگوید :
خداوند هرگز در وضع ملتی تحول ایجاد نمیکند مگر آنکه آنان خود وضعشان را دگرگون سازند .
در پایان از پدر و مادرم می خواهم که مرا نیز در بهشت عشاق به خاک بسپارید .
والسلام
برادر شما محمد جواد مولائی