بنده پدرمحمدرضا ربانی ، معروف به رسول هستم . ایشان در شهریورماه 1344 در خوراسگان متولد شدند؛ دوران طفولیت را آنجا بودند و به دبستان رفتند و ادامه دادند تا این که در سال 1364 موفق به اخذ دیپلم شدند و در همان سال به دانشگاه نیز راه یافتند و در بین تحصیلات جدید گاه گاهی هم درس طلبگی میخواندند.
از کودکى اهل معنویت و مجاهدت و مقید به انجام انواع مستحبات بویژه نماز شب بود و بر اقامه نماز اول وقت اهتمام جدى مى ورزید. مسئولیت پایگاه مسجد رضوى را به عهده داشت.
از سال 61 تا 67 ایشان حضور مستمر در جبهه داشتند و محسناتی داشت که من چون پدر ایشان هستم، سزاوار نیست که بگویم؛ ولی با این حال برای این که مردم بدانند افرادی که شهید می شوند، چه اشخاصی هستند بیان می کنم. اینها مثل این که انتخاب شده هستند . رسول دارای اخلاق و رفتار بسیار عالی، بخصوص دارای عزت نفس بود و عفیف و بردبار و صبور و با حیا بود. نسبت به اهل علم و علما خیلی علاقه مند بود، مخصوصاً نسبت به رهبر کبیر انقلاب علاقه خاصی داشت و این مس أله را در وصیت نامه اش هم متذکر شده است . علاقه مند به امام حسین(ع) و اهل بیت بود و در اوقات فراغت، در مجالس وعظ و مباحث دینی حاضر می شد و به بچه های خانه(خواهران و برادرانش ) سفارش می کرد که در مجالس عزاداری و دینی شرکت مؤثر داشته باشند.
علاقه مند به صله رحم بود و با بچه ها بسیار مهربانی می کرد. او همیشه نماز را به جماعت ادا می کرد و مسأله نماز را آنچنان در خانه ما پایدار نموده است که بچه های کوچک خانه وقتی از مدرسه برمی گردند، تا نماز را نخوانند، هیچ کار دیگری انجام نمیدهند.
علاقه شدید وی به جبهه باعث شد که در عملیات متعددی از جمله : فتح المبین، خیبر، رمضان، محرم والفجر 8، کربلای 5 و بیت المقدس 7 شرکت داشته باشد و در همین عملیات اخیر به شهادت برسد. در یکی از عملیات ها از طرف حوزه علمیه اصفهان اعزام شد که ظاهراً ملبس به لباس روحانیت شد و رفت و با این که آمادگی کافی نداشت، چون مردم روی او شناخت کافی داشتند به اقامه نماز جماعت و تبلیغ پرداخت به حدی که بعد از پایان مأموریتش ، دیگران که آمده بودند از فرماندهی شان سراغ ایشان را میگرفتند که شخصی به نام محمد رضا ربانی خیلی خوش زبان و خوش اخلاق است و اگر می شود ایشان را برای ما بفرستید . در ضمن وصیت نامه محمدرضا هم خصوصیات اخلاقی و فکری او را نشان می دهد.
زامش در سوم خرداد سال 1367 بود که با زبان روزه به سنگر عشق و شهادت شتافت و در نبردى سنگین بعد از انهدام یک تانک دشمن و به هلاکت رساندن چند مزدور عراقى بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ در کربلاى شلمچه به ضیافت الهى راه یافت.
شهید ربانى همواره زمزمه مى کرد : "اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد".
خدا را شکر که در دورانی پا به عرصه وجود گذاشتم که اسلام رو به رشد و نمو می باشد و در زمانی زندگی می کنم که رهبرم می فرماید :« باید تا آخرین قطره خون با کفار و دشمنان اسلام به خاطر حفظ اسلام جنگید » و خدا را شکر می کنم که با آگاهی کامل از هدفم، مشغول مبارزه با صدامیان کافر می باشم.
این بنده حقیر هر چند لایق این نیستم که خود را در صفوف شهیدان عزیز بیابم، اما از صمیم قلب از خدای خود می خواهم که هر چند لیاقت ندارم ولی با لطف و فضل و عنایات خودش، شهادت در راه خودش را نصیب این بنده گنهکار بنماید و همین جا برای افکار نا آگاه اعلام می دارم که این راه و هدف را با رضایت کامل و عشق به معبودم انتخاب نموده ام و معتقدم شهادت در راه خدا نه تنها فنا و نابودی نیست، بلکه انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر و کاملتر و آغاز حیات جاودانی دیگر است.
هر چند که خودم محتاج به نصیحت و راهنمایی هستم و خودم را لایق این نمی دانم که صحبتی داشته باشم لیکن بر حسب وظیفه الهی خود نکاتی را متذکر می شوم:
1- از آنجایی که مردم کشورمان محب ائمه اطهار مخصوصا” امام حسین(ع) می باشند و در عزاداری های خود در ایام محرم و صفر حسرت می خورند که ای کاش در زمان امام حسین(ع) بودیم و جان خود را نثار او می کردیم، باید متذکر شوم که این انقلاب هم مشابه انقلاب حسین ابن علی (ع) است، یعنی همان طور که امام حسین با یزیدیان جنگید و مرگ در راه خدا را بر زندگی ننگ آور ترجیح داد، ما هم که ادعای شیعه بودن این خانواده را می کنیم و خود را محب آنان می دانیم. باید توجه داشته باشیم که همیشه از امام خود حمایت کنیم و گوش جان به فرمان او که همان امام زمان (عج) است دهیم و منویات و آرزوهایش را جامه عمل بپوشیم و جنگ را در رأس امور قرار دهیم و جبهه و پشت جبهه را گرم نگه داریم که سعادت ابدی در این راه است و مطمئن باشید که به خاطر حقانیت و مظلومیت مان پیروزی با ماست و آن هایی که از این راه سر پیچی کرده اند و خدای ناکرده گوش به رهبر نمی دهند، بدانند که یار امام زمان نیستند و اگر امام زمان (عج) هم بیایند از فرمان او سر پیچی می کنند. باید آن هایی که عمری به عشق امام زمان اشک ریختند و منتظر ظهور آن حضرت بوده اند و خود را یار فداکار آن حضرت می دانستند، بدانند که«بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد » و همانا راه خمینی راه امام زمان و راه پیامبر اکرم (ص) است.
2 – از جوانان عزیز می خواهم که هم چون قبل جبهه ها را پر کنند و گوش به فرمان رهبر عزیز انقلاب باشند و در نظر داشته باشند که ما قبل از انقلاب چه بودیم و در چه جامعه ای زندگی می کردیم و فعلا” چه هستیم و در چه جامعه ای زندگی می کنیم که از منجلاب فساد و تباهی به جامعه تقریبا” مذهبی رسیده ایم که در این راه هنوز به انتها نرسیده ایم و تا عدالت کامل، مسافت های زیادی را باید طی نماییم و از آن ها می خواهم که اگر یک دفعه هم که هست به جبهه بروند و با روحیات عالی و عرفانی رزمندگان آشنا شوند که عشق و عرفان حقیقی در جبهه ها است و در جبهه است که ره صد ساله را یک شبه طی می کنند.
3 – یک جمله هم با روحانیت عزیز و همیشه در سنگر انقلاب دارم و آن این است که ای عزیزان روحانی جوانان عزیز با نثار جان خود به جبهه می روند و آماده فداکاری هستند و احتیاج به تبلیغ شما را دارند، صمیمانه از شما می خواهم که نگذارید جبهه ها خالی از روحانیت باشد که این تنها امید و آرزوی دشمنان اسلام است، چرا که آن ها می خواهند جبهه ها خالی از شما عزیزان باشد، بنابراین سعی کنید این توطئه دشمن را نقش بر آب کنید.
4 – پدر و مادر عزیزم، خواهران و برادران مهربانم، اقوام و دوستان گرامی، از شما صمیمانه می خواهم این حقیر را عفو نمایید و اگر ناراحتی هم از این جانب دیده اید مرا ببخشید و به خصوص از پدر و مادر عزیزم عذرخواهی می کنم که نتوانستم به وظیفه خود نسبت به شما عمل نمایم و زحمات شما را جبران کنم و امیدوارم با شهادتم هیچ گونه ناراحتی به خود راه ندهید و در برابر قضاء و قدر الهی مطیع باشید، چرا که خداوند امانتی به شما داده و حال بنا بر مصلحتی آن را گرفته و دعا کنید که خداوند این قربانی ناقابل را از شما قبول نماید، و از دوستان و تمام کسانی که احیانا” غیبت و تهمتی از این بنده حقیر دیده اند می خواهم که مرا عفو نمایید و دعا کنید که مورد رحمت واسعه الهی قرار گیرم و ان شاء الله هم زندگیمان و هم مرگمان به نفع دین مقدس اسلام باشد.
خداوند ان شاء الله به همه ما توفیق خدمت گزاری به اسلام و مسلمین عنایت فرماید و ما را جزء یاران با وفای حضرت بقیة الله و رهبر کبیر انقلاب قرار دهد و به ما توفیق دهد که تقوای الهی را پیشه زندگی قرار دهیم.
به امید برافراشته شدن پرچم خونین اسلام بر فراز قله های جهان و به امید پیروزی نهایی رزمندگان سلحشور اسلام.