محمدرضا سلطانی تیرانچی، فرزند قنبرعلی و شاه بیگم، در اول فروردین ماه سال 1341 در شهرستان خمینی شهر، روستای تیرانچی به دنیا آمد.
بعد از رها کردن درس، شغل های مختلفی مثل کفاشی و بنایی را تجربه کرد و بالاخره به عنوان شاگرد راننده اتوبوس خط تهران - مشهد، مشغول به کار شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. او برای انجام مأموریت رهسپار زاهدان شد. در 22 سالگی از سوی سپاه به جبهه های جنوب اعزام گشت.
در جبهه فرمانده گردان مسلم از، لشکر امام حسین (ع) بود. حدود 42 ماه در جبهه حضور داشت. او یک بار در جبهه مجروح گشت.
هنگام مرخص ی، مردم را در مسجد جمع می کرد و از ایثارگری های رزمندگان برای آنها صحبت می نمود. کلاس و جلسات قرآن تشکیل می داد و به بچه ها قرآن و آموزش نظامی می داد.
آرزو داشت خداوند مملکت ایران را از شر ستمگران در امان نگهدارد. بزرگترین آرزویش شهادت بود.
محمدرضا سلطانی تیرانچی در تاریخ 61/2/10 در منطقه خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسید .
پیکر او بعد از تشییع، در روستای تیرانچی از توابع خمینی شهر، گلزار شهدای تیرانچی، به خاک سپرده شد.
پدر و مادر عزیز، از شما راضی هستم که چنین فرزندی را بزرگ کرده اید و تحویل جامعه داده اید. من در
دست شما امانتی بودم و باید این امانت به دست صاحب اصلی آن می رسید. ای ملت مسلمان ایران که تاک نون رهبر و انقلاب را حمایت کرده اید، بر شما باد که تا آخرین لحظه و آخرین قطره خون خود، این راه را ادامه دهید و نگذارید خدای نکرده انقلاب به فساد کشیده شود. برادران، همیشه به سخنان امام گوش کرده و از او پیروی کنید. پدر و مادر عزیزم، برای من گریه نکنید چون گریه کردن برای من مانند تیری است که به قلب من فرو می کنید.