محمد شریف زاده، فرزند عبدالرضا و عشرت خانم یثربی، در بیست و دوم شهریور ماه سال 1332 در نائین به دنیا آمد. اولین فرزند خانواده و ساکت و آرام بود.
پدر ایشان از بدو ورود به نجف آباد به عنوان کارمند حسابداری و انبارداری به استخدام کارخانه ریسندگی و بافندگی درآمد. یک سال را در مکتب درس خواند و دوره ابتدایی را در دبستان نظامی نجف آباد آغاز نمود. تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در دبیرستان آیت الله منتظری (پهلوی سابق) نجف آباد ادامه داد.
در دوره دبیرستان با صوت زیبایی قرآن یا خطبه های نهج البلاغه ر ا تلاوت می نمود و عضو انجمن اسلامی دبیرستان بود و همواره در مراسم مذهبی و مراسم صبحگاه حضوری فعال داشت.
به شعر و شاعری علاقه فراوانی داشت و اوقات فراغت خود را با سرودن اشعار و بعضی مواقع حضور در انجمن های ادبی شهرستان سپری می نمود.
در کنار تحصیل به قالی بافی می پرداخت و در کارخانه قند نیز مشغول به کار بود. اهل مطالعه و تحقیق بود و بیشتر کتاب های شهید مطهری را مطالعه می کرد.
پس از اخذ دیپلم در رشته ریاضی برای ادامه تحصیل انستیتو تکنولوژی اصفهان رفت و در رشته نساجی به ادامه تحصیل پرداخت . در طول تحصیل برای بدست آوردن هزینه های تحصیل علاوه بر کار در کارگاه های ساختمانی به آهنگری و برشکاری می پرداخت. قبل از انقلاب به همراه سایر دوستانش با اجرای برنامه های مذهبی و اسلامی به مناسبت های ولادت و یا شهادت ائمه اطهار (علیهم السلام ) سعی در روشن گری دانشجویان همان مرکز آموزشی داشت. امر به معروف و نهی از منکر از ویژگی های اخلاقی و عملی او بود.
تشکیل محل مناسبی برای نمازخانه، جذب دانشجویان به ساخت کتاب خانه و فعال سازی آموزشکده از جمله کارهایی بود که در آن مرکز انجام داد. بعد از اتمام این دوره و طی پنج ماه دوره سربازی- که مصادف با انقلاب بود- پس از دریافت معافی به نجف آباد بازگشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بنا به دعوت دوست و همرزمش حسین پارسا(شهید) وارد جهادسازندگی شد و کمیته فرهنگی جهاد را راه اندازی و فعال نمود.
با شروع جنگ تحمیلی از طریق جهاد به همراه احمد محسنی (شهید)، حسین پارسا (شهید) و عبدالحسین جلالی (شهید) عازم جبهه گردید . و در جهاد اصفهان مستقر در آبادان شروع به فع الیت نمود . در عملیات آزادسازی تپه های ذوالفقاری در معیت سرهنگ صفری شرکت نمود و در اثر اصابت ترکش به ریه اش به سختی مجروح شد و سرهنگ صفوی نیز در همان عملیات به شهادت رسید. او در عملیات فتح المبین و عملیات والفجر مقدماتی حضوری مستمر داشت.
او با کمک تعدادی از دوستانش انجمن اسلامی امیرآباد را پایه ریزی کرد و هر بار مبادرت به انتشار اطلاعیه ها و سخنرانی های مهم می کرد.
او در جبهه جانشین فرمانده گردان بود و در جهاد سازندگی مسئولیت خطیر و حساس امور شهدای جهاد را بر عهده داشت.
به پیشنهاد جهادسازندگ ی جهت پذیرفتن مسئولیت جهاد یکی از شهرستان های استان کردستان به آنجا عزیمت نمود. 22 و روز پنج شنبه دوم فروردین سال 1363 پس از دیوارنویسی و نوشتن شعار (تا بانک لا اله الا الله و محمد رسول الله بر جهان طنین نیفکند مبارزه هست)مورد تهاجم ضد انقلاب از خدابی خبر قرار گرفت و با گلوله مستقیم به شهادت رسید.
پیکر پاک و مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای نجف آباد همزمان با شهدای خیبر به خاک سپرده شد.
قسمتى از وصیت نامه شهید محمد شریف زاده
در کلیه امور خدا را در نظر داشته باشید و قبل از شروع هر کاری جوانب شرعی و الهی آن را در نظر بگیرید. سعی کنید امام را هر روز دعا کنید که او خود پرچم این انقلاب را به صاحب اصلی اش بسپارد.
از خود محورى به شدت اجتناب کنید، کار را فقط بخاطر خداو اسلام انجام دهید، کار براى جهاد و سپاه و حزب و... انجام ندهیداین کار خطر بزرگى است که منجر به بدبینى و اختلاف مىشود. کاربراى خدا انجام دهید، اگر تاکنون انجام ندادهاید اکنون استغفار کنید.