شهید مهدی امینی در سال 1342 در خانوادهای کشاورز در خوراسگان اصفهان چشم به جهان گشود. دوران کودکی و طفولیت خود را در خانوادهای مذهبی ولی مستضعف گذراند. قبل از اینکه سن او به شش، هفت سالگی برسد و طبق معمول به مدرسه برود بعلت ضعف مادی خانواده و شاغل بودن پدر خویش به امور کشاورزی، او همانند بچههای مستضعف و محروم دیگر جامعه به صحرا و به چوپانی مشغول گردید.
وی تا سن دوازده سالگی با محرومیت از همه چیز جامعه به امور کشاورزی پرداخت. در این زمان با رشد فکری و جسمی خود احساس کمبودهای خود را کرد و مهمترین آنها را بیسوادی و در جهل زندگی کردن دانست بهمین دلیل روزها در کنار پدر خویش مشغول کار شد و در شب برای کسب دانش به مدرسه رفت تا اینکه در سن 15 سالگی بود که بعلت ضعف مادی در خانواده خود از کشاورزی دست کشید و بکارهای ساختمانی در رشته سنگ کاری مشغول شد، تا با کسب درآمد از کارروزانه خود امرار معاش کند.
لازم بتذکر است که در حین اینکه در روز مشغول کارنسبتاَ سنگینی بود شب هنگام درس خود را در مدرسه ادامه میداد. زمانی بهمین طریق گذشت تا اینکه جرقه انقلاب انفجاری ایجاد کرد که آتش ظالم سوزان تسکین دهنده محرومین، همه جا را فرا گرفت. او نیز همچون میلیون ها نفر دیگر به امامت و رهبری بزرگ بت شکن تاریخ، نایب بر حق حضرت مهدی (عج) حضرت امام خمینی در تمام تظاهرات و راهپیمائیها و میتینگها شرکت میکرد. تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
باز شهید عزیز مهدی امینی یکی از هزاران افراد پیش تازی بود، که به ندای رهبر همیشه بیدار خود لبیک گفت و در مسجد انقلاب برای آموزش فکری، سیاسی، عقیدتی و نظامی ثبت نام کرد و در آن بطور فعال شرکت جست تا اینکه یکی از خطهای مرموز امریکا بنام جنگ عراق علیه ایران اسلامی و انقلابی ظاهر شد وی با احساس مسئولیت وظیفه خود دانست که به جبهه برود، بهمین دلیل در تاریخ 5/4/1360 پس از یک دوره آموزش خوب و فشرده همراه با گروهی از سربازان امام زمان (عج) و پیشمرگان اسلام و انقلاب به جبهه جنوب اعزام و در خط مقدم محمدیه دار خوئین مستقر شدند تا سدی برای جلوگیری از پیشرفت صدامیان متجاوز کافر باشند، او خدمت خود را به اسلام عزیز و انقلاب گرانبها ادامه داد تا اینکه حمله دشمن شکنی بمنظور شکستن حصر آبادان و بارمز یا ثامن الائمه (علیهالسلام) شروع شد. رزمنده شهید مهدی امینی در این حمله همدوش دیگر کفرستیزان اسلام همچون شیر بر دشمن بزدل خروشیدند و بعد ازبه هلاکت رساندن و اسیر کردن هزاران تن از مزدوران کافر بعثی و پیروزی کامل جند الله عاقبت بعد از دو مرتبه مجروح شدن در مراحل قبل باز با ضرب گلوله حق کشان بیدادگر باتفاق همسنگر همیشگیاش، دوست هرگز جدا نشدنیش، پسر عموی عزیزش، عبدالحسین امینی در تاریخ 5/7/60 به شهادت رسیدو بعد از شهادت باز از ستم کافر صدامیان در امان نماند و جسم کوچک و مطهرش از آتش ظلم کافر صدامی سوخت. پس شهید عزیز مهدی امینی یک مرتبه با ضرب گلوله و خمپاره شهید شد و یک مرتبه با سوختن و خاکستر شدن
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذین قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرزَقون
بنام خداوند تبارک و تعالی که همه حرکات زیر نظر اوست و یاریگر مؤمنین است. درود به روح خدا و رهبر انقلاب امام خمینی و یاران باوفایش روحانیت عزیز و با درود و سلام به روان شهیدان راه حق و حقیقت که پرچم سرخ را در کربلا به اهتزاز درآوردند و سلام بر شما ای پدر و ای مادر عزیز،افتخار کنید و بخود ببالید که چنین عزیزانی ببارآورید و سلام بر شما برادران خوب و مهربانم.
من وصیت کرده بودم و پیش برادرم گذاشته بودم و گفتم که ما داریم بسوی خدا و امام حسین (علیهالسلام) و امام زمان میرویم و در این موقع که خدا میداند که ما بر میگردیم یا شهید میشویم و اگر با خون ما اسلام پیروز میشود و امیدوارم و از خدا میخواهم که آن روز ( شهادت) فرا رسد امشب شب حمله است غلبه اسلام بر کفار است شب خون و شهادت است شب دیدار با امام زمان است شبی است که امام زمان با لباس سفید و اسب سفید و با شمشیر دو دم است که رزمندگان عاشق بدنبال معشوق شان پیش میروند و بر گروه کافران میتازند شب پیروزی اسلام است شبی است که رزمندگان به امام حسین و امام زمان جواب خواهند داد که ما شما را یاری میکنیم.
خانواده عزیزم پدر،مادر، خواهر و برادران یک شهید و یا یکی از شهدا و از این برادران رزمنده جز عشق به امام زمان و از جان و مال و از زندگی خود و این دنیا گذشته و خود را در اختیار دین و هدف و عقیده نهاده است و برای همین بود که میخواستم بشما بگویم چیزی ندارم که بخواهم بنویسم و آنها که رفتند چیزی نداشتند بجزدین و خدای خود برادران شما سلاح مرا به زمین مگذارید و با سلاح ایمان و با مبارزه با کافران و منافقان بجنگید.
خانواده عزیزم همانطور که گفتم برای من گریه نکنید همانطور که امام عزیزمان برای فرزندش گریه نکرد و گفت الحمدالله که او برای اسلام شهید شد و همچنین امام فرمودند که بکشید پیروزید و کشته هم بشوید پیروزید پس بجنگید ای رزمندگان اگر کشته شوید که شهید شدهاید و اگر بکشید آنوقت هم پیروزی با شماست.
پیام من بعنوان یک برادر کوچک و بعنوان یک رزمنده به پدران و مادران این است که فرزندان خود را از کوچکی با اسلام و قرآن و نماز آشنا سازند. تا آن جوانان هر چه بزرگتر شوند عشق بیشتری به دین پیدا کنند و به آنها بیاموزید که همیشه پیرو خط امام باشید و امام بزرگوار خود را یاری نمائید و ببنید فرزندان شما با چه کسی سرو کار دارند خدای نکرده بطور آگاهانه یا ناآگاهانه به دامن این گروه های منافق گرفتار نشوند.
من امیدوارم که جوانان عزیز همیشه دنبال امام و ولایت فقیه باشند و امام را تنها نگذارند.
و پیامم به شما خواهران و برادران این است که ای عزیزان هر کس که خواست خون شهدای ما را پایمال کند بقول امامان با قاطعیت با آنان رفتار کنید و باید شما جوانان راه شهیدان را ادامه دهید و امام را تنها نگذارید اگر امام تنها ماند مثل آن است که رسول خدا تنها مانده، مثل آن است که امام زمان تنها مانده، مثل آن است که حسین را تنها گذاشتهاید.
پدر، مادر دعاها و زیارت شما قبول باشد.
( با تشکر خداحافظ)
برادر شما مهدی امینی 4/7/60