روز فرخنده نیمه شعبان، میلاد یگانه منجی عالم بشریت، در سال ۱۳۳۷ش نویدبخش تولد کودکی از تبار یاران حضرت بقیهالله در خانوادهای متدین بود که نامش را به تبرک نام حضرت اباصالح (عج) مهدی نهادند: شهید مهدی سلیمانپور. مهدی کودکی فعال، زرنگ و باهوش و نسبت به تعالیم دین بسیار حساس بود. وی پس از اتمام دوران تحصیل، برای گذراندن خدمت سربازی عازم شهر مقدس مشهد شد. مهدی علاقه بسیاری به کلام خدا داشت و بههمین دلیل، در پادگان برای سربازان کلاس تعلیم قرآن تشکیل داده بود. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، به خدمت کمیته انقلاب اسلامی اصفهان درآمد و پس از مدتی بهعنوان مربی تاکتیکی در پادگان غدیر وابسته به سپاه پاسداران مشغول بهکار شد. با شروع غائله کردستان، مهدی بههمراه یاران همرزمش به آن دیار شتافت و در کردستان مسئولیت فرماندهی سپاه سنندج را بر عهده گرفت. شجاعت و شهامت او مثالزدنی بود وی اغلب شبها در کوچههای خلوت شهر به گشتزنی میپرداخت و تعدادی از اشرار و ضد انقلاب را در همین گشتزنیها دستگیر کرد. او اخلاق بسیار خوبی داشت و هرگز به نیروهای خود خشم نمیگرفت و همین برخورد سبب میشد که خیلی از نیروها را به خود جذب کند. مهدی معتقد بود که کارهای فرهنگی و عمرانی و هماهنگ با امور نظامی درکردستان لازم است و خود با وقار و صلابت مثالزدنی و اخلاق نیکو در شرکت دادن برادران کُرد در این حرکت و استقرار امنیت و ریشهکنی فقر و محرومیت در آن منطقه نقش مؤثری داشت. سرانجام این سرباز عاشق حق که به هنگام جنگ تحمیلی و عملیات شکست حصر آبادان – ثامنالائمه (ع) – به جنوب هجرت کرده بود، در نیمه شب پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در همین عملیات به آرزوی دیرین خود رسید و سردار ۲۳ ساله سپاه اسلام مستانه جام وصال دوست را سر کشید.